X
تبلیغات
دینی - اعتقادی

چهارشنبه پنجم آبان 1389

احکام نماز قضا

احکام نماز قضا 

اقامه نماز، راز و نیاز

کسی که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده باید قضای آن را بجا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده یا به واسطه سستی، نماز نخوانده باشد ولی نمازهای یومیه ای را که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده قضا ندارد.

اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازی را که خوانده باطل بوده باید قضای آن را بخواند.

کسی که نماز قضا دارد باید در خواندن آن کوتاهی نکند ولی واجب نیست فورا آن را بجا آورد.

کسی که نماز قضا دارد می تواند نماز مستحبی  بخواند.

اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایی دارد یا نمازهایی را که خوانده صحیح نبوده، مستحب است احتیاطاً قضای آن را بجا آورد.

قضای نمازهای یومیه لازم نیست به ترتیب خوانده شود. مثلاً کسی که یک روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده لازم نیست اول نماز عصر و بعداز آن نماز ظهر را قضا نماید.

اگر بخواهد قضای چند نماز غیر یومیه مانند نماز آیات را بخواند یا مثلا بخواهد قضای یک نماز یومیه و چند نماز غیر یومیه را بخواند لازم نیست آنها را به ترتیب بجا آورد.

اگر کسی نداند که نمازهایی که از او قضا شده کدام یک جلوتر بوده لازم نیست به طوری بخواند که ترتیب حاصل شود و هر یک را می تواند مقدم بداند.

اگر کسی که نمازهایی از او قضا شده، می داند کدام یک جلوتر قضا شده، احتیاط مستحب آن است که به ترتیب قضا کند و آنچه اول قضا شده اول بخواند و دومی را بعد و همین طور.

اگر برای میتی می خواهند نماز قضا بدهند، و می دانند آن میت ترتیب قضا شدن را می دانسته باز لازم نیست طوری قضا را بجا بیاورند که ترتیب حاصل شود.

اگر برای میتی که در مسأله پیش گفته شد بخواهند چند نفر را اجیر کنند که نماز بخوانند لازم نیست برای آنها وقت مرتب معین کنند که با هم شروع نکنند در عمل .

اگر بدانند که میت ترتیب قضا شدن را نمی دانسته یا ندانند که می دانسته ، لازم نیست به ترتیب برای او قضا بجا بیاورند.

در مسأله پیش اگر بخواهند چند نفر را برای به جا آوردن نماز میت اجیر کنند لازم نیست وقت معین کنند و می توانند همه با هم شروع به قضا کنند.

کسی  که چند نماز از او قضا شده و شماره آنها را نمی داند مثلا نمی داند چهار تا بوده یا پنج تا، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافی است و همچنین اگر شماره آنها را می دانسته و فراموش کرده، اگر مقدار کمتر را بخواند کفایت می کند.

کسی که نماز قضا از همین روز یا روزهای پیش دارد می تواند قبل از خواندن نمازی که قضا شده، نماز ادایی را بخواند و لازم نیست نماز قضا را جلو بیندازد.

کسی  که می داند یک نماز چهار رکعتی نخوانده و نمی داند نماز ظهر است یا عصر است یا عشا، اگر یک نماز چهار رکعتی بخواند به نیت قضای نمازی که نخوانده کافی است .

اگر از روزهای گذشته نمازهای قضا دارد و یک نماز یا بیشتر هم از همان روز از او قضا شده، اگرچه لازم نیست نمازهای قضا را پیش از نماز ادا بخواند حتی اگرچه وقت داشته باشد و ترتیب بین نمازهای قضا را هم بداند ولی احتیاط استحبابی آن است که نمازهای قضا مخصوصا نماز قضای همان روز را پیش از نماز ادا بخواند.

تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهای خود عاجز باشد دیگری نمی تواند نمازهای او را قضا نماید.

نماز قضا را با جماعت می شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا، و لازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضای صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند اشکال ندارد.

مستحب است بچه ممیز یعنی بچه ای که خوب و بد را می فهمد به نماز خواندن و عبادت های دیگر عادت دهند بلکه مستحب است او را به قضای نمازها هم وادار نمایند.

 

نوشته شده توسط خلیل در 9:27 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم آبان 1389

احکام نماز آیات از رساله امام خمینی-ره

احکام نماز آیات از رساله امام خمینی-ره

منابع مقاله:

رساله حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه ، ؛


1491 نماز آیات که دستور آن بعدا گفته خواهد شد به واسطه چهار چیز واجب می شود: اول: گرفتن خورشید. دوم: گرفتن ماه، اگر چه مقدار کمی از آنها گرفته شود و کسی هم از آن نترسد. سوم: زلزله، اگر چه کسی هم نترسد. چهارم: رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها در صورتی که بیشتر مردم بترسند، که بنابر احتیاط واجب باید برای اینها هم نماز آیات بخوانند.

1492 اگر از چیزهایی که نماز آیات برای آنها واجب است بیشتر از یکی اتفاق بیفتد انسان باید برای هر یک از آنها یک نماز آیات بخواند، مثلا اگر خورشید بگیرد و زلزله هم بشود باید دو نماز آیات بخواند.

1493 کسی که چند نماز آیات بر او واجب است اگر همه آنها برای یک چیز بر او واجب شده باشد، مثلا سه مرتبه خورشید گرفته و نماز آنها را نخوانده است موقعی که قضای آنها را می خواند، لازم نیست معین کند که برای کدام دفعه آنها باشد و همچنین است اگر چند نماز برای رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها براو واجب شده باشد ولی اگر برای آفتاب گرفتن و ماه گرفتن و زلزله، یا برای دوتای اینها نمازهایی بر او واجب شده باشد بنابر احتیاط واجب باید موقع نیت، معین کند، نماز آیاتی را که می خواند برای کدام یک آنها است.

1494 چیزهایی که نام آیات برای آنها واجب است در هر شهری اتفاق بیافتد فقط مردم همان شهر باید نماز آیات بخوانند و بر مردم جاهای دیگر واجب نیست، ولی اگر مکان آنها بقدری نزدیک باشد که با آن شهر یکی حساب شود نماز آیات بر آنها هم واجب است.

1495 از وقتی که خورشید یا ماه شروع به گرفتن می کند انسان باید نماز آیات را بخواند و بنابر احتیاط واجب باید به قدری تاخیر نیندازد که شروع به باز شدن کند.

1496 اگر خواندن نماز آیات را به قدری تاخیر بیندازد که آفتاب یا ماه شروع به باز شدن کند باید نیت ادا و قضا نکند ولی اگر بعد از باز شدن تمام آن،نماز بخواند باید نیت قضا نماید.

1497 اگر مدت گرفتن خورشید یا ماه بیشتر از خواندن یک رکعت باشد ولی انسان نماز را نخواند، تا به اندازه خواندن یک کعت به آخر وقت آن مانده باشد باید نیت ادا کند بلکه اگر مدت گرفتن آنها به اندازه خواندن یک رکعت هم باشد بنابر احتیاط واجب باید نماز آیات را بخواند و ادا است.

1498 موقعی که زلزله و رعد و برق و مانند اینها اتفاق می افتد، انسان باید فورا نماز آیات را بخواند و اگر نخواند معصیت کرده و تا آخر عمر بر او واجب است و هر وقت بخواند ادا است.

1499 اگر بعد از باز شدن آفتاب یا ماه بفهمد که تمام آن گرفته بوده باید قضای نماز آیات را بخواند ولی اگر بفهمد مقداری از آن گرفته بوده قضا بر او واجب نیست.

1500 اگر عده ای بگویند که خورشید یا ماه گرفته است چنانچه انسان از گفته آنان یقین پیدا نکند و نماز آیات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته اند، در صورتی که تمام خورشید یا ماه گرفته باشد باید نماز آیات را بخواند و اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نیست بگویند خورشید یا ماه گرفته، بعد معلوم شود که عادل بوده اند باید نماز آیات را بخواند، بلکه اگر معلوم شود که مقداری از آن گرفته احتیاط واجب آن است که نماز آیات را بخواند.

1501 اگر انسان به گفته کسانی که از روی قاعده علمی وقت گرفتن خورشید و ماه را می دانند، اطمینان پیدا کند که خورشید یا ماه گرفته، بنابر احتیاط واجب باید نماز آیات را بخواند. و نیز اگر بگویند فلان وقت خورشید یا ماه می گیرد و فلان مقدار طول می کشد، و انسان به گفته آنان اطمینان پیدا کند، بنابر احتیاط واجب باید به حرف آنان عمل نماید، مثلا اگر بگویند آفتاب فلان ساعت شروع به بازشدن می کند، احتیاطا باید نماز را تا آن وقت تاخیر نیندازد.

1502 اگر بفهمد نماز آیاتی را که خوانده باطل بوده، باید دوباره بخواند، واگر وقت گذشته قضا نماید.

1503 اگر در وقت نماز یومیه نماز آیات هم بر انسان واجب شود، چنانجه برای هر دو نماز وقت دارد، هر کدام را اول بخواند اشکال ندارد، و اگر وقت یکی از آن دو تنگ باشد، باید اول آن را بخواند، و اگر وقت هر دو تنگ باشد، باید اول نماز یومیه را بخواند.

1504 اگر در بین نماز یومیه بفهمد که وقت نماز آیات است، چنانچه وقت نماز یومیه هم تنگ باشد، باید آن را تمام کند، بعد نماز آیات را بخواند، و اگر وقت نماز یومیه تنگ نباشد، باید آن را بشکند و اول نماز آیات، بعد نماز یومیه را بجا آورد.

1505 اگر در بین نماز آیات بفهمد که وقت نماز یومیه تنگ است، باید نماز آیات را رها کند و مشغول نماز یومیه شود و بعد از آن که نماز را تمام کرد، پیش از انجام کاری که نماز را به هم بزند، بقیه نماز آیات را از همان جا که رها کرده بخواند.

1506 اگر در حال حیض یا نفاس زن، آفتاب یا ماه بگیرد و تا آخر مدتی که خورشید یا ماه باز می شوند در حال حیض یا نفاس باشد، نماز آیات بر او واجب نیست و قضا هم ندارد.

دستور نماز آیات

1507 نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد، و دستور آن این است که انسان بعد از نیت، تکبیر بگوید و یک حمد و یک سوره تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد، دوباره یک حمد و یک سوره بخواند، باز به رکوع رود تا پنج مرتبه، و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم دو سجده نماید و برخیزد و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.

1508 در نماز آیات ممکن است انسان بعد از نیت و تکبیر و خواندن حمد،آیه های یک سوره را پنج قسمت کند و یک آیه یا بیشتر از آن را بخواند وبه رکوع رود و سر بردارد و بدون این که حمد بخواند قسمت دوم همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همین طور تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام نماید، مثلا به قصد سوره "قل هو الله احد" بسم الله الرحمن الرحیم بگوید و به رکوع رود، بعد بایستد و بگوید: "قل هو الله احد" دوباره به رکوع رود و بعد از رکوع بایستد و بگوید: "الله الصمد" باز به رکوع رود و بایستد و بگوید: "لم یلد و لم یولد" و برود به رکوع بازهم سر بردارد و بگوید: "و لم یکن له کفوا احد" و بعد از آن به رکوع پنجم رود و بعداز سر برداشتن، دو سجده کند و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و بعد از سجده دوم، تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

1509 اگر در یک رکعت از نماز آیات پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در رکعت دیگر یک حمد بخواند و سوره را پنج قسمت کند، مانعی ندارد.

1510 چیزهایی که در نماز یومیه واجب و مستحب است، در نماز آیات هم واجب و مستحب می باشد، ولی در نماز آیات مستحب است به جای اذان و اقامه سه مرتبه به قصد امید ثواب بگویند: "الصلاة".

1511 مستحب است بعد از رکوع پنجم و دهم بگوید "سمع الله لمن حمده" و نیز پیش از رکوع و بعد از آن تکبیر بگوید، ولی بعد از رکوع پنجم و دهم، گفتن تکبیر مستحب نیست.

1512 مستحب است پیش از رکوع دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت بخواند،و اگر فقط یک قنوت پیش از رکوع دهم بخواند، کافی است.

1513 اگر در نماز آیات شک کند که چند رکعت خوانده و فکرش به جایی نرسد،نماز باطل است.

1514 اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت اول است یا در رکوع اول رکعت دوم،و فکرش به جایی نرسد، نماز باطل است. ولی اگر مثلا شک کند که چهار رکوع کرده یا پنج رکوع، چنانچه برای رفتن به سجده خم نشده، باید رکوعی را که شک دارد بجا آورده یا نه، بجا آورد. واگر برای رفتن به سجده خم شده، باید به شک خود اعتنا نکند.

1515 هر یک از رکوعهای نماز آیات رکن است که اگر عمدا یا اشتباها کم یا زیاد شود، نماز باطل است.

نوشته شده توسط خلیل در 9:26 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم آبان 1389

نماز، نشانه بندگی و فرمان برداری

نماز، نشانه بندگی و فرمان برداری
پس از شناختن خدا، باید اعمالی را که مانند نماز و روزه نشانه بندگی و فرمان برداری است به جا آوریم.
خداوند متعال می فرماید: ما سلککم فی سقر*قالوا لم نک من المصلین  (مدثر«74»: 42و 43)، وقتی از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را جهنمی کرد؟ می گویند: علتش آن بود که ما در دنیا نماز نمی خواندیم.

پیغمبر (ص) فرمود: نماز، ستون دین است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر قبول نشود، عبادت های دیگر هم قبول نمی گردد (ر.ک:کافی 19:2، ح5 و 3: 268، ح4). و همان طور که اگر کسی شبانه روزی پنج مرتبه در نهر آبی شست و شو کند، چرک در بدنش نمی ماند، نمازهای پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند. و باید دانست کسی که نماز می خواند ولی به آن اهمیت نمی دهد، مانند کسی است که نماز نمی خواند.

خداوند در قرآن مجید می فرماید: فویل للمصلین* الذین هم عن صلاتهم ساهون، (ماعون «107»:4 و 5). وای بر نمازگرانی که از یاد خدا غفلت می کنند!

روزی پیغمبر اکرم (ص) وارد مسجد شدند و دیدند یک نفر نماز می خواند ولی رکوع و سجودش را کاملا انجام نمی دهد. آن حضرت فرمود: «اگر این مرد در حالی که این طور نماز می خواند از دنیا برود، مسلمان از دنیا نرفته است.» (ثواب الاعمال: 229). بنابراین، باید انسان نماز را با خضوع و خشوع به جا آورد و در موقع خواندن نماز، متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و رکوع و سجود و سایر اعمالش را به طور صحیح انجام دهد، تا از نتایج عالیه نماز بهره مند گردد.

خداوند در قرآن کریم راجع به نماز می فرماید: ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر، (عنکبوت «29»: 45)، یعنی: نماز، آدمی را از کارهای زشت و ناشایست باز می دارد. و البته همین طور است، زیرا آداب نماز طوری است که اگر نمازگزار مراعات کند، هیچ گاه گرد بدی ها نمی گردد. مثلا یکی از آداب نماز این است که مکان و لباس نمازگزار غصبی نباشد، حتی اگر یک نخ غصبی در لباسش باشد، نماز او درست نیست و نمازگزاری که مجبور است تا این قدر از حرام اجتناب کند، ممکن نیست در مال حرام تصرف نماید یا حق کسی را ضایع کند. و نیز در صورتی نماز قبول می شود که آدمی از حرض و حسد و سایر صفات رذیله برکنار باشد و مسلم است که منشا هه بدی ها این صفات ناپسند است و نمازگزار (ی) که خود را از این صفات برکنار کند، مسلما از همه زشتی ها و بدی ها برکنار خواهد بود. و اگر بعضی از مردم با این که نماز می خوانند مرتکب کارهای ناپسند می شوند، علتش این است که به دستورهای لازم نماز رفتار نمی کنند و در نتیجه، نمازشان قبول نمی شود و از ثمرات عالیه آن استفاده نمی کنند. و به قدری شارع مقدس اسلام به نماز اهمیت داده که در هر حال - حتی در حال احتضار - نماز را بر انسان واجب کرده و اگر نتواند نماز را به زبان بیاورد، باید در دل بگذراند و در حالت جنگ و ترس از دشمن یا حال اضطرار و ناچاری که نمی تواند رو به قبله نماز بخواند، توجه به قبله ساقط است و به هر حال که هست، باید نماز ر انجام دهد.
نمازهای واجب
نماز های واجب شش است:
1- نماز یومیه، (نمازهای یومیه عبارتند از: نماز صبح، دو رکعت، نماز ظهر و عصر، هر کدام چهار رکت، نماز مغرب، سه رکعت، نماز عشاء، چهار رکعت. (از علامه رحمه الله).
2- نماز آیات،
3- نماز میت،
4- نماز طواف واجب،
5- نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگ تر واجب است،
6- نمازی که به واسطه اجازه یا نذر و قسم و عهد واجب می شود.
مقدمات نماز
برای انجام نماز - یعنی حضور در برابر خداوند عالم و اظهار بندگی و پرستش آن ذات مقدس - مقدماتی لازم است که تا فراهم نشوند، نماز صحیح نیست و آن مقدمات عبارتند از:
1- طهارت،
2- وقت،
3- لباس،
4- مکان،
5- قبله.
مقارنات نماز
مقارنات نماز - یعنی کارهایی که در نماز واجب می باشد - یازده چیز است:
اول: نیت،
دوم: تکبیرة الاحرام،
سوم: قیام،
چهارم: قرائت،
پنجم: رکوع،
ششم: سجده،
هفتم: تشهد،
هشتم: سلام،
نهم: ترتیب، یعنی اجزای نماز را به دستوری که معین شده بخواند و پس و پیش نیندازد،
دهم: طمانینه: یعنی نماز را با وقار و آرامش بخواند،
یازدهم: موالات، یعنی اجزای نماز را پشت سر هم به جا آورد و بین آن ها فاصله نیندازد. پنج چیز از این یازده چیز، رکن است که اگر عمدا یا سهوا کم یا زیاد شود. نماز باطل است و بقیه رکن نیست و فقط در صورتی نماز باطل می شود که عمدا کم یا زیاد گردد.
ارکان نماز
ارکان نماز عبارت است از:
1- نیت،
2- تکبیرة الاحرام،
3- قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع،
4- رکوع،
5- دو سجده.

نوشته شده توسط خلیل در 9:25 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم آبان 1389

احکام نماز آيات(رساله آیه الله سیستانی)

1500 - نـمـاز آيـات كه دستور آن بعدا گفته خواهد شد , به واسطه سه چيز واجب مى شود : اول گرفتن خورشيد.
دوم گرفتن ماه , اگر چه مقدار كمى از آنها گرفته شود و كسى هم از آن نترسد.
سـوم زلـزلـه - بـنابر احتياط واجب - اگر چه كسى هم نترسد و اما در رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مـانـنـد ايـنها از آيات آسمانى در صورتى كه بيشتر مردم بترسند و هم چنين در حوادث زمينى مانند فرو رفتن آب دريا و افتادن كوه كه موجب ترس اكثر مردم شود بنابر احتياط مستحب نماز آيات ترك نشود.
1501 - اگـر از چيزهايى كه نماز آيات براى آنها واجب است بيشتر از يكى اتفاق بيفتد , انسان بايد براى هر يك از آنها يك نماز آيات بخواند , مثلا اگر خورشيد بگيرد و زلزله هم بشود , بايد دو نماز آيات بخواند.
1502 - كسى كه قضاى چند نماز آيات بر او واجب است , چه همه آنها براى يك چيز بر او واجب شده باشد , مـثـلا سـه مـرتـبه خورشيد گرفته و نماز آنها را نخوانده است , چه براى چند چيز باشد مثلا براى آفتاب گـرفـتـن و مـاه گرفتن و زلزله نمازهايى بر او واجب شده باشد , موقعى كه قضاى آنها را مى خواند لازم نيست معين كند كه براى كدام يك آنها باشد.
1503 - چـيـزهـايى كه نماز آيات براى آنها واجب است , در هر جايى اتفاق بيفتد , فقط مردم همان جا بايد نماز آيات بخوانند و بر مردم جاهاى ديگر واجب نيست .
1504 - وقت شروع در نماز آيات موقعى است كه خورشيد يا ماه شروع به گرفتن مى كند و تا زمانى كه به حـالـت طـبـيعى برنگشته ادامه دارد , ( اگر چه بهتر آن است كه به قدرى تاخير نيندازد كه شروع به باز شدن كند ) ولى تمام كردن نماز آيات را مى تواند تا بعد از باز شدن خورشيد يا ماه تاخير انداخت .
1505 - اگـر خواندن نماز آيات را به قدرى تاخير بيندازد كه آفتاب يا ماه شروع به باز شدن كند , نيت اداء مانعى ندارد , ولى اگر بعد از باز شدن تمام آن , نماز بخواند بايد نيت قضا نمايد.
1506 - اگـر مـدت گـرفـتـن خـورشيد يا ماه به اندازه خواندن يك ركعت نماز يا كمتر باشد , نمازى كه مـى خـوانـد ادا است , و هم چنين است اگر مدت گرفتن آنها بيشتر باشد ولى انسان نماز را نخواند , تا به اندازه خواندن يك ركعت يا كمتر به آخر وقت آن مانده باشد.
1507 - مـوقـعى كه زلزله و رعد و برق و مانند اينها اتفاق مى افتد , اگر وقتشان وسعت داشته باشد , لازم نـيست نماز آيات را فورا بخواند و در غير اين صورت بايد فورا آن را بخواند به نحوى كه در نظر مردم تاخير محسوب نشود و اگر تاخير كرد , احتياط مستحب آن است كه بعدا بدون نيت ادا و قضا بخواند.
1508 - اگـر گـرفتن آفتاب يا ماه را نداند و بعد از باز شدن آفتاب يا ماه بفهمد كه تمام آن گرفته بوده , بايد قضاى نماز آيات را بخواند , ولى اگر بفهمد مقدارى از آن گرفته بوده قضا بر او واجب نيست .
1509 - اگر عده اى بگويند كه خورشيد يا ماه گرفته است , چنانچه انسان از گفته آنان يقين يا اطمينان شخصى پيدا نكند و نماز آيات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته اند.
در صورتى كه تمام خورشيد يا ماه گرفته باشد , نماز آيات را بخواند , ولى اگر مقدارى از آن گرفته باشد , خـوانـدن نـمـاز آيـات بر او واجب نيست و هم چنين است اگر دو نفر كه عادل بودن آنان معلوم نيست , بگويند خورشيد يا ماه گرفته , بعد معلوم شود كه عادل بوده اند.
1510 - اگـر انـسـان بـه گفته كسانى كه از روى قاعده علمى وقت گرفتن خورشيد و ماه را مى دانند , اطمينان پيدا كند كه خورشيد يا ماه گرفته , بايد نماز آيات را بخواند.
و نـيـز اگر بگويند فلان وقت خورشيد يا ماه مى گيرد و فلان مقدار طول مى كشد و انسان به گفته آنان اطمينان پيدا كند , بايد به حرف آنان عمل نمايد.
1511 - اگر بفهمد نماز آياتى كه خوانده باطل بوده , بايد دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
1512 - اگر در وقت نماز يوميه نماز آيات هم بر انسان واجب شود , چنانچه براى هر دو نماز وقت دارد , هر كدام را اول بخواند اشكال ندارد , و اگر وقت يكى از آن دو تنگ باشد اول آن را بخواند , و اگر وقت هر دو تنگ باشد , بايد اول نماز يوميه را بخواند.
1513 - اگـر در بـيـن نـماز يوميه بفهمد كه وقت نماز آيات تنگ است , چنانچه وقت نماز يوميه هم تنگ باشد , بايد آن را تمام كند بعد نماز آيات را بخواند.
و اگر وقت نماز يوميه تنگ نباشد , آن را بشكند و اول نماز آيات و بعد نماز يوميه را بجا آورد.
1514 - اگـر در بـين نماز آيات بفهمد كه وقت نماز يوميه تنگ است , بايد نماز آيات را رها كند و مشغول نماز يوميه شود و بعد از آن كه نماز را تمام كرد پيش از انجام كارى كه نماز را به هم بزند , بقيه نماز آيات را از همانجا كه رها كرده بخواند.
1515 - اگر در حال حيض يا نفاس زن آفتاب يا ماه بگيرد يا زلزله اتفاق بيفتد , نماز آيات بر او واجب نيست و قضا هم ندارد.

دستور نماز آيات

1516 - نماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد , و دستور آن اين است كه انسان بعد از نيت , تـكـبير بگويد و يك حمد و يك سوره تمام بخواند و به ركوع رود و سر از ركوع بردارد , دوباره يك حمد و يك سوره بخواند باز به ركوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از ركوع پنجم دو سجده نمايد و برخيزد و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول بجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.
1517 - در نـمـاز آيـات مـمـكـن است انسان بعد از نيت و تكبير و خواندن حمد , آيه هاى يك سوره را پنج قـسـمـت كـند و يك آيه يا بيشتر از آن را بخواند , بلكه كمتر از يك آيه را نيز مى تواند بخواند ولى بايد بنابر احـتـيـاط جـمله تامه باشد و سپس به ركوع رود و سر بردارد و بدون اين كه حمد بخواند , قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به ركوع رود و همين طور تا پيش از ركوع پنجم سوره را تمام نمايد , مثلا در سوره فـلق اول بسم اللّه الرحمن الرحيم * قل اعوذ برب الفلق بگويد و به ركوع رود , بعد بايستد و بگويد : من شر ما خلق دوباره به ركوع رود و بعد از ركوع بايستد و بگويد : ومن شر غاسق اذا وقب باز به ركوع رود و بايستد و بـگـويد : ومن شر النفاثات في العقد و برود به ركوع باز هم سر بردارد و بگويد : ومن شر حاسد اذا حسد و بـعد از آن به ركوع پنجم رود و بعد از سر برداشتن , دو سجده كند و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول بجا آورد و بـعـد از سـجـده دوم تـشهد بخواند و نماز را سلام دهد , و نيز جايز است كه به كمتر از پنج قسمت تقسيم نمايد لكن هر وقت سوره را تمام كرد لازم است حمد را قبل از ركوع بعدى بخواند.
1518 - اگر در يك ركعت از نماز آيات , پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در ركعت ديگر يك حمد بخواند و سوره را پنج قسمت كند مانعى ندارد.
1519 - چيزهايى كه در نمازهاى يوميه واجب و مستحب است در نماز آيات هم واجب و مستحب مى باشد , ولـى در نـمـاز آيـات در صـورتـى كه با جماعت باشد , مى تواند رجاء به جاى اذان و اقامه سه مرتبه بگويند الصلوة و در غير جماعت چيزى نيست .
1520 - مـستحب است پيش از ركوع و بعد از آن تكبير بگويد و بعد از ركوع پنجم و دهم قبل از تكبير سمع اللّه لمن حمده نيز بگويد.
1521 - مـستحب است پيش از ركوع دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت بخواند و اگر فقط قنوت پيش از ركوع دهم بخواند كافى است .
1522 - اگر در نماز آيات شك كند كه چند ركعت خوانده و فكرش به جايى نرسد نماز باطل است .
1523 - اگر شك كند كه در ركوع آخر ركعت اول است يا در ركوع اول ركعت دوم و فكرش به جايى نرسد , نـمـاز بـاطـل اسـت , ولى اگر مثلا شك كند كه چهار ركوع كرده يا پنج ركوع , چنانچه شك او پيش از رسيدن به سجده بوده ركوعى را كه شك دارد به جا آورده يا نه , بايد به جا آورد ولى اگر براى سجده خم شده بايد به شك خود اعتنا نكند.
1524 - هر يك از ركوع هاى نماز آيات ركن است كه اگر عمدا كم يا زياد شود نماز باطل است , و هم چنين است اگر اشتباها كم شود و يا - بنابر احتياط - اشتباها زياد شود.

منبع:پایگاه اینترنتی آیه الله سیستانی

نوشته شده توسط خلیل در 9:24 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم آبان 1389

احکام نماز جماعت

احکام نماز جماعت

اهمیت نماز جماعت
قال الامام الرضا (علیه السلام): فضل الجماعة علی افرء بکل رکعة الفارکعة؛
فضیلت نماز جماعت بر نماز فرادی هر یک رکعت برابر دو هزار رکعت است.(1)
* مستحب مؤکد است نمازهای یومیه خصوصا صبح و مغرب و عشاء، به خصوص برای همسایه ی مسجد و کسی که صدای اذان را می شنود، به جماعت خوانده شود.
* حاضر نشدن به نماز جماعت از روی بی اعتنایی جایز نیست و سزاوار نیست که بدون عذر ترک شود.
* نماز جماعت در غیر اول وقت بهتر از فرادای در اول وقت است.
* نماز جماعت خواندن سریع، بهتر از نماز طولانی خواندن است.
* کسی که وسواس در نماز دارد و با نماز جماعت مشکل او بر طرف می شود، باید نماز را با جماعت بخواند.
* چون اطاعت از والدین واجب است اگر آنها امر به نماز جماعت کنند بنابر احتیاط واجب، فرزند باید نماز را به جماعت بخواند.
اقتدا به امام جماعت
* وقتی که جماعت بر پا می شود، مستحب است کسی که نمازش را فرادی خوانده دوباره با جماعت بخواند و اگر بعد بفهمد که نماز اولش باطل بوده، نمازدوم او کافی است.
* اگر امام یا مأموم بخواهد نمازی را که به جماعت خوانده دوباره با جماعت بخواند در صورتی که جماعت دوم و اشخاص آن غیر از اول باشد، اشکال ندارد. (امام رحمت الله علیه)
تذکر: مقلدین از غیرامام در این مسأله به رساله ی مرجع تقلید خود مراجعه کنند.
* موقعی که امام جماعت نماز یومیه می خواند، هر کدام از نمازهای یومیه را می شود به او اقتدا کرد ولی اگر امام، نمازیومیه اش را احتیاطا دوباره می خواند، فقط در صورتی که مأموم احتیاطش با امام یکی باشد، می تواند به او اقتدا کند. اگر انسان نداند نمازی را که امام می خواند نماز واجب یومیه است یا نماز مستحب، نمی تواند به او اقتدا کند.
شرایط نماز جماعت احکام نماز جماعت
* جای امام جماعت بالاتر از مأموم نباشد ولی به مقدار کم بی اشکال است و درزمین شیب دار که عرفا زمین مسطح گفته می شود نیز صحیح است.
* مأموم در صف اول باید امام را ببیند و مأموم در صف های بعدی باید مأموم صف جلوی خود را ببیند، لذا دیوار یا پرده نباید حایل بین آنها باشد، ولی اگر بین مأموم زن و مرد پرده باشد، اشکال ندارد.
* اگر طولانی شدن صف نماز جماعت مانع از دیدن امام یا صف جلو شود، اشکال ندارد.
* فاصله شدن یک طفل یا یک نفر که نمازش باطل است یا به مقدار یک سجده ی انسان بین 2 مأموم یا بین 2 صف بی اشکال است.
* اگر کسی شک کند به جماعت اقتدا کرده یا نه:
اگر در حال وظیفه ی مأموم باشد (سکوت در حال حمد و سوره خواندن امام) باید نماز را به جماعت تمام کند.
اگر در حال عملی باشد که مشترک بین امام و مأموم است، باید نماز را به فرادی تمام کند.
* اگر مأموم زودتر ازرکوع سر بردارد و به جهت متابعت باز به رکوع رود ولی به رکوع امام نرسد، نمازش باطل است.
مستحبات و مکروهات نماز جماعت
مستحبات
* مستحب است امام در وسط صف بایستد و اهل علم و کمال در صف اول بایستند.
* مستحب است صف های نماز جماعت منظم باشد بین کسانی که در یک صف ایستاده اند فاصله نباشد و شانه ی آنان ردیف یکدیگر باشد.
* مستحب است بعد از گفتن (قدقامت الصلاة) مأمومین برخیزند.
* مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهایی که بلند می خواند صدای خود را به قدری بلند کند که دیگران بشنوند نه بیش از حد.
* اگر امام در رکوع بفهمد کسی تازه رسیده ومی خواهد اقتدا کند، مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و بعد برخیزد اگرچه بفهمد دیگری هم برای اقتدا وارد شده است.
مکروهات
* اگر در صفهای جماعت جا باشد مکروه است انسان تنها بایستد.
* مکروه است مأموم ذکرهای نماز را طوری بگوید که امام بشنود.
* اقتدای مسافر به غیر مسافر و همچنین برعکس مکروه است.

پی نوشت

1- بحارالانوار، ج88، ص4.

منبع: توضیح المسایل 12 مرجع، ج1

نوشته شده توسط خلیل در 9:20 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم آبان 1389

رباعیات حافظ

جز نقش تو در نظر نیامد ما را جز کوی تو رهگذر نیامد ما را
خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت حقا که به چشم در نیامد ما را

------

بر گیر شراب طرب‌انگیز و بیا پنهان ز رقیب سفله بستیز و بیا
مشنو سخن خصم که بنشین و مرو بشنو ز من این نکته که برخیز و بیا

------

گفتم که لبت، گفت لبم آب حیات گفتم دهنت، گفت زهی حب نبات
گفتم سخن تو، گفت حافظ گفتا شادی همه لطیفه گویان صلوات

------

ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست آیینه به دست و روی خود می‌آراست
دستارچه‌ای پیشکشش کردم گفت وصلم طلبی زهی خیالی که توراست

------

من باکمر تو در میان کردم دست پنداشتمش که در میان چیزی هست
پیداست از آن میان چو بربست کمر تا من ز کمر چه طرف خواهم بربست

------

تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست تا بنده‌ی تو شده‌ست تابنده شده‌ست
زان روی که از شعاع نور رخ تو خورشید منیر و ماه تابنده شده‌ست
هر روز دلم به زیر باری دگر است در دیده‌ی من ز هجر خاری دگر است
من جهد همی‌کنم قضا می‌گوید بیرون ز کفایت تو کاری دگراست

-------

ماهم که رخش روشنی خور بگرفت گرد خط او چشمه‌ی کوثر بگرفت
دلها همه در چاه زنخدان انداخت وآنگه سر چاه را به عنبر بگرفت

-------

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت وز بستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست تا در نگرد که بی‌تو چون خواهم خفت

------

نی قصه‌ی آن شمع چگل بتوان گفت نی حال دل سوخته دل بتوان گفت
غم در دل تنگ من از آن است که نیست یک دوست که با او غم دل بتوان گفت
نوشته شده توسط خلیل در 9:3 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم آبان 1389

صلاح کار کجا و من خراب کجا

صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
چو کحل بینش ما خاک آستان شماست کجا رویم بفرما از این جناب کجا
مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا
بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا
نوشته شده توسط خلیل در 9:1 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم آبان 1389

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها
حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
نوشته شده توسط خلیل در 8:59 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم آبان 1389

فرازي از وصيتنامه سردار شهيد باقر سليماني

فرازي از وصيتنامه سردار شهيد باقر سليماني

ار پروردگارا ! مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده تا که در ناريخ ثبت شود که شهدا با ميل و رضاي خود اين راه را انتخاب کرده اند و هيچ اجباري نبوده است . خدايا ! مي دانم که مرگم شهادت در راه توست اما از تو مي خواهم که اين شهادت را چنان نزديک بگرداني که هرگز کوچکترين نگراني در وجود امام عزيز نبينم . خدايا ! در برابر اين مشرکين هر چه بيشتر مرا خشمناک بگردان تا مبادا تحت تأثير رأفت انساني قرار گيرم و دستور اسلام را آن طوري که تو فرموده ي انجام ندهم . شما اي پدر بزرگوارم : از زماني که پا در جبهه اسلام – جنگ و جبهه داخلي گذاشتم ، هدفم اين بود که به اين متجاوزان و کفار و تجاوز گران شرق و غرب و منافقين داخلي و بالاخره ضد انقلاب بفهمانيم که ما اسلام را با هيچ چيز مقايسه نخواهيم کرد و در برابر دشمنان تا آخرين قطره خون مقاومت خواهيم کرد و هدف، همانطور که امام(ره) فرموده اند اين است که بکشيم تا کشته شويم.

بازخوانی وصیت‌نامه مداح اهل‌بیت(ع)، شهید رحیم جباری
هم حضرت امام(ره) و هم مقام معظم رهبری بارها تأکید کرده‌اند که وصیت‌نامه‌های شهدا را بخوانید. به‌راستی چه سری در این جمله‌ها نهفته است؟... آنچه در پی می‌خوانید متن کامل وصیت‌نامه یک شهید است که فرازهای عجیب و تکان‌دهنده‌ای دارد. شما را دعوت می‌کنیم به خواندن آن...

اعوذ بالله من الشیطان‌الرجیم
بسم‌الله الرحمن الرحیم

و قل رب انزلنی منزلا مبارکا و انت خیر المنزلین. مومنون/29
و بگو پرودگارا! مرا به منزل مبارک و جایگاه خیر و برکت خود فرود آر که تو بهترین فرودآورندگانی.
الحمد‌الله الذی بابه مفتوح للطالبین و رحمه واسع للعالمین و مغفره شفاء للمذنبین.
اللهم الجعل غنای فی نفسی والیقین فی قلبی، والاخلاص فی عملی
اللهم الجعل من الذین هدیناه فی سبیلک و وفقناهم به معرفتک، اللهم جعلنی من الذین کسبوا نفسنا مطمئنه منک لک.
هر که حرفی زکتاب دل ما گوش کند هرچه از هر که شنیدست فراموش کند تا ابد از دو جهان بی‌خبر افتد مدهوش هر که یک جرعه می از ساغر ما نوش کند
الهی! راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.
خدایا! اینک بنده‌ای تنها ار قعر ذلت‌ها و سیاهی ظلمت‌ها و انبوه غربت‌ها با تو سخن می‌گوید.
خدایا! اکنون گنه‌کاری دروازه قلبش را به رویت باز می‌کند و مشت چرکین و خروارها رسوایی را به امیدی بر تو ارزانی می‌ دارد.
بارالها! حال روسیاهی از اندرون گرداب معصیت فریاد بلندی سازد و از اعماق زشتی‌ها و پلیدی‌ها به تو مسئلت می‌نماید.
ای خدا! تو شاهدی که فراوانی گناهانم و کثرت عصیانم و شدت طغیانم مرا چنان شرمنده ساخته که خویش را شایسته آن نمی‌بینم که با تو سخن بگویم.
پروردگارا! تو خود گواهی که شرمسارم و پس از این همه گناه، دوباره در خانه‌ات را به صدا درآورم.
خدایا! از همه چیز و همه کس شرمنده‌تر منم.
خدایا! از آفتاب، از ماه، از ستارگان، از انس و جن و حتی از شیطان شرمنده‌‌ترم که همه در کار خود استوارند و به آنچه که برایش آفریده شده‌اند عمل می‌کنند، ولی این سست‌عهد چه ناپایدار است، چه پیمان‌‌ها که با تو بستم و شکستم.
خدایا! شرمسارم، تو دستم بگیر. خدایا! شیطان در تمام اعماق وجودم رخنه کرده و مرا از یاد تو بازداشته است.
خدایا! گاه در دریای گناهانم می‌نگرم؛ خویش را شقی‌ترین می‌یابم و از خودم مأیوس می‌شوم، آخر خدایا! کدام نماز را از این غافل می‌پذیری که دل به سوی کعبه داشتن چه سودی بخشد آن کس را که دل به سوی خداوند کعبه ندارد؟ و کدام دعا را از محجوب نفس اجابت می‌کنی؟ چه عذابی از حجاب سخت‌تر؟

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

وصیت نامه شهیدی که در وصیت نامه خود گفت موفق به دیدار امام زمان شده است

رجانیوز / گروه فرهنگي : در اینجا متن وصیت نامه شهیدی را خواهید خواند که در وصیت نامه خود اعلام می نماید که موفق به دیدار حضرت صاحب الزمان (عج) شده است .این شهید که در قطعه 24 گلزار شهدای بهشت زهرا(س) دفن است، روزانه توجه زائران بسیاری را از اقصی نقاط کشور و حتی دنیا به زیارت مزارش جلب می نماید .

بسم الله الرحمن الرحیم

استغفرالله
من مصطفی ابراهیمی مجد دعای فوق را که در زیارت حضرت صاحب الامر آمده تا به انتها جزو اعتقاد خود دانسته و این زیارت را به این جهت بیشتر متذکر شدم چون در انتهای دعا امام عصر(عج) را شاهد و گواه بر شهادتین خود میگیرم و از شما میخواهم که دعای فوق را خوانده و در آنجا من شهادتین را به طور کامل پذیرفته ام و علت ذکر نکردن فقط به خاطر طولانی شدن وصیت نامه است.
اشهدک یا مولای انی اشهدان لااله الاالله وحده لا شریک له وان محمد عبده و رسوله لا حبیب الا هو واهله واشهدک یا مولای ان علیا امیرالمومنین حجته والحسن حجته والحسین حجته وعلی بن الحسین حجته و محمد بن علی حجته وجعفر بن محمد حجته وموسی بن جعفر حجته ومحمد بن علی حجته والحسن بن علی حجته فاشهد انک حجته الله انتم الاول والاخر.الی آخر... و سپس سلام بر نائب الامام الخمینی بزرگ وسلام بر شما همه بندگان پاکباز خدا و سلام بر شما شهیدان راستین اسلام.
برادران و خواهران دراین زمان ، رحمت خدا به تمامی بر ما نازل گشته و در این روزها خداوند بزرگترین لطف را برملت ما کرده است و اسباب و مرگ لقاء خود را برای ما فراهم ساخته است ومبادا که غافل باشید .
خدایا تو را شکر میکنم که عشق حضرت مهدی (عج) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر میکنم که مرا به زیور ایمان آراستی و قبل از هر چیز لازم است از آنان که واسطه کسب معارف الهی من بوده اند از خدا برای این بزرگوران طلب اجر و علو مقام کنم و اینان بودند که قلب مرا روشن ساختند تا توانستم کلام پاک و گوهر بار امام امت،خمینی بزرگ را با تمام وجود دریابم که چه بسا دیگران را در درک کلام او عاجز میدانم خدایا این بزرگوار را برای مردم شیعه نگهدار باش.
بگذارید بعد از مرگم بدانند که همانطور که اساتید بزرگمان میگفتند:نوکر محال است صاحبش را نبیند من نیز صاحبم را، محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را مینویسم دیدار مجدد او نصیبم نگشت.بدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان میباشد از یاد او غافل نگردید دیگر در این مورد گریه مجالم نمیدهد بیشتر بنویسم و تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفته ام مبادا که ریا شود و فقط که دیگر میگویم که از آن دیدار به بعد چون دیگر تا این لحظه او را ندیده ام تمام جگرم سوخته است ، واکنون به جبهه میروم تا پیروزی اسلام را نزدیک سازم و راه را جهت ظهور آن حضرتش بازسازم و امیدوارم که آن حضرت حکومتش را در زمان حیاتم ببینم (و ان حال بینی وبینه الموت) و خدایا اگر مرگ بین من و او حائل شد مرا از قبر خارج ساز هنگامیکه ظهور آن حضرت انجام گرفت در حالیکه کفن بر تن دارم و...(دعا را در ابتدا نوشته ام ).

بر روی سنگ مزار شهید نوشته شده است اینجاخانه شهیدی است که به انتظار قیام مولایش آرام گرفته است

باری برادران میروم برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز در آورد چه خوب و نیکوست. و مادر با تو میگویم مادر: از اینکه فرزندی را به پیشگاه خدا تقدیم داشتی رنجور و غمین مباش بلکه شاد و سراپا سرور باش مادر تو بر گردن من حقهایی داشتی و نیز تو پدر متاسفم از اینکه حقوق شما را آن چنانکه خدا بر من قرار داده بود نتوانستم انجام دهم مرا ببخشید و از خدا بر من طلب عفو کنید و نیز بخواهید که هر کس که بر گردن من حقی داشته که نتوانستم ادا کنم مرا ببخشد واما مادر بر گردن تو حقی را میگذارم و آن این است که اگر من شهید شدم که خود را لایق شهادت نمیدانم بلکه باید بگویم مرگ یا اجلی به سراغ من آمد مادر چون تو روزی آرزو داشتی که من ازدواج کنم و امر خدایی را انجام دهم ولی تا کنون اینطور نشده بعد از مرگم به جای آنکه گریه و زاری کنی کارت عروسی تهیه کن در یک طرف اسم و در یک طرف دیگر نام شهادت را بنویس و مانند دیگر کارتهای عروسی و کاملا شبیه به آنها با کلمات سرور و شادی زینت بده و برای آشنایان و دوستان بفرست و آنها در جشن این موهبت الهی که نصیب من و تو شده دعوت کن و با شیرینی و شربت از آنها پذیرایی کن.
مادر اشک را بر چشم تو هیچ کس نباید ببیند زیرا هر قطره اشک ما چون دشمن اسلام شادان میکند پس گریستن دراین مورد امری است ناشایست.مادرم از اینکه شیر پاکت را حلالم کردی متشکرم و از اینکه چنین فرزندی داشتی سر افراز باش و لباس سرور به تن کن.
شما برادران و خواهرانم: فرزندانتان را به عشق مهدی (عج) آشنا سازید و آنان را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه آماده نگهدارید. والسلام

وصیت نامه شهید ناصر کاظمی ( فرمانده سپاه کردستان )

در مکتب اسلام هر مسلمان موظف است وصیت نامه ای از خود بر جای گذارد البته تا اینجا که یادم است تاکنون چندین وصیت نامه نوشتم که متاسفانه بعلت اینکه سعادت شهادت نداشتم آنها قدیمی شده است این وصیت نامه جدیدم است . البته اینجانب معتقدم هر که هر کاری کرد و هر نوشته ای که جمع آوری کرده باشد ، با خود به آن دنیا خواهد برد و آن پروردگار یکتا است که باید قضاوت کند . شاید بیش از دو سال است که آمادگی شهادت را ، به نظر خودم دارا می باشم ولی نظر خودم اصلا شرط نیست نظر خداوند تبارک و تعالی شرط است .
وصایایم را به ترتیب ذیل ذکر می نمایم امید است که تمام دوستان مومن و معتقد ، در آخرت شفاعت ما را بنمایند .
·تنها مکتب رهایی بخش مستضعفین از دست مستکبرین ، مکتب انقلابی اسلام می باشد
·برای اینکه در این دنیای زودگذر گرفتار انحراف نفس نشوید ، همیشه به یاد خدا باشید
·جهت ادامه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی و متصل شدن به انقلاب جهانی حضرت مهدی ( عج ) همیشه سراپا گوش به فرمان امام و یاران صدیق و مومن امام که عملا در خدمت انقلاب و اسلام عزیز بوده اند ، باشید .
·ماهی یک بار به قبرستان شهداء بروید و درس مبارزه و ایثار و گذشتن از دنیا و پیوستن به شهدای صدراسلام را فرا گیرید .
·سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تا حد امکان از نظر عقیدتی ، سیاسی و نظامی تقویت نمایید و به خصوص سپاه را در یک سازماندهی واحد و طی یک ضوابط واحد در سراسر مملکت بسط و گسترش دهید .
·از اینکه کاری اشتباه انجام داده اید از گفتن آن ابا نداشته باشید .
·سیاستمداران همیشه باید از افرادی مخلص و صادق و باتقوا باشند تا بتوانند سیاست مکتب اسلام را پیاده نمایند .
·سعی را بر جذب نیروهای جوان بگذارید نه دفع آنان .
·سعی کنید تحمل عقیده مخالف را داشته باشید مانند شهید مظلوم آیت الله دکتر سید محمد حسین بهشتی .
·ازاختلافات داخلی به خاطر رضای خدا و خون شهدای انقلاب اسلامی بپرهیزید
·سعی شود که قانون اسلام در مورد همه بطور یکسان اجرا شود و فرقی بین یک فرد عادی و سپاهی و روحانی و دولتمرد نباشد و امید است که مسئله زمین بنفع مستضعفین در حکومت اسلامی حل شود و دنیا ما را در این مورد الگو قرار دهد .
·اگر کسی مسئول شد موظف است که بر کار زیردستان خود تا حدامکان و توان نظارت نماید وگرنه باید از آن مسئولیت کنار رود .
·سعی شود که در سه وزارتخانه ، آموزش و پرورش ، وزارت کشور و وزارت امور خارجه بهترین و مکتبی ترین افراد وارد شوند و اگر چنانچه در این سه وزارتخانه مسامحه شود مسئولین در پیشگاه خدا و امت ، مسئول خواهند بود .
·زندان جمهوری اسلامی باید دانشگاه باشد و سعی شود اصلا ساختمانهایی که جدیدا جهت احداث زندان ساخته می شود با معیار کاملا اسلامی باشد و بهترین و مکتبی ترین افراد بازجو و زندانبان باشند .
·برای موفقیت در کردستان باید صفوف ضد انقلاب از مردم جدا شود با ضدانقلاب با قاطعیت و با مردم محروم و مستضعف کرد با مهربانی هر چه تمامتر رفتار شود .
·از تهمت زدن بدون علم و آگاهی به دیگران شدیدا پرهیز کنیم .
·اگر چنانچه جنازه ام پیدا شد در بهشت زهرا ( س ) خاک نمایید .
·تمام اموالم را به بی بضاعتهای واقعی طی تشخیص همسرم و خواهرم و برادرم تقسیم شود .
در پایان این نکاتی را که تذکر دادم هر کسی در رابطه با مسئولیتش جهت رضای خدا اگر درست است اجرا نماید وگرنه اجرا ننماید . در آخر خودم به این نتیجه رسیده ام که تمام اعضاء خانواده ام کاملا آماده شهادتند بخصوص همسرم و خواهرم و مادرم و برادرانم و پدرم دارا می باشد امید است که همگی مرا حلال بنمایند .

شهید
چه ساده لوح اند
انان که می پندارند،عکس تو را
به دیوار های خانه ام اویخته ام
و نمی دانند که من
دیوار های خانه ام را
به عکس تو اویخته ام!

اينک من مي روم تا انتقام سيلي زهرا بگيرم( وصیت نامه شهيد منصور کاظمي)

هوالرئوف
هرگز به من نگو که شما ساده ايد و با اين سخنان روحاني شما را مي فريبند و به مهلکه مي افکنند. اين همه خلوص را فطرت بيدار انساني نمي تواند در نظر نگيرد. کساني که در اينجا هستند به کدام اميد از راحتي شب و روز خود در تهران صرف نظر کرده اند و به اينجا آمده اند؟ شبهاي سرد اينجا را تحمّل مي کنند و روزهاي گرم يا لااقل پر گرد و خاک که اينها تنها قسمت هاي طبيعي اينجاست! رزمهاي فراوان که البته در اينجا کم است امّا در گردان هاي ديگر غوغا مي کنند. همه اين بچه ها اين چيزها را مي دانند پس چه چيز آنها را به اينجا مي کشاند؟!
شبهاي عمليات در وهله اول وحشتناک است پس چه چيز آنها را اينجا مي کشاند؟ به قول يکي از بچه ها حمله ها هم ديگر جاذبه خود را از دست داده است. بله اگر تحقيق کنيم هيچ جاذبه مادّي در حمله و جبهه و جنگ نمي بينيم؛ ولي آنچه که اين موجود وحشي را تا اين حد مقبوليت مي بخشد جاذبه مادّي نيست. اگر مي بينيم روز به روز بر آمار اعزام ها افزوده مي شود نه به خاطر تير و تفنگ است بلکه علّت اصلي آن است که بعد از چند سال که از جنگ مي گذرد، اين جماعت جنگ را با فطرت خويش سازگار يافته اند؛ اين اصل مطلب است و همه آن.
من مي روم امّا اگر زنده برنگشتم، به ياد محسن فاطمه گريه کن و اگر سلاح دشمن قلبم را پاره پاره کرد، به ياد حسنش گريه کن و اگر تير بر تارک سرم خورد و آن را دو نيم کرد، به ياد شوي فاطمه گريه کن و اگر بدنم را پاره و لهيده يافتي، به ياد حسينش گريه کن ولي اگر جسمم را ديگر هرگز نيافتي، به ياد فاطمه گريه کن که من نيز به ياد او بارها گريه کردم و هميشه گريه خواهم کرد؛ چون از او مظلوم تر سراغ ندارم.
اينک من مي روم تا انتقام سيلي زهرا بگيرم.
شهيد منصور کاظمي
رشته : مکانيک- دانشكده فني
تاريخ شهادت : 13/12/65
محل شهادت : شلمچه

وصيت نامه شهيد علی رضا لقیس شهيدي از جنگ سي و سه روزه
بسم الله الرحمن الرحیم
در حالی این وصیت نامه را می نویسم که تمام امید و آرزویم این است که خداوند مرا نیز در خیل شهداء قرار دهد و از او می خواهم که مرا در پیمودن این مسیر توفیق عنایت فرماید و قلبم را به عشق خودش و اهل بیت که جانشان را در راه برافراشته شدن بیرق حق گذاردند، منور سازد. ما باید معنا و مفهوم بذل جان برای دفاع از حق و اسلام را از سیره اهل بیت بیاموزیم و معنا و ارزش شهادت را نیز از سیره امام و آقایمان امام حسین آموخته و با آن زندگی کنیم.
وصیت اصلی ام خطاب است به خانواده و برادرانم:
به اهل بیت اقتدا کنید که آنان راه وصول به خشنودی و محبت خداوند هستند و هم آنانند طریق نجات از خشم خدا. شما را وصیت می کنم به پیروی از خط و راه امام خمینی (قدسره) که این خط اکنون در لبنان در حزب الله متجلی گشته است....
مادر عزیزم!!
ای گران ترین و گرانبها ترین و نیکوترین مخلوق خداوند در طول حیاتم! از تو می خواهم از من خشنود باشی و دعا کنی که خداوند مرا با اجدادت علیهم السلام محشور فرماید. هم چنین از تو می خواهم که در این مصیبت که مربوط به زندگی ماست، صبر پیشه کنی، چرا که این مصائب هدیه ای است الهی که خداوند آن را مختص به پیروان محمد و آل او (ع) گردانیده است.... و نیز از تو می خواهم که همچون عمه ات زینب (ع) باشی در حالی که برادر و پشتیبان و تمام عزیزان خود را از دست داد، پایدار و صبور ماند و ....
از تو به خاطر تربیت اسلامی واموختن طریق عشق به اهل بیت ا سپاسگذار و ممنوم، گرچه این تشکر، هرگز حق تو را ادا نخواهد کرد.
پدر عزیزم!!
برایت آرزوی شهادت دارم، چرا که می دانم شهادت از بالاترین درجات در نزد خداوند است و از شما می خواهم که مرا به سبب هر کوتاهی و تقصیری که از من به سبب فراموشی و یا هرگونه اهمالی سر زد، حلال کرده و ببخشید. از شما ممنونم که مرا به خط جهاد، راهنمایی کردید؛ چنانکه امام علی (ع) نیز فرموده است: " ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیائه ..." شما را در مورد برادرم حسین وصیت می کنم که او را در پیموددن راه جهاد و راهنمایی همیشگی کمک کرده و او را نصیحت کنید و منتظر نباشید تا از شما بپرسد، چرا که او اکنون نیازمند پندها و راهنمایی های شماست.
خواهر عزیزم «نور»!
باید خانه و همسر و فرزندانت برای تو در این دنیا، مهم ترین چیز باشد و خوب به آنان رسیدگی کنی و در حقشان کوتاهی نکنی! خصوصاً آنکه علی رضا و بقیه فرزندانت را که خداوند انشاءالله رزقت خواهد گردانید با عشق به جهاد و شهادت تربیت کن و لحظه ای از تقدیم آنان به قربانگاه شهادت در راه دفاع از دین ناب محمدی و آزاد سازی قدس و دفاع از حکومت امام منتظر (عج) سستی به خود راه مده!!
برادر عزیزم!
عادات و اعمال نامفهوم و گسستگی که اصالتا با رسالت اسلامی ما در این روزها متناسب نیست، رو به افزایش است و به نحوی در عقل جوانان رسوخ کرده که دیگر مبدل به مسئله ای بدیهی و عادی شده است: همچون ارتباط با نامحرم، بلند کردن مو به صورتی گنگ و نامفهوم، پوشیدن لباس های مد روز... و جوانان در این خیالند که اینها که در واقع آغاز راه انحراف و وارد شدن در حرام است، هیچ حرمتی ندارند.
اما در واقع کوچک شمردن این کارهای به ظاهر عادی، سبب کوچک شمردن نماز اول وقت و سپس خود نماز در نزد ما می شود. معمولا در 90 درصد فیلم های غربی ً شراب خواری امری عادی است، غرب در تلاش است تا این گونه کار ها را از راه فیلم ها برای ما منتشر سازد. تو باید حواست جمع باشد، تو همیشه تا هنگام مرگ و نه فقط در این سن و سال، در معرض این گونه مسائل خواهی بود. باید با عقلاء و مؤمنین مصاحبت داشته باشی و از افراد منحرف و روشن فکران مدرن گرا و متحدان دروغین دوری گزینی...
به خواهران عزیزم آیه و فاطمه
شما را وصیت می کنم که از اختلاط با نامحرمان دوری گزینید اگرچه که این مساله امروزه در مدارس و دانشگاه ها امری عادی شده است. هم چنین لازم است تمام مشکلاتی را که چه بزرگ و کوچک با آن مواجه می شوید را با مادرمان در میان بگذارید و به توصیه هایش عمل کنید و همیشه در کنارش بوده و به او اهتمام داشته باشید.
به سید حسنی نصرالله حضرت دبیر کل حزب الله
دوست دارم که نام شما را در وصیت نامه ام ذکر کنم، نه برای آن که شما را توصیه ای کنم، بلکه به خاطر آن که فضل و محبت شما را بر خودمان و بر تمام ملل عرب و مسلمان در 25 می(4خرداد.سالروز ازادسازی جنوب لبنان) و در هر عملیات رزمندگان، باعث سربلندی آنان شدید را یادآور شوم...
از خدا می خواهم که شما را تا ظهور حضرت حجت (عج) محفوظ نگه دارد تا همگی از جمله فرماندهان ارتشی باشیم که در برابرش به شهادت می رسیم.
به برادران رزمنده ام در حزب الله
خداوند اشتباهات و خطاهای شما را پوشاند و شما را با مشیت خود پیروز گردانید. به اذن خداوندچیزی که اکنون به نام کشور اسرائیل موسوم است به دستان شما از بین خواهد رفت. شما را به انجام کامل وظیفه و عدم اجتهاد در برخی موارد و در نتیجه کوتاهی در انجام وظایف توصیه می کنم که رمز قدرت و پیروزی ما التزام به تکلیف و اصل ولایت فقیه است که همچنان دلیل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و قدرتش در این ایام است که سبب ترس تمام مستکبران و طواغیت جهان گردیده و باعث شده تا تمام تلاش و اهتمام خود را برای گرفتن سلاح ما و تضعیف مقاومتی که حاکمیت اسرائیل را با حضور خود تهدید کرده و حافظ کرامت ماست، مصروف ساخته و بخواهند که ما را ذلیل سازند و" یأبی الله و رسوله و المومونون... "
به برادرانم در دانشگاه عربی بیروت
شما را به کار فرهنگی در دانشگاه توصیه می کنم چرا که جهاد فقط در جبهه جنگ نیست، بلکه هرکاری را که در مدارس و دانشگاه ها تحت وظیفه بسیج فرهنگی انجام می دهیم، خود یک جهاد است و هر کوتاهی در این زمینه، کوتاهی و حضور در رساندن حقانیت پیامی است که حزب الله سعی در انتشار ان در تمام جهان است. از اینکه در دانشگاه ها حزب اللهی هستید شرم نکنید و آن را پنهان نسازید، بسیار شاهد این ماجرا بوده ام. بلکه لازم است با تعامل و برخورد با دیگران در برتری و تحقیقات پژوهشی تان، تصویر روشن و خوبی از رسالتمان به همه بدهید... همه باید بدانند که فرزندان حزب الله فقط مجموعه یا گروهی در مرزهای جنگی نیستند بلکه آنان در همه زمینه ها و مجالات علمی و کاری حاضرند... در آخر از همگی تان طلب عفو و بخشش می کنم.
والسلام علیکم و الرحمه الله و برکاته
برادرتان بنده کوچک خدا علی رضا لقیس

 .

وصيت‌نامه شهید"محمد یوسف دمشق"(جواد عیتا) از فرماندهان جنگ 33 روزه
بالاتر از هر كار خيري، خير و نيكي ديگري است تا آنكه فردي در راه خدا كشته شود، و بالاتر از كشته شدن در راه خدا خير و نيكي نيست.رسول خدا(ص) با این عبارات انواع نیکی ها را به انواع جانفشانی ها و کشته شدن در راه خدا خلاصه کرد.و نشان داد که افراد در مراتب احسان وجانفشانی با یکدیگر متفاوت هستند.

این افرادی که جامعه مقاومت را بنا می کنند ،بهترین انان از شهدا و رزمندگانی هستند که سازندگان تاریخ این امت هستند."شهید قلب تاریخ است" او سازنده زندگی ایست چنانکه قلب نیز حیات بخش اعضاست و خون را به شریان های خشک جاری می سازد و بدین سان شهادت خونی ایست که در شریان های جامعه در حال موت جاری می گردد.شهادت برای چنین جامعه ای به سان تولد وحرکتی تازه است.بالاترین امتیاز شهادت را می توان به رساندن زندگی و خون تازه به اجزای مرده یک جامعه است.شهادت اولین و اخرین حضور در نبرد مستمر وتاریخی برگرفته از حق و باطل است.

برادرانم در مقاومت اسلامی !
اصلی ترین وصیتم حفظ و نگهداری مقاومت است یعنی همان پیامی که توسط سید شهیدان مقامت سید عباس موسوی و تمام شهیدان ایراد شده است و ما میدانیم که خداوند این مقاومت را عزت داده و منصور و مؤید ساخته است چراکه پرچمش "لا اله الا الله" و شعارش "الا ان حزب الله هم الغالبون"است.

مادرم !
قلمم از نوشتن درباره مادری که شهیدی را تقدیم داشته و دیگر فرزند خود را ترغیب می کند تا در راه برادراش قدم بگذارد،عاجز وناتوان است چراکه در ابتدا سخنش دفاع از مقاومت و یاری رساندن به آن است.و من اکنون شرمسار و خجول از نوشتن این جملات هستم.شما مارا تربیت نمودیدو به ما حفظ مقاومت و راه شهداء را اموختید.مادر! شما برای اعتلای "کلمه الله"و دفاع از این سرزمین و مقدسات ،قدم در این راه گذاردید چراکه این راه نزدیک ترین راه برای رسیدن به خداوند "عزوجل" است و همان راه جهادیست که امیر مؤمنان علی (ع) فرموده است:"الجهاد باب من ابواب الجنة فتحه الله لخاصة اوليائه".(جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند ان را برای خاصه اولیای خویش می گشاید).مادر!وقتی خبر شهادتم به شما رسید ،از شما می خواهم که صبور باشید و به حضرت زهرا (س) تأسی کنيد و موقعیت خانم زینب (علیها السلام) در هنگام شهادت برادرش را به یاد اورید که گفت: "اللهم تقبل منا هذا القربان" . از شما هم می خواهم چیزی را که این بانوی عظیم گفت بگویید.

بنده فقیر درگاه الهی وبه اذن خدا شهید"محمد یوسف دمشق"(جواد عیتا)

وصیت‌نامه‌ی شهید حسن آبشناسان

... آرزو داشتم، حج را در زمان حيات انجام دهم، چنانچه شهيد شوم، انجام شده است. محل دفن من، كربلا باشد، اگر راه كربلا را خود باز كرديم آسان است، ولي اگر زودتر شهيد شدم، پيكرم به صورت اماني باقي بماند تا پس از باز كردن راه و انقلاب عراق، اين كار انجام شود.
از فرزندانم مي‌خواهم در كسب دانش و خدمت به اسلام، كوشا
باشند...

وصيتنامه شهيد صنيع خانی: از كشته شدن سردنشويد كه پرچم اسلام باخون نگهداری شده
* اولين وصيتنامه شهيد سيد محمد صنيع خاني
بسمه تعالي
اگر بكشيد به بهشت مي‌رويد، اگر بميريد هم به بهشت مي‌رويد (امام خميني)
وصيت‌نامه اين‌جانب سيد محمد صنيع خاني فرزند موسي، 378/1332قم
ان‌شاء‌الله كه شهادت اينجانب مورد قبول خداوند و امام و امت قرار گرفته باشد. از قول من به تمام برادران و خواهران بگوييد كه همان‌طوركه امام فرموده‌اند پيروز خواهيم شد و از كشته شدن سرد نشويد كه پرچم اسلام با خون نگهداري شده است.
از پدر، مادر، خواهران، برادران و همسرم مي‌خواهم كه هيچ‌گونه ناراحتي به خود راه ندهند كه مرا خدا داده و خودش هم گرفته است.
به تمام دوستان و آشنايان بگوييد كه بنده را مورد عفو خود قرار دهند.
سيد محمد صنيع‌خاني
4/7/1359

وصیت نامه شهید عباس بابائی

وصیت نامه اول
( بسم الله الرحمن الرحیم )
همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد
. . . ملیحه جان همانطوری که میدانی احترام مادر واجب است . اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت می شود مادراست که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش می باشد. . .
. . . ملیحه جان اگر مثلا نیم ساعتی فکر کردی راجع به موضوعی هرگز به تنهایی فکر نکن حتما از قرآن مجید و سخنان پیامبران - امامان استفاده کن و کمک بگیر- نترس هر چه می خواهی بگو. البته درباره هر چیزی اول فکر کن . هر چه که بخواهی در قرآن مجید هست مبادا ناراحت باشی همه چیز درست می شه ولی من می خواهم که همیشه خوب فکر کنی . مثلا وقتی یک نفر به تو حرفی می زند زود ناراحت نشو درباره اش فکر کن ببین آیا واقعا این حرف درسته یا نه . البته بوسیله ایمانی که به خدا داری.
ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست البته انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد . اما برگردیم سرحرف اول اگر دوستت تو را ناراحت کرد بعد پشیمان شد و به تو سلام کرد و از تو کمک خواست حتما به او کمک کن . تا میتونی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که می شناسی و یا نمی شناسی خوبی کن. نگذار کسی از تو ناراحت بشه و برنجه.
هر کسی که به تو بدی می کند حتما از او کناره بگیر و اگر روزی از کار خودش پشیمون شد از او ناراحت نشو. هرگز بخاطر مال دنیا از کسی ناراحت نشو.
ملیحه جون در این دنیا فقط پاکی، صداقت ،ایمان ، محبت به مردم ، جان دادن در راه وطن ، عبادت باقی می ماند. تا می تونی به مردم کمک کن . حجاب ، حجاب را خیلی زیاد رعایت کن . اگه شده نان خشک بخور ولی دوستت ، فامیلت را که چیزی نداره، کسی که بیچاره است او را از بدبختی نجات بده. تا میتونی خیلی خیلی عمیق درباره چیزی فکر کن. همیشه سنگین باش. زود از کسی ناراحت نشو از او بپرس که مثلا چرا اینکار را کردی و بعد درباره آن فکر کن و تصمیم بگیر. . .
. . . ملیحه به خدا قسم به فکر تو هستم ولی می گویم شاید من مردم باید ملیحه ام همیشه خوشبخت باشد . هرگز اشتباه فکر نکند . همیشه فقط راه خدا را انتخاب بکند . چون جز این راه راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد .
ملیحه باید مجددا قول بدهی که همیشه با حجاب باشی . همیشه با ایمان باشی . همیشه به مردم کمک کنی . به همه محبت کنی . در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است و راه خداست . . .
. . . اگه می خواهی عباس همیشه خوشحال باشد باید به حرفهایم گوش کنی . ملیحه هرچقدر میتونی درس بخون . درس بخون درس بخون . خوب فکر کن . به مردم کمک کن . کمک کن خوب قضاوت کن . همیشه از خدا کمک بخواه . حتما نماز بخون . راه خدا را هرگز فراموش نکن . . .
. . . همیشه بخاطرت این کلمات بسیار شیرین و پر ارزش را بسپار « کسی که به پدر و مادرش احترام بگذارد ، یعنی طوری با آنها رفتار کند که رضایت آنها را جلب نماید ، همیشه پیش خداوند عزیز بوده و در زندگی خوشبخت خواهد بود . . .
ملیحه مهربانم هروقت نماز میخونی برام دعا کن .

گزیده ای از وصیت نامه شهید غلامحسین افشردی( حسن باقری )
در این موقعیت زمانی و مکانی ، جنگ ما جنگ کفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت ، خیانت به پیامبر ( ص ) و امام زمان ( عج ) و پشت پا زدن به خون شهداست . ملت ما باید خودش را آماده هر گونه فداکاری بکند ...
در چنین میدان وسیع و این هدف رفیع انسانی و الهی جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پا افتاده است و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام و با خلوص نیت پیدا کنیم ...
... در مورد درآمدها چیزی به آن صورت ندارم . همین بضاعت مزجاه را هم خمسش را داده ام و بقیه را هم در راه کمک رساندن به جنگجویان و سربازان اسلام با سپاه کفر خرج کنند ...
غلامحسین افشردی ساعت 12 شب 27/7/59 اهواز

وصیت نامه شهید محمد بروجردی|::..
آخرين وصيت نامه سردار شهيد سپاه اسلام برادر محمد بروجردي كه در دفتر يادداشت ايشان نوشته شده بود :
بسمه تعالي
وصيت نامه اينجانب محمد بروجردي ( پدر دره گرگي ) پس از حمد خدا و طلب استغفار از او كه برگشت همه به سوي اوست و درود بر محمد و آل محمد و درود بر امام امت و درود بر همه شهيدان تاريخ از همه برادران كه در طول عمرم با آنها تماس داشته ام طلب آمرزش مي كنم و هركس كه اين وصيت نامه را مي خواند براي من طلب آمرزش كند زيرا كه من از دنيا با كوله بار خالي مي روم و بعد ازمن همسرم سرپرستي خانواده را به عهده دارد و ( حقوق و مقدار ارثي كه دارم به او مي رسد به غير از مبلغ 7000 ريال (‌هفتصد تومان ) كه بايد به مادرم بدهد و در صورت فوت همسرم برادر كوچكترم عبدالمحمد سرپرستي دو فرزندم را به عهده گيرد . )
و از اين كه نتوانسته ام براي خانواده ام به طور كلي مثبت باشم از همه پوزش مي طلبم و طلب آمرزش مي كنم .
والسلام

محمد بروجردي

خدايا تمام اين خونها اينطور به ثمر برسد كه به اراده خودت اين انقلاب به انقلاب حضرت مهدي (عج) ملحق شود.

شادی روح بزرگ شهید آقا محمد بروجردی صلوات بفرستید.
یا علی
ءگوش گن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا
چشم تو زينت تاريکي نيست
پلک ها را بتکان، کفش به پا کن، و بيا
و بيا تا جايي، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روي کلوخي بنشيند با تو
و مزامير شب اندام ترا، مثل يک قطعه ي آواز به خود جذب کنند.
پارسايي است در آن جا که ترا خواهد گفت:
"بهترين چيز رسيدن به نگاهي است که از حادثه ي عشق تر است

وصيت نامه شهيد سيد عبدالرضا موسوی فرمانده سپاه خرمشهر
بسم الله الرحمن الرحیم
الذین آمنو و هاجرو و جاهدو ا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله اولئک هم الفائزون ،یبشرهم ربهم به رحمه منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم خالدین فیها ابدا عند الله احر عظیم .
همسر عزیزم !رنج و درد بزرگ من این بود که بر خلاف تو چه فکر می کنم. دیدم هیچ گاه در این مدت نتوانسته ام همراه و همسر خوبی برای تو بوده باشم. صحبتهایت به من دلداری داد و بر امید و شوقم افزود و از آن طرف به بعد بود که دیگر دوری تان و جدایی از شما برایم سنگین نیامد و می دانم تو با این حرف ها و با این همه تاکید ،از لذت و راحتی در کنار هم بودنمان گذشتی و محرومیت و رنج و فداکاری را پذیرفتی و بی شک شما که زندگی و لذت و راحتی و همه چیزم هستید باید فراموش می شدید تا بتوانم رها شوم و به راهی پر افتخار گام بر دارم . چگونه خدا را سپاس بگذارم در زمانی که امتحان فرا رسیده است و ابتلا و محنت آغاز شده است .با ایمان و اطمینان به تو هر بند و باری را از پا و دوش خویش آزاد و رها ببینم و تو مرا در رستن از چاه و چاله و بیراهه یاری دادی و اکنون دغدغه از دست دادن چیزی را حتی تو و فرزندم را خود از دلم بیرون کشیدی . ناچارم نساختی که از شریف ترین موهبت خدا یعنی شهادت روی برتابم .بلکه یاری فراوانم رساندی .
همسر عزیزم !تو همیشه برایم مایه ی امید بودی و یار تنهایی و غربتم .اما محبوبم اگر کسی بخواهد برای خدا خود را فدا کند باید برای رهایی مردم اسارت و مرگ خویش را بپذیرد و برای بر خور داری محرومان باید محرومیت را بر خویش هموار سازد و در این راه زن و فرزند اویند که نخست فدا می شوند و در اولین قدم این تویی که باید بار سنگین و شکنند ه را پس ا ز من بر دوش برداری .و من اکنون به داشتن تو خوشحال و امیدوار و سر افرازم .
همسر عزیزم !صدیقه مهربانم !اینک که به تو می اندیشم و بیشتر از لحظه های دیگر امیدوارم که همچنان سخت و استوار و با ایمانی لبریز و یقین و اطمینان و دلبندی به وعده های خداوند مسئولیت فاطمه را که امید و جان و علاقه ام بوده فرصت آن را نیافتم که مدتی آن را خوب ببینم و اولین تجربه خویش را شروع کنم بر دوش بر داری .
همسر محبوبم !صدیقه صبور و آرام و مهربانم !چه سفارشی می توانم به تو داشته باشم ؟امید وارم تو با از دست دادن من هیچکسی را از دست نداده باشی و مخصوصا آنطور که مرا می شناسی امیدوارم که نبودن من خلایی در میان داشته های تو پدید نیاورد .
صدیقه عزیزم !از تو سخن گفتن هیچ گاه برایم بس نیست و میدانی که هر گز چنین سر نوشتی را برای فرزندم دوست نمی داشتم .هیچگاه نمی داشتم نهالی را که هنوز پا نگرفته و غنچه ای را که هنوز نشکفته است درتنهایی رها کنم .اما عزیزم تو خود خوب می دانی من قبل از این که به تو و فرزندم متعلق باشم به انقلابم و به راهی که مرا در ادامه اش سخت یاری داده ای متعلقم و تو خود بارها و بارهااسباب رهایی ام را از قید های نفس را فراهم نمودی و برایم داشتی و این است که در عین حال که سخت به تو و فرزندم عشق می ورزم و دوستتان می دارم ولی به راهی که رفته ام بیشتر دل بسته ام .آری هر چند دور ماندن .و غربت و تنهایی درد ناک است ولی در عوض من به یاری خدا در راه طولانی سراسر افتخاری را گشوده ام و به لطف خدا و یاری و کمک فراوان تو از دغدغه شما خود را رها حس می کنم .از خدا می طلبم تا وقتی که در صحنه پیکار حق و باطلم هیچگاه عشق به تو و فرزندمان لحظه ای بر انتخابم پرده نیافکند و مرا از صحنه افتخار بیرون نبرد . اکنون که وصیت نامه ام را خطاب به تو به پایان می برم امیدوارم که نبودن من هیچ کمبودی برای تو و فرزندمان در زندگی پدید نیاورد . وفای محکم و دوستی استوار و روح پر از صداقت و پاکی تو را فراموش نمی کنم .
پنج شنبه 9 بهمن 59
خدا حافظ – رضا

وصيت نامه سردار شهید محسن وزوایی


بسم الله الرحمن الرحیم (صفحه اول این وصیت نامه بدست نیامده است ) …ما ترس از شهادت نداریم و این تنها آرزوى ماست در این جبهه ها خداوند را مشاهده مى کنیم که چگونه ملتمسانه به کمک رزمندگان اسلام مى شتابد و آنها را نصرت مى دهد و به مصداق آیه شریفه که مى فرماید کم من فئة قلیله غلبت فئة کثیرة را مى بینیم که تعداد محدود لشکریان سپاه اعم از سپاه و ارتش و نیروهاى مردمى بر تعداد کثیرى از نیروهاى دشمن غلبه مى نماید بیاد دارم در عملیات بازى دراز در قسمتى از عملیات مقداد ما ۶ نفر بودیم و بر ۳۰۰ نفر غلبه پیدا نمودیم . در جبهه ها چنان روحیه ایمان و ایثار مفهوم پیدا میکند که گویى اصلا قابل تصور نیست هنگامیکه در قسمتى از عملیات صحبت از داوطلب شهادت مى شود دعوا بین برادران مى افتد اینها ارزشهایى است که ملت ا. . . ارزانى بشریت داشته است حقیر بزرگترین افتخار خودم را عبودیت به در گاه احدیت مى دانم . مى خواهم بگویم اى عازمان و اى عاشقان لقاء الله اى مخلصین اخلاق و اى کسانى که مشغول ریاضت کشیدن جهت نزدیکى به درگاه خدا هستید بیایید تا ببینید در جبهه ها چگونه برادران شما به آن درجه از نزدیکى به درگاه خداوند رسیده اند که نوجوان تازه داماد پس از ۳ ساعت که از عروسیش میگذرد در جبهه حاضر مى شود آخر در کدامین مکتب چنین ارزشهایى را سراغ دارید خدا را شاهد مى گیریم هنگامى که در ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ در سر پل ذهاب بواسطه اصابت گلوله تانک زخمى شده بودم خون زیادى از بدنم رفته بود وقتى به کمک الهى نجات پیدا کردم در بیمارستان زجر زیادى مى بردم آنگونه که شاید قابل تصور نباشد بطوریکه در یک شب ده عدد والیوم ۱۰ به من تزریق شد تا کمى آرام گرفتم اما هنگامى که درد مى کشیدم در عین زجر بدنى از لحاظ معنوى و روحى لذت مى بردم حس مى کردم که بار دوشم سبک مى شود و هنگامى که شخص پرستار مراقب من به مسخره مى گفت چرا این کارها را کردى و خودت را به این روز انداختى به خمینى بگو تا بیاید درستت کند به او گفتم خدا خودش درست مى کنه و همینطور هم شد . وا… قسم وقتى کمى از فشار کارم کم مى شود در خود احساس ضعف و کوچکى مى کنم . آخر میدانید اى امت شهید پرور ایران امروز در شرایطى هستم که لحظه اى غفلت خیانت به اسلام و قرآن است باید با هم براى خدا تا آنجا که در توان داریم کوشش کنیم امروز تمام مزدوران و طاغوتیان به مقابله با انقلاب عزیز اسلامى پرداخته اند در راس آن به تعبیر امام شیطان بزرگ آمریکا و به دنبال او تمامى وابستگان دیگرش پس از خدا غافل نشوید که پشیمانى سودى ندارد و ما باید به تعبیر امام تکلیف را عمل کنیم اگر توانستیم پیروز مى شویم و اگر کشته هم بشویم شهید هستیم و این نیز خود پیروزى است . پس ما نباید نگرانى داشته باشیم این منافقان از خدا بى خبر باید بدانند که ملت آنها را شناخته است اکنون که ملت در جبهه ها حاضر شده است شمابیشتر ملت بیگناه را ترور مى کنید شما نامردان تاریخ هستید که روى تمامى جباران تاریخ را از یزید بن معاویه گرفته تا به هیتلر سفید کرده اید شرمتان باد اى خود فروختگان به اجنبى آخر چگونه حاضر مى شوید از کودکان شیرخوار گرفته تا روحانیون معظم و جان بر کف این راهیان راه ا… را ترور نمایید . این امت باید بداند از بزرگترین خطراتى که انقلاب را تهدید مى کند آفت نفوذ خطوط انحرافى در خط اصلى انقلاب یعنى همانا خط امام است پس خط امام را دنبال کنید و امام را تنها نگذارید که نمى گذارید شما امت مسلمان ایران در تاریخ جهان نمونه هستید شما فرزندانى تربیت نموده اید که شهادت را بالاترین سعادت خود مى شمارند و فقط روى پشتوانه الهى حساب مى کنید و شکست در راه چنین حرکتى مفهومى ندارد خدا را شکر مى کنم که نعمت زجر کشیدن در راهش را نصیبم نمود خدا را شکر مى کنم که نعمت شرکت در عملیات بمنظور روشن کردن سرزمینهاى سرد و بیروح گشته از وجود صدامیان به نور خدایى نصیبم شد و از خدا مى خواهم که شهادت در راهش را نصیبم فرماید و آنگاه که به مشیت الهى از این دنیاى فانى رفتم در زمره شهدا به حساب مى آیم و از خدا مى خواهم که مرا به حال خود وا مگذارد که بنده اى حقیر و زبون هستم و به درگاه کسى غیر از تو نمیتوانم رو بیاورم اللهم الرزقنا شهاده فى سبیلک و اما پدر و مادرم از وجود داشتن چنین پدر و مادرى بر خود مى بالم که افتخارش بر پایه نماز و روزه و خلاصه دستورات الهى است . پدرم ! هنگامى که بیاد مى آورم در سنین کودکى صداى فریاد شما در سحر بمنظور نماز در گوشم مى پیچید که محسن نمازت قضا نشود . امروز هم همچون نوایى دلنشین در گوشم طنین مى افکند و شکر نعمت خداى را مى نمایم سفارش مى کنم همانگونه که تا به حال عمل کرده اید به یارى امام بشتابید و او را تنها نگذارید . و در آخر برادران و خواهرانم به امید اینکه انقلاب حرکتى است بمنظور اثبات حق و این مسئولیت بر گردن همگى ماست دستورات الهى را فراگیرید و در عمل نیز آنها را بکارگیرید . بخصوص عبدالرضا و محمود و حمیده شما فرزندان انقلاب هستید من هر چه باشد مدت زیادى از سنم در زمان طاغوت گذشته است اما شما امروز نعمت حکومت اسلامى بر خور دارید و این بزرگترین موهبتى است که خداوند به شما ارزانى داشته است قدر آنرا بدانید و شکر نعمتش را بجا آورید . در آخر مى خواهم که ۱۴ روز روزه و سه ماه نماز قضا برایم بجا آورید و راجع به آنچه که دارایى من محسوب مى شود آنطور که پدرم تصمیم بگیرد اجرا شود منتهى سعى شود این مقدار محدودى که دارم در جهت کمک به جنگ و امور اسلام اختصاص داده شوددر ضمن اگر نتوانستید جنازه ام را به عقب بیاورید آنرا به روى مینهاى دشمن بیندازید تا اقلا جنازه من کمکى به اسلام کرده باشد . انشاءالله و من الله التوفیق ۲۶/۱۲/۱۳۶۰ ساعت یازده شب جبهه بلد – دزفول

 

وصیت نامه علمدار مرصاد(شهید رضانادری)

66/8/28 قبل از عملیات نصر 8
قسمتی از وصیت نامه شهید رضا نادری


بسمه تعالی
به نام خدای محمد و دینش،علی و ولایتش، حسین و خونش و مهدی و نایبش، ستایش ایزد یکتا را که نامش موجب شور و حال مومنان است و ذکرش امید زندگانی ذاکران
همانکه در محضر وجود اقدسش عاشقانی پاکباز پرورش یافته که تراوش عشق خود را آمیخته با خون خویش به حضور رب العالمین تقدیم می کنند.عاشقانی که آتش عشق او را در سینه پنهان داشتند و مرغان زندانی در قفس بودند که در آرزوی گشایش زندان تن، شب ها در دل تاریکی جبین حقارت وعبودیت خود را بر خاک سائیدند و اشک روان خود را در سجده گاه عشق جاری کردند. آنان بسان پروانگانی به گرد شمع رخ یار از شب تا به سحر آنقدر چرخیدند تا اینکه پر و بالشان طعمه حریق شمع جانانه گشت و زندان و حجاب تن را دریده و مرغ جانشان را به عروجی ملکوتی به پرواز در درآوردند و به شهادت که فخر اولیاست دست یافتند.
نائل شدن به این مقام که از اوج کمالات است هدف والای آفرینش و نهایت زجر و مشقت هایی است که در راه یار بر عاشق زار وارد می شود. الها اگر عشق این است و اگر آن تنها مختص به وجود اقدس توست پس این از خدا بی خبران که به همه چیز به غیر تو عشق بسته اند چه می گویند و اگر مرگ به بهترین وجه خود شهادت با جامه خونین است پس مردن در بستر خواب در روزگار شهادت فاجعه بسیار دردناکی است.
و اگر دنیا محل آزمایش و شناخته شدن مدعیان واقعی اسلام از بین منافقان به ظاهر مسلمان است پس طالبان آن که به این متاع اندک دنیا دل خوش کرده اند چه توشه ای برای آخرت خود مهیا ساخته و اگر ولی فقیه برای احیاء دین و قرآن در روزگاری که دنیای کفر در برابر تمام اسلام قد علم کرده، تکلیف جهاد را از اهم واجبات و عبادات برمی شمارد پس این تکلیف نشناسها که جان خود و فرزندان و عیال خود را از اسلام عزیزتر دانسته و تکلیف خود را بسان کوفیان بر طبق مرادشان، خود تعیین می سازند چه امیدی به آخرت نیکو در جوار حق تعالی و ائمه هدی دارند؟
و اگر جهاد بهترین تفریح و سرگرمی مومن است پس گردشهای شهوت آمیز جوانان غافل، که با لباسهای رنگارنگ و موهای آنچنانی و قیافه های مضحک در خیابانهای شهر عمر خود را به بطالت می گذرانند چه است؟
و اگر این اشخاص بی تفاوت انسانند پس فرق آنان با بهائم که جز خورد و خوراک در ادراک خود چیز دیگر ندارند چه است؟
و اگر انسان واقعی را در جبهه می توان یافت پس در لاک فرورفتگانِ جان دوست، در دیار غم و تاریکی چه امیدی به روشنایی و فجر دارند؟ واگر خون عزیز ترین فرزندان این مرز و بوم مسئولیتهای سنگین بر دوش یکایک افراد جامعه می گذارد پس تمسخر به جبهه و بسیجیان که اصل دین و اسلامند و احساس نکردن اندکی مسئولیت بر دوش خود از طرف قشر به اصطلاح متفکر چیست؟
آیا کمی به خود نگرش و تعمق نموده اند که دراین بیشه دلیران سربار و زالویی بیش نیستند که جز مکیدن خون اجتماع بها و ارزشی دیگر نمی توان برای آنان قرار داد.
الهی هر آنکه را که بخواهی به راه آوری طعم شیرین حضور جبهه را به او چشانی و او را عاشق و شیدای سرزمین خون و لاله های پرپر سازی و کسی که در این دیار معنی چگونه زیستن، عبادت، اخلاص، ایثار، استقامت، شجاعت و تمامی تبلورهای شرف و مردانگی را دانست ساکن همیشگی جبهه می شود
و بیرون آمدن از فضای عطرآگین جبهه را به معنای افتادن در زندان و غنودن در زیر سایه بلند کاخ شیطان درون و فنا شدن در منجلاب و پارگین ناپاک دنیا می داند و بی خبران از این خوان رحمت حق تعالی از جبهه به عنوان فنا شدن و بدبختی یاد می کنند و گریزان از جبهه بسان موشهای بزدل در سوراخها خزیده و بی بهره شدن خود از چشمه های معرفت و عشق را به حساب زندگی شخصی خود در بین مردم دانسته حال آنکه کجایند تا ببینند که زندگی هرچه هست اینجاست.
بر چهره گرفته و غمین بسیجیان در شهرها منگرید که داغ یاران از پیش سفر کرده خود از طرفی و غم دنیاپرستان بی تفاوت شهرها در قبال خون یارانشان از طرف دیگر سیمایشان را درهم کشانده. وقت مسرت و سرمستی شیران بسیجی به هنگام جهاد است. آنجا که به وصال دلدارشان نزدیک اند. آنجا که می دانند که در مسیر شط خون یارانشان در حرکتند.
براستی که بسیجیان شیران و سلحشوران جبهه اند و مظلومان و گمنامان شهرها.
به خدا قسم این دنیا با تمام ظواهر فریبنده اش برای عاشقان بسیجی بسان قفسی است که دیگر طاقت ماندن در آن را ندارند و چشم امیدشان به گشودن درب زندان قفس دوخته گشته تا اینکه روزی روی دلدار و حبیب خود را ببینند و در آغوشش پر بگشایند.

برگرفته از
ءوصيت‌نامه شهيد «مجيد بقايي» فرمانده قرارگاه كربلا
مجيد بقايي در وصيت نامه خود نوشته:
بله ما هم مي‌جنگيم و تن به هيچ گونه سازشي نمي‌دهيم و با شعار هميشگي يا فتح يا شهادت مي‌جنگيم و بر سياست «نه شرقي نه غربي» سرسختانه پا مي‌فشاريم، چون معتقد به خداييم.




بسم‌الله الرحمن الرحيم
سلام و درود و دعا بر امام و امت امامي كه ما بايد با تلاش و جهاد و ايثار و شهادتمان رهبري و امامت جهانيشان را عينيت بخشيم و جهاني انقلابي و اسلامي بسازيم. انقلاب خونينمان سنگر به سنگر كفر جهاني را عقب نشانده و اين بار با رحمت خدايي «جنگ» مقدمهاي شده براي تشكيل و اتحاد جماهير اسلامي «انشاءالله» و بدانيد كه اين موضع، ايثار مي‌خواهد و خون كه پيامدش نصرالهي است كه پيروزي اسلام در اثر رنج و سعي و كوشش و زجر و ناراحتي و خون دادن است.
بله ما هم مي‌جنگيم و تن به هيچ گونه سازشي نمي‌دهيم و با شعار هميشگي يا فتح يا شهادت مي‌جنگيم و بر سياست «نه شرقي نه غربي» سرسختانه پا مي‌فشاريم، چون معتقد به خداييم. برادران خواهران هيچگونه اندوه و حزن به دل راه ندهيد چون ميدان آزمايش است و زمان امتحان و شما برتريد اگر مومن باشيد و از رهبر، عصاره مكتب بيامزيم كه چون كوه استوار در مقابل دشمن و چون كاه در مقابل خدا ايستاده است و ما هم در مصائب بايد همچون كوه باشيم. خدايا معبودم، اي آن كه همه چيزم به توست، اي آن كه نه در كاغذ مي‌گنجي و نه با قلبم وصف مي‌شودي تار و پودم آغشته به گناه است كه فعلا ياراي صحبت ندارم و هر وقت مي‌خواهم زبان بگشايم شرمنده‌ام.
با اين وضع رحمي بر من كن. مرا ببخش. مي‌دانم كه بخشنده‌اي و مهربان، بارها فكر كرده‌ام و در نهايت به اين نتيجه رسيده‌ام كه فقط در لباس شهيد و با محتواي شهيد مي‌توانم در دادگاهت حضور يابم به جز اين هرگز، كه شرمنده‌ام و رسوا.
خدايا شاكرم از اين كه تا اين حد هدايتم كردي. خدايا اگر قدمي در راهت برداشتم از من بپذير. معبودم مي‌دانم كه چيستي ولي در دل خانواده‌مان صبري وافر بگذار كه مي دانم بدون صبر تحمل چنين مسئله‌اي را ندارند.
خدايا ملتمسانه ميگويم و بارها گفته‌ام كه جگر گوشه امت - امام عزيز - خميني كبير را تا ظهور حضرت مهدي (عج) براي امت نگهدار.
آمين
خدايا بار پرودگارا آن كساني كه حافظ انقلابند حفظ و دشمنان انقلاب را نابود گردان. امين
خدايا به خوبي م‌دانم و برايم ملموس است كه بهترين را به سويت مي‌كشي و حجابشان را مي‌دري اين را در خود نمي‌بينم ولي شادي دگرگوني در درونم چنين فيضي را نصيبم كند.
خدايا ديگر دعايم سلامتي مجروحين و صبر به معلولين است.
و اما خانواده عزيز و پدر و مادر خوبم كه خيلي عذابتان دادم و هميشه به شما مي‌گفتم براي اسلام مي‌خواهم خدمت كنم و شما بنا به علائق مي‌گفتيد كه بالاخره از دست ما مي‌روي و اين را هميشه به شما مي‌گفتم و آخرين بار هم مي‌گويم كه من و ما و شما و همه از كس ديگريم و هر وقت امانت را بخواهد پس مي‌گيرد و كسي را دخل و تصرفي در آن نيست.
به هر جهت نمي‌دانم مي‌پذيرد يا نه ولي انشاءالله مي‌پذيريد. و مرا حتما مي‌بخشيد و حتما بر زبان مي‌آوريد كه تو را بخشيدم.
خدا به شما صبر بدهد. صبور باشيد كه درجه و مراتب انسان صبور و صابر بسيار بالاست. مادر ، اگر بر كردي فاطمه زهرا (س) به تو مرحبا مي‌گويد و ملائك تو را دلداري مي‌دهند.
انشاءالله
و اما برادرم حميد! در همين راه كه هستي به جمهوري اسلامي خدمت كن و پايه‌هاي جمهوري را محكم بگردان كه خدا ياري و هدايتتت مي‌كند و اصلا به اين دنيا پست و بي ارزش دل مبند كه فقط اسباب آزمايش است و امتحان.
و برادر و خواهرم! شما هم قدر جمهوري اسلامي را بدانيد كه نعمت بزرگي است و كوچكترين كفران نعمت محاكمه دارد. و جدا هميشه به فكر اسلام باشيد. انشاءالله مرا مي‌بخشيد. التماس دعا دارم.
و اما دوستان خوبم، برادران و خواهران! از شما كه از من رنجيدگي داريد، مي‌خواهم كه مرا ببخشيد و اگر بدي كرده‌ام از من بگذريد.
تذكرم اين است كه امام را رها نكنيد.
و از كليه اقوام - آشنايان، دوستان طلب بخشش مي‌كنم و اميدوارم اگر بدي كرده‌ام، ببخشند. حتما برايم دعا كنيد. حتما دعا براي امام و براي من و براي مومنين را فراموش نكنيد.
والسلام
بنده حقير و ذليل - خدمتكار اسلام اگر بخواهد
شوش دانيال - 30/2/60
التماس دعا
مجيد بقايي

وصيت‌نامه جانباز شهید سید مجتبی علمدار

... اولين وصيت من به شما راجع به نماز است چيزي را كه فرداي قيامت به آن رسيدگي مي كنند نماز است. پس سعي كنيد در حد توانتان نمازهايتان را سروقت بخوانيد و قبل از شروع نماز از خداوند منان توفيق حضور قلب و خضوع و خشوع در نماز طلب كنيد به همه شما وصيت مي كنم همه شمائيكه اين صفحه را مي خوانيد، قرآن بخوانيد بيشتر بشناسيد، بيشتر عشق بورزيد، بيشتر معرفت به قرآن داشته باشيد و بيشتر دردهايتان را با قرآن درمان كنيد. سعي كنيد قرآن انيس و مونستان باشد نه زينت دكورها و طاقچه هاي منزلتان ، بهتر است قرآن را زينت قلبتان كنيد به دوستان و برادران عزيزم وصيت مي كنم كاري نكنند كه صداي غربت فرزند فاطمه (س) مقام معظم رهبري(ره) را كه همان ناله غريبانه فاطمه (س) خواهد بود به گوش برسد همان طوري كه زمان امام خميني(ره) گوش به فرمان بوديد و در صحنه هاي انقلاب حاضر و آماده ايثار جان و مال و زندگي [باشيد]... شيعه ها، مسلمانها، حزب اللهي ها، بسيجي ها و ...نگذاريد تاريخ مظلوميت شيعه تكرار شود. بر همه واجب است مطيع محض فرمايشات مقام معظم رهبري كه همان ولي فقيه مي باشد، باشند. چون دشمنان اسلام كمر همت بسته اند ولايت را از ما بگيرند و شما همت كنيد. متحد و يكدل باشيد تا كمر دشمنان بشكند و ولايت باقي بماند. وصيت مي كنم مرا در گلزار شهداي ساري دفن كنند و تنها اميد من همان دستمال سبزي است كه هميشه در مجالس و محافل مذهبي همراه من بوده و به اشك چشم دوستانم متبرك شده آن را بر روي صورتم بگذارند و قبل از آنكه مرا در قبر بگذارند، مداحي، داخل قبرم رود و مصيبت جده غريبم فاطمه زهرا(س) وجد غريبم حسين (ع) را بخواند به شب اول قبرم نكنم وحشت و ترس چون در آن لحظه حسن است كه مهمان من است ... از اعماق قلبم مي گويم، من از ظلمت و فشار قبر خيلي مي ترسم شما را به حق پنج تن آل عبا تا مي‌توانيد برايم دعا كنيد و نماز شب اول قبر را براي من بخوانيد، زماني كه زير تابوت مرا گرفتيد و به سوي آرامگاه مي بريد تا مي توانيد مهدي (عج) و فاطمه(س) را صدا بزنيد.

وصيت نامه شهید حاج احمد كاظمي (به مناسبت سالگرد شهادت )


شهيد احمد كاظمي در وصيتنامه خود نوشته است:خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.

متن وصيت نامه سردار سرلشكر پاسدار شهيد احمد كاظمي فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي:
الله اكبر
اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهيد ان علياً ولي الله
خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.
نمي‌دانم چه بايد كرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند كلمه‌اي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نمي‌دانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي‌كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم.
اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي خدا يا رب العالمين.
راستي چه بگويم، سينه‌ام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.
گرچه بدم ولي خدا تو رحم كن و كمك كن. بدي مرا مي‌بيني، دوست دارم بنده باشم، بندگي‌ام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا مي‌كنم، از روي سركشي نيست. بلكه از روي ناداني مي‌باشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فكر مي‌كنم، مي‌بينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي كريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم. خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، كار خوب نكردن، بندة خوب نبود،... ديگر...
حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عكس نگاه مي‌كنم. از درد سختي كه تمام وجودم را مي‌گيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بي‌منتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم كه بايد سختي دوران را طي كنم. الله اكبر خداوندا خودت كمك كن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همة بندگان خوبت قسم مي‌دهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم،
عده اي حرف حق زدند اما / ظاهرا حرف ها دو پهلو بود
در شب حادثه فرا روي مرگ / ذکر احلي من العسل شرط است
در پي باغبان دوان بودن / با گل زخم در بدن شرط است
يعني اينجا زبير هم باشي / امتحان در صف جمل شرط است *
وصیت نامه شهید مهدی زین الدین
اولین شرط لازم برای پاسداری از اسلام، اعتقاد داشتن به امام حسین(ع) است. هیچ كس نمی‌تواند پاسداری از اسلام كند در حالی كه ایمان و یقین به اباعبدالله‌الحسین(ع) نداشته باشد.
اگر امروز ما در صحنه‌های پیكار می‌رزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستیم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته كه به دست شما رزمندگان و ملت ایران، اسلام در جهان پیاده شود و زمینه ظهور حضرت امام زمان(عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسین(ع) است. من تكلیف می‌كنم شما «رزمندگان» را به وظیفه عمل كردن و حسین‌وار زندگی كردن.
در زمان غیبت كبری به كسی «منتظر» گفته می‌شود و كسی می‌تواند زندگی كند كه منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان(عج). خداوند امروز از ما همت، اراده و شهادت‌طلبی می‌خواهد.

وصیت نامه شهید یونس زنگی آبادی * قائم مقام فرماندهی تیپ امام حسین (ع) *

بسم الله الرحمن الرحیم
قائم مقام فرماندهی تیپ امام حسین(ع)لشگر41 ثارالله
(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
بسم الله الرحمن الرحیم
علی(ع): (بالاترین مرگها شهادت است)
ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص. (قرآن کریم)
(همانا خدا دوست می دارد کسانی را که در راه او صف زده، گویا ایشانند بنیانی ساخته شده )
با سلام بر امام زمان(عج) ، رهبر انقلاب ، رزمندگان ، شهداء و شما ملت شهید پرور؛
هر بار که عملیاتی می شود چندین نفر از یاران امام از جمع رزمندگان به سوی معشوق رهسپار میشوند و دعایشان که اول پیروزی بر دشمن و بعد شهادت است مستجاب می شود. دعای ما نیز این است و حال نمیدانم که در این عملیاتهای آخرین آیا خداوند رحمان دعای این عبد منان و ذلیل را مستجاب می کند یا نه. بلی این راهی است رفتنی و همگی باید از این گذرگاه و این کاروان که دنیاست عبور کنند، با توشه هایی که خودشان برداشته اند و کِشتی که روی این مزرعه انجام داده اند، باید رفت و هیچ تردیدی در آن نیست. حالا که باید برویم چه بهتر از اینکه در راهی خوب قدم بگذاریم و در آن برویم، ما که در این راه قدم گذاشته ایم امیدوارم که خداوند ما را ثابت قدم بدارد و به برکت خون شهداء ما را نیز ببخشد. من از خدا می خواهم که مرگ مرا شهادت و در راهش از من قبول بفرماید و ما را در جوار رحمتش با شهدای مخلص همراه بفرماید. این مسیر، مورد تأیید انبیاء و اولیاء خدا بوده و امیدوارم که بتوانم خودم را در این مسیر حفظ کنم و نلغزم و از خدا میخواهم مرا ثابت قدم بمیراند.
مسئله ای که هست این است که این بدن برای روح انسان قفس است و روح ملکوتی انسان در آن زندانیست و این بدن است و دست ماست که چگونه آنرا بکار ببریم، آیا او را در راه صاحبش تعلیم دهیم و یا دشمنش که هوای نفس و شیطان است و بعد از تعلیم با مرگ است که قفل این قفس شکسته شده و روح انسان پرواز می کند، به سوی رب و حال مانده است برداشت بذری که در این دنیا کاشته ایم، خوب کاشته ایم که موقع برداشت خوب برداشت کنیم و یا بد کاشته ایم که مطابقش برداشت کنیم.
میخواستم سخنی هم با ملت داشته باشم اما می بینم که فهم ملت بالاتر از سخنان من است و بالاتر از صحبتهایی که من می کنم ولی بخاطر یادآوری چند کلمه ای میگویم همانطور که دیگر شهدای عزیز ما در وصیتنامه های خود ذکر کرده اند و همانگونه که شما به آن عمل می کنید این است که مواظب منافقین داخلی باشید و نگذارید آنها پا روی خون شهدای ما بگذارند و ثمره خون شهدای ما را پایمال کنند و همانگونه که تا به حال ثابت قدم بوده اید از این به بعد نیز پا در رکاب باشید.
عرضی هم با خانواده دارم و این است که خوشحال باشید، توانستید هدیه ای یا بهتر است بگویم امانتی که خدا بدست شما داده است توانستید به نحو احسن تربیت کرده و به راه خدا رهسپار کنید و امانت او را پس دهید. اگر می خواهید فغان و زاری کنید در فقدان من، من حرفی ندارم اما شما کمی فکر کنید آیا خون ما از خون امام حسین(ع) ، حضرت علی اکبر(ع) ،72 تن از یاران عاشورا و یاران حسین(ع) رنگینتر است. از آنها بگذریم چون به پای آنها نمی رسیم آیا خون ما از شهدای عملیاتهای قبل رنگینتر است. چگونه آنان در راه حق فدا شدند ما هم مثل آنها و از آنها کمتر، از این که بگذریم آیا شما از زینب(س) بالاترید آیا از فاطمه زهرا(س) بالاترید آیا از مادران و پدران دیگر شهدای ما بالاترید، چطور آنها در فقدان عزیزانشان صبر می کنند و شکوه و شکایت را برای آخرت می گذارند، در آنجا به شکایت قوم ظالم برخیزید شما نیز دل خود را پهلوی دل آنها بگذارید و خود را مانند آنها کنید اجر و ثوابش بیشتر از ناله و گریه و زاری کردن است.
از شما می خواهم مرا عفو کنید زیرا نتوانستم آنطور که شما می خواستید باشم امیدوارم که مرا ببخشید. در ضمن لازم است که بگویم برای من نماز قضا بخوانید و تعداد 18 روزه قضا دارم که اگر موفق نشدم بگیرم شما بگیرید.
دیگر عرضی که قابل گفتن باشد ندارم فقط از شما می خواهم که امام امت را تنها نگذارید و از خدا میخواهم که امام امت را تا ظهور حضرت حجت(عج) حفظ کند. رزمندگان اسلام را پیروز فرماید، ظهور امام زمان(عج) را نزدیک فرماید و اسلام را در سراسر جهان با نابودی کفر رایج بگرداند.
آمین یا رب العالمین.
در قاموس شهادت واژه ای بنام وحشت نیست.
از همگی می خواهم که اگر بدی از ما دیدید عفو نمائید.
(خدایا خدایا تو را به جان مهدی تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار)
حاج یونس زنگی آبادی

وصیت نامه سردار شهید اسماعیل دقایقی
بسم الله الرحمن الرحیم
ربنا افرغ علينا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين.
خدايا! امت اسلام را صبