رمضان
صفات رمضان در كلام رهبرانقلاب/
قد اقبل الیکم شهر الله؛ ماه خدا به سوی شما روی آورده است. این بشارتی است که برترین آفریده خدا پیش از فرارسیدن ماه مبارک رمضان و در واپسین ساعات ماه شعبان به امت خود داده است. ماهی پر از برکت و رحمت و مغفرت به سوی امت رسول خدا روی آورده است. ماهی که ضیافت الهی در آن به پا خواهد شد و مشتاقانش از روزها قبلتر به پیشواز و استقبالش رفتهاند.
امام خميني: نخواهيد كه رسول اللَّه ناراحت بشوند!
ان شاء اللَّه با سلامت نفْس وارد بشويد به ماه مبارك؛ و در ماه مبارك خودتان را در ضيافت خداى تبارك و تعالى ببينيد و حق تعالى را مضيف خودتان ببينيد و او را حاضر واقعه ببينيد. اگر خداى نخواسته، يكوقتى خواستيد به يك كسى جسارت كنيد، بفهميد كه در حضور خدا داريد به بنده خدا جسارت مىكنيد. اگر غيبت كرديد از يك مؤمنى، بدانيد كه در حضور خدا غيبت كرديد از يك مؤمنى
.اعمال شما- به حسب روايات- عرضه داده مىشود پيش رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلم. اگر اعمال شما عرضه داده شد و رسول اللَّه ديد شما خلافكار هستيد چقدر ايشان ناراحت مىشود؟! نخواهيد كه رسول اللَّه ناراحت بشوند؛ قلب مبارك ايشان را مكدر نكنيد. اگر يكوقت صفحه عمل من و شما را بردند رسول اللَّه ديد كه از غيبت و از تهمت و از فحش و امثال ذلك پر است، جهت قلبش هم كه او اطلاع دارد همهاش توجه به دنياست، جهت اخلاق هم اخلاقيات فاسده، بغض و حسد و كينه- عرض مىكنم- بدبينى نسبت به مردم، آن وقت يك همچو چيزى ببيند شايد در حضور ملائكة اللَّه و در حضور خداى تبارك و تعالى خجالت بكشد كه اين شخص از پيروان شماست، از شيعيان شماست، از امت شماست ... (صحيفه امام ج2 ص390)
رمضان نفسكش روح ملكوتى انسان است
در دعاهائى كه چه در صحيفهى مباركهى سجاديه، چه در بقيهى دعاهاى مأثورِ براى ماه رمضان وارد شده است، صفاتى براى اين ماه ذكر شده كه هر كدام از اين صفات و خصوصيات، قابل تأمل و تدبر است: «شهر التّوبة و الانابة» - كه من در مورد اين توبه و انابه، بعد چند جملهاى عرض خواهم كرد - «شهر الاسلام»، كه در دعاى صحيفهى مباركهى سجاديه است. مراد از اسلام هم همان چيزى است كه در آيهى شريفه آمده است: «و من يسلم وجهه الى اللَّه و هو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقى».(1) اسلام الوجه للَّه، يعنى دل و جان را تسليم كردن؛ در مقابل ارادهى الهى و حكم الهى و شريعت الهى، رام قرار دادن. «شهر الطّهور». طهور يا به معناى پاك كننده است - يعنى ماهى كه در آن، عنصر پاك كنندهاى وجود دارد كه به انسان طهارت و پاكيزگى ميدهد - يا به صورت مصدر ذكر ميشود؛ يعنى شهر پاك شدن از آلودگىها و از آلايشها. «شهر التّمحيص». تمحيص يعنى خالص شدن. فلز قيمتىِ آميختهى با فلزهاى ناهمذات را وقتى كه در كوره ميگذارند - مثلاً طلا را - اين را تمحيص ميگويند. يعنى جدا كردن ذات پاكيزهى انسانى از ناخالصىها و ناپاكىها. اينها خصوصياتى است كه دربارهى اين ماه ذكر شده است.
به نظر انسان اينجور مىآيد كه ماه رمضان در بين ايام سال و ماههاى سال، حكم اوقات نماز را دارد در شبانهروز. يعنى همان طورى كه در شريعت مقدس اسلامى براى ما كه محصور و محدود به عوامل ماده هستيم، يك فرصتهائى گذاشته شده است كه آن فرصتهاى نماز است - وقت صبح، وقت ظهر، وقت عصر، وقت مغرب، وقت عشا، يك زنگ بيدارباش است، يك خلوت دادن به خود براى ايجاد نورانيت در دل و نفس است؛ ساعات نماز را در شبانهروز براى ما قرار دادند، براى اينكه غرق نشويم؛ از اسارت ماده يك لحظهاى بيرون بيائيم، نفسى تازه كنيم، به ياد معنويت بيفتيم، يكسره غرق در ماديات نباشيم - به نظر ميرسد كه در دورهى سال هم ماه رمضان يك چنين وضعيتى را دارد؛ نفسكش روح انسانى و روح ملكوتى انسان است؛ فرصتى است كه با اين رياضت طولانى يكماهه، نفس از تختهبند عوامل مادى كه ما را احاطه كرده است، خلاصى پيدا كند، نجاتى پيدا كند؛ يك نفسى بكشد، نورانيتى پيدا كند. شارع مقدس، ماه رمضان را براى اين قرار داده است. خوب، اين فرصتى است. (بیانات در دیدار كارگزاران نظام 7 رمضان 1431)
تقوی در قرآن
متن شرح خطبه متقین توسط حضرت آیت الله خوشوقت أعلی الله مقامه (به همراه تحقیق و ذکر منابع) و فایل صوتی آن در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیرُ موفق و معین؛ ثم الصلاة و السلام علی أشرف الانبیاء و المرسلین، حبیب إله العالمین، أبی القاسم محمدصلی الله علیه و علی أهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، من الآن إلی قیام یوم الدین؛ سیّما بقیة الله فی الأرضین.
یکی از خطبه های کتاب ارزشمند نهج البلاغه - که سخنان گوهر بار و پرمحتوای امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام در این کتاب جمع آوری شده است- خطبه متقین است. این خطبه خطبه ای است که مولا امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام درباره صفات، فضائل، آثار و روحیات انسان های باتقوا سخن گفته اند.
مسأله تقوا در اسلام یکی از اساسی ترین و مفیدترین و مؤثرترین عامل در اصلاح فرد و جامعه بشری است. نظر قرآن کریم تنها و تنها همین است که این انسان بدون تقوا را، جز تقوا چیز دیگری نه اصلاح می کند و نه تربیت می کند. صلاح فرد و جامعه زیر سر پیاده کردن و پیاده شدن مسأله تقواست. تقوا هم معنایش اطاعت فرمان خدای متعال است. کسانی که باور دارند خدا هست و باور دارند خدا حرف هایی با انسان ها زده است اگر اطاعت فرمان خدا را بکنند، در اصل یعنی تقوا را در زندگی مراعات کرده اند. به این افراد متقین می گویند.
امیرالمؤمنین علیه السلام امام المتقین
امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام در طول تقریبا پنج سال خلافت ظاهری، مسأله تقوا را، هم با بیان و زبان و هم با عمل به مردم ارائه کردند. ایشان به خصوص در مسأله تشکیل حکومت و اداره امور مربوط به مردم، تقوا را دقیقاً با تمام توان به مردم ارائه کردند. ایشان تقوا را در زندگی، در حکومت، در جنگ، در صلح، در همه مراحل و شئون زندگی هم بیان فرمودند و هم عملاً به مردم ارائه کردند و نشان دادند. لذا ایشان به امام المتقین معروف شدند[1]. با این که همه حضرات معصومین علیهم السلام در عالیترین درجه تقوا و فضائل بودند اما ایشان در اثر همین بیان مفصّل و ارائه تفصیلی تقوا به صورت عملی معروف به این لقب میمون و مبارک شدند.
تقوا، تنها راه نجات جامعه انسانی
به نظر پروردگار متعال اصلاح فرد و جامعه منحصراً در اطاعت از فرمان خود خداست. اسم مخالفت فرمان خدا، معصیت و نافرمانی است. خدای متعال باورش این است، نظرش این است که فرد و جامعه بدون پیاده کردن تقوا به صلاح و تهذیب و تزکیه نخواهد رسید. علم، صنعت، تکنیک، اکتشاف، اختراع و ثروت مادی هیچ کدام عامل اصلاح فرد و جامعه نیستند بلکه برعکس، همه این ها وقتی در اختیار نفس أماره بالسوء قرار میگیرند، مساحت فساد گسترده تر می شود. ظلم و بی عدالتی وسیع تر می شود. خونریزی، غارت و قتل بیشتر می شود. عامل مهمی که نه هزینه می خواهد و نه مکان های فیزیکی لازم دارد و تنها خود انسان از نظر ایمان کافی است که بتواند آن را پیاده کند مسأله تقواست. این کار نه پلیس می خواهد، نه پاسبان می خواهد، نه زندان می خواهد. اگر هر کسی در سایه ایمان شخصی خودش به اندازه باورش مطیع فرمان خدا شود مشکلاتش در زندگی حل می شود و به تدریج صلاح و رستگاری در جامعه بشری گسترش پیدا می کند. بنابراین این نظر پروردگار متعال در قرآن کریم است.
تقوا، توصیه تمام انبیا به امت هایشان
چون پروردگار متعال ضمن آیات عدیده ای در قرآن کریم انسان ها را توصیه به مراعات تقوا کرده است ما نیز از این جهت چند آیه از قرآن کریم درباره تقوا که نظر پروردگار متعال نسبت به تقوا را بیان کرده است بیان میکنیم. یکی از این آیات این است که پروردگار متعال فرمود: مسلمانان فکر نکنید در قرآن کریم من فقط امت اسلامی را دعوت به تقوا کرده ام و از آنها الزاماً خواستم در زندگی تقوا را مراعات کنند؛ بلکه تمام ادیان آسمانی که پیغمبر الهی داشتند و کتاب آسمانی به آنها دادم، در آن کتاب و شریعت آن امت را به تقوا دعوت کرده ام:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم” وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ “[2].
امت های قبل از شما که به آن ها کتاب آسمانی دادیم و همچنین به شما مسلمانان که قرآن دادیم در این سه کتاب به شما توصیه کردیم، سفارش کردیم که وقتی فرمان خدا به شما می رسد با تمام توان اطاعت کنید و مخالفت نکنید.
امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام در یکی از خطبه های نهج البلاغه فرمودند[3]: اولین پیامبر الهی که برای هدایت مردم نازل شد، پروردگار متعال در دستورالعملی که به آن پیامبر عظیم الشأن داد مسأله تقوا در آن دستورالعمل مطرح بود، و بعد به خصوص در کتاب آسمانی خودِ مسلمانان _قرآن کریم _ پروردگار متعال فرمود:
“يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ”[4]؛ اگر منِ خدا را قبول دارید گوش به حرفم بدهید.
خدا دو تا حرف دارد؛ انجام واجب و ترک حرام. اگر واجبی به من رسید باید عمل کنم، حرامی رسید باید ترک کنم. این اسمش تقواست یعنی خود نگهداری از مخالفت فرمان و دستور پروردگار متعال.
تحصیل تقوا، کلید حل تمام مشکلات
پروردگار متعال برای دعوت و گرایش دادن انسان ها به مراعات تقوا در آیات مختلف اسلوب های متفاوتی را به کار برده است. مثلاً دیده بعضی از مسائل در نظر مردم خیلی سخت و مشکل است. از این استفاده کرده و وعده داده که اگر تقوا را مراعات کنید من این مشکل را برای شما حل می کنم مثلاً یکی از مصیبت های خطرناک جوامع بشری در گذشته مسأله قحطی بود. وقتی یک سال، دو سال، سه سال باران نمی آمد، قحطی میشد، مردم از گرسنگی می مردند. قحطی عامل خطر و مرگ آوری بود که همه از آن میترسیدند. آن زمان ها هم وسایل نقلیه مثل امروز نبود که از اقصی نقاط زمین گندم بیاورند. چون امکان آوردن نبود مردم می مردند. لذا مردم از قحطی و بالنتیجه از نیامدن باران و خشکسالی سخت می ترسیدند. خدا یک آیه نازل فرمود که اگر شما تقوای مرا مراعات کنید من کاری می کنم به موقع و به اندازه باران از آسمان بیاید زمین بذرها را رشد بدهد و تربیت کند و ارزاق عمومی انسان ها و حیوانات و نباتات به وفور در روی زمین پیدا شود. اما شرطش این است که انسان ها تقوا را مراعات کنند. فرمود:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. “ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ”[5].
اگر مردمی که در روستاها و شهرها زندگی می کردند تقوا را مراعات می کردند منِ خدا به اندازه و به وقت از بالا باران نازل می کردم و زمین بذرها را سبز می کرد، برکات برای مردم، حیوانات و نباتات به وفور روی زمین پیدا می شد. اما شرط این نعمت مراعات تقواست. ما هنوز ندیدیم یک روستا یا یک شهری کاملاً تقوا را در برابر فرمان خدا مراعات کند تا ببینیم خدای متعال به این عهد و پیمانش وفا می کند یا نه! چون این شرط تحقق پیدا نکرده است ما هنوز ندیدیم. اما خدا این گونه بیان می کند، اگر شما تقوا را مراعات کنید حتما منِ خدا کاری می کنم که قحطی پیش نیاید.
پروردگار متعال برای دعوت مردم به تقوا اعلام کرده است حتی در جنگ هم تقوای شما مفید و مؤثر خواهد شد. فرمود:
“إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً”[6]، اگر شما را تقوا را در زندگی مراعات کنید، کید، مکر و توطئه دشمنان، هیچ لطمه و ضرری به شما نخواهد زد. این وعده خداست و شرطش تقواست.
بنابراین پروردگار متعال برای دعوت مردم به مراعات تقوا یک چنین آثار مادی و معنوی برای تقوا بیان کرده است، و در آیه دیگر فرمود:
“وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً”[7]. کسانی که مستمرّا در زندگی تقوا را مراعات میکنند، پروردگار متعال در تنگناها و مدائق زندگی برایشان راه بیرون شد فراهم میکند و به بن بست نمیرسند، این وعده خداست.
مهم ترین نکته سوره حضرت یوسف علیه السلام
یکی از سورههای مفصّل قرآن کریم سوره مبارکه یوسف است. شاه بیت این سوره این است که حضرت یوسف در آن تنگنا هیچ کاری در امکانش نبود الّا یک کار و آن فرار از نقطه ای که دعوت به گناه می شد. البته فرار به طرف درِ بسته نه درِ باز! غیر از این هیچ راهی نداشت. چون آن زن ملکه مصر بود و یوسف عبد زرخرید بود و کسی را در مصر نداشت. او در نهایت ضعف بود و زن در نهایت قوّت زیرا شوهرش عزیز مصر بود. حضرت یوسف بیش از این نمی توانست کاری انجام دهد. به طرف درِ بسته فرار کرد.
پروردگار متعال میخواهد این جوری القاء کند که ببینید، من موقعی به دل صاحب و شوهر آن زن انداختم که منزل برود، وقتی او این مسافت را طی میکند و پشت در می رسد و کلید می اندازد و در را باز می کند اول کسی که جریان فرار یوسف را رو به جلو و تعقیب زن از عقب و گرفتن پیراهن یوسف را می بیند، شوهر خود زن خواهد بود. خدا چنین وقتی را تنظیم کرد که وقتی در را باز کرد دید یوسف دارد جلو می دود و زن از عقب پیراهنش را گرفته و می خواهد او را نگه دارد. اولین شاهد صدق بر برائت دامن یوسف صدّیق از گناه. خودِ شوهرِ زن شد. خدا می گوید ببینید چون از محل گناه فرار کرد در حالی که بیش از این هم در امکانش نبود، من هم از کار او تقدیر کردم، سپاسگزاری کردم و او را به این شکل نجات دادم. اما پروردگار متعال به علاوه انسان با تقوا کاری کرد که یوسف حجت و برهانش به کمک وعده های الهی غالب بر مکر و حیله آن زن قرار گرفت. بنابراین تقوا آثار متعددی در زندگی انسان ها در روی زمین دارد.
خدا با انسانهای باتقواست
خداوند متعال به طور کلی آیه فرستاد که ”وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ”[8]. یعنی به یقین بدانید که خدا با انسان هایی است که تقوا را در زندگی مراعات می کنند.
خدا با انسان است، یعنی این که انسان ضعیف است، جاهل است، به همه چیز علم ندارد، به همه چیز توانایی ندارد، اما خدا به همه چیز علم دارد، به همه چیز هم قدرت و توانایی دارد. خداوند می گوید تو انسان ضعیف اگر تقوا را مراعات کردی دیگر ضعیف نیستی. تو بعلاوه منِ مقتدر و توانا هستی، هر کجا نتوانی کاری بکنی من می توانم. این آخرین حرف خداست.
درخواست همّام از امیرالمؤمنین علیه السلام
“رُوِيَ أَنَّ صَاحِباً لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام يُقَالُ لَهُ هَمَّامٌ كَانَ رَجُلًا عَابِداً فَقَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صِفْ لِيَ الْمُتَّقِينَ حَتَّى كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ”
همّام یکی از یاران و مخلصین امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام از امام تقاضا کرد که یا امیرالمؤمنین متقین را برایم توصیف کن، این قدر واضح و آشکارا که گویا من دارم آن ها را می بینیم و با ذهنم با اوصافشان آشنا می شوم.
“فَتَثَاقَلَ عليه السلام عَنْ جَوَابِهِ”
حضرت تثاقل فرمودند، یعنی اظهار سنگینی در جواب فرمودند. ظرفیت او را حساب کردند دیدند یک مقداری ظرف تنگ است، لذا جواب را نگفتند.
“ثُمَّ قَالَ يَا هَمَّامُ اتَّقِ اللَّهَ وَ أَحْسِنْ فَ إِنَّ اللّٰهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ[9]“
سپس فقط یک آیه قرآن را خواندند که مربوط به تقوا و نیکوکاری بود. فرمودند: ”يَا هَمَّامُ اتَّقِ اللَّهَ”. تقوا را در زندگی پیشه کن و بدان که خدا با کسانی است که در زندگی تقوا را مراعات می کنند و همچنین با کسانی است که در زندگی محسن و نیکوکارند و کار زشت و بد انجام نمی دهند.
“فَلَمْ يَقْنَعْ هَمَّامٌ بِذَلِكَ الْقَوْلِ حَتَّى عَزَمَ عَلَيْهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه واله”
مشخص بود که همّام به این مقدار از بیان قناعت نخواهد کرد. لذا اصرار کرد و حضرت را قسم داد که مفصل تر بفرمایید. لذا حضرت بعد از نشان دادن آن سنگینی در جواب دادن، شروع کردند به بیان مقدمه ای از مقدمات که در توصیف متقین وجودش ضروری و لازم بود.
“ثُمَّ قَالَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ فَقَسَمَ بَيْنَهُمْ مَعَايِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْيَا مَوَاضِعَهُمْ”.
فرمودند: وقتی پروردگار متعال انسان ها را خلق کرد از طاعتشان بی نیاز بود و از معصیتشان هم هیچ ضرری به او عائد نمی شد. انسان ها هر کاری انجام دهند نفع و ضررش به خود انسان ها برمی گردد، نه نفعش به خدا برمی گردد و نه ضررش به خدا می رسد. این انسان ها هستند که اگر بخواهند انسان وار زندگی کنند باید در طول زندگی تقوا را مراعات کنند و الّا در افساد، خونریزی و تجاوز ملحق به حیوانات جنگلی می شوند. خدا انسان ها را طبق نظام علت و معلول خلق کرد. موجودات یکی پس از دیگری متناسب با نظام علت و معلول با آثار و نتایج مختلفی به عرصه وجود آمدند. از جمله انسان های با تقوا هم در روی زمین موقعیت خاص خودشان را پیدا کردند. فرمودند:
“فَالْمُتَّقُونَ فِيهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ”.
یکی از آثار و علائم انسان های با تقوا این است که ”هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ”؛ یعنی انسان های با تقوا اهل فضیلت هستند. فضائل اخلاقی، فضائل روحی، فضائل ایمانی در انسان های با تقوا به بروز و ظهور می رسد. آنها دارای صبر و تحمل هستند، در مشکلات زندگی وقور و صبور هستند، در سایه ایمان زندگی می کنند، خیرخواه و نصیحت گر دیگران هستند، حق کش نیستند، ظلم و بی عدالتی نمی کنند. این ها فضائلی است که انسان های با تقوا دارند. در سایه مراعات تقوا یک چنین روحیات و صفات و فضائلی در انسان فراهم می شود که در طول زندگی از او به ظهور و بروز می رسد. لذا فرمودند: متقون اهل الفضائل هستند. فضیلتهای خوب که انسان ها باید داشته باشند به برکت تقوا در این انسان ها موجود و به تدریج به ظهور میرسد.
شرح خطبه متقین توسط عارف بالله حضرت آیت الله خوشوقت تهرانی اعلی الله مقامه الشریف
[1] قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا عَلِيُّ إِنَّكَ سَيِّدُ الْمُسْلِمِينَ وَ يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ؛ ص47
[2] سوره مبارکه نساء، آيه: 131
[3] لَمْ تَبْرَحْ عَارِضَةً نَفْسَهَا عَلَى الْأُمَمِ الْمَاضِينَ وَ الْغَابِرِينَ لِحَاجَتِهِمْ إِلَيْهَا غَداً إِذَا أَعَادَ اللَّهُ مَا أَبْدَى وَ أَخَذَ مَا أَعْطَى وَ سَأَلَ عَمَّا أَسْدَى فَمَا أَقَلَّ مَنْ قَبِلَهَا وَ حَمَلَهَا حَقَّ حَمْلِهَا أُولَئِكَ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ هُمْ أَهْلُ صِفَةِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِذْ يَقُولُ وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ...نهج البلاغة، خطبه233، ص: 286، گردآورنده فرمايشات امام اميرالمؤمنين7: سيد رضى، محمد، در يك جلد، مؤسسه نهج البلاغه، قم - ايران، اول ، 1414 ه ق
[4] سوره مبارکه توبه، آيه: 119
[5] سوره مبارکه أعراف، آيه: 96
[6] سوره مبارکه آلعمران، آيه: 120
دعاي روز چهارم ماه مبارك رمضان
“اللهمّ قوّني فيهِ على إقامَةِ أمْرِكَ واذِقْني فيهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ وأوْزِعْني فيهِ لأداءِ شُكْرَكَ بِكَرَمِكَ واحْفَظني فيهِ بِحِفظْكَ وسِتْرِكَ يـا أبْصَرَ النّاظرين”
خدايا نيرومندم نما در آن روز بهپاداشتن دستور فرمانت و بچشان در آن شيرينى يادت را و مهيا كن مرا در آنروز براى انجام سپاسگزاريت به كـرم خودت نگهدار مرا در اين روز به نگاهداريت و پردهپوشى خودت اى بيناترين بينايان.
شرح فرازهاي دعا
آيتالله مجتهدي در شرح “اللهمّ قوّني فيهِ على إقامَةِ أمْرِكَ” ميگويد: خدايا به من قوه بده تا در ماه رمضان بتوانم بهخوبي عبادت و امر تو را اطاعت كنم. عبادت قوه ميخواهد و قوه عبادت غير از قوه جسماني است. وي در ادامه ميافزايد: امام علي (ع) نميتوانست نان خشك را بشكند؛ اما قلعه خيبر را فتح كرد. پرسيدند كه يا علي (ع) تو شجاعي و قلعه خيبر را فتح كردي، چگونه است كه نميتواني نان خشك را بشكني؟ و در پاسخ فرمود: “فتح قلعه خيبر به قوه روحاني بود كه متفاوت از قوه جسماني است. قوه ولايت و قوه روحاني و قوه ولايتي با قوه بدن فرق دارد و من قوه بدن ندارم.” اين استاد اخلاق تأكيد ميكند: ممكن است شخصي 60 سال سن داشته باشد؛ اما قوه عبادتش از جوانان بيشتر باشد. آيتالله مجتهدي تهراني در ادامه اظهار ميكند: بايد دعا كنيم كه در ماه رمضان خدا به ما قوه عبادت عطا كند. در دعاي كميل هم آمده كه خدايا قوه بده به من با جوارحم در خدمت تو باشيم. * بايد مزه عبادت را چشيد وي بيتوجهي به عبادت را باعث بيبركتي زندگي عنوان ميكند و ميگويد: در اين دعا ميخوانيم “واذِقْني فيهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ” يعني خدايا شيريني عبادت را به ذائقه ما بچشان تا قرائت دعاهاي افتتاح و كميل و توسل و روزه و نماز به ما مزه كند. اين استاد بزرگ اخلاق خطاب به طلبههاي علوم ديني ادامه ميدهد: روايت قدسي داريم كه اگر عالمي و طلبهاي به علمش عمل نكند، كمتر عذابي كه ميكنم، اين است كه شيريني مناجاتم را از دل و قلبش ميبرم. آيتالله مجتهدي تهراني درباره ذكر “وأوْزِعْني فيهِ لأداءِ شُكْرَكَ بِكَرَمِكَ” ميگويد: خدايا به كرمت كاري كن كه من اداي شكرت را بكنم. شكر خدا، تنها گفتن الهي شكر نيست. اگر من از نعمتهاي خدا بهجا استفاده كنم خدا را شكر كردهام. اگر چشمم نامحرم را نبيند و گوشم آواز حرام نشود، نعمت چشم و گوش را بهجا آوردهام. * مردم معني دعاهايي را كه ميكنند بدانند وي همچنين درباره “واحْفَظني فيهِ بِحِفظْكَ وسِتْرِكَ” ميگويد: خدايا در اين ماه رمضان من را از انجام گناه حفظ كن. مردم اين را ميخوانند اما معنياش را نميدانند. بايد اين دعا براي مردم معنا شوند. وي ميگويد: روايت است كه اگر گناه بو داشت، دو نفر پيش هم نمينشستند و اگر مردم از عيب هم با خبر بودند، كسي مردهاي را دفن نميكرد. آيتالله مجتهدي تهراني در ادامه ميگويد: ايمان هم “بو” دارد. پيامبر اسلام (ص) وارد خانه شد و گفت: “من بوي اويس را ميشنوم” اويس چون مادرش اجازه نداده بود، منتظر نماند تا پيامبر (ص) به مدينه بازگردد؛ اما بوي خوشش در منزل پيامبر مانده بود. آيتالله مجتهدي تهراني در ادامه ميگويد: قديم همه مردم زيبا بودند چون همه اهل نماز شب بودند و چهرهاي نوراني داشتند. اما الآن چون نماز شب نميخوانند، چهرهها بهزيبايي گذشته نيست. اين استاد اخلاق در پايان سخنان خود درباره “يـا أبْصَرَ النّاظرين” ميگويد: اي خدا كه از همه كسانيكه نظر ميكنند، تو بصيرتر و بيناتري، اي خدايي كه تو بينا به همه اعمال ما هستي، به ما توفيق بده كه در ماه رمضان گناه نكنيم، به حفظ و ستر خودت.
در روایتی از پیامبر اکرم “ص” است که خداوند متعال در هر شب از ماه مبارک رمضان سه بار می فرماید:
هل من سائل فاعطیه سئله؟ 600 in 300
(آیا کسی هست که تقاضایی از من کند تا خواسته اش را به او هدیه بدهم؟)
هل من تائب فاتوب الیه ؟
(آیا توبه کننده ای هست تا پشیمانیش را بپذیرم ؟)
هل من مستغفر فاغفر له؟
(آیا کسی هست که از من مغفرت بخواهد تا بیامرزمش؟)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 15:36 توسط خلیل
|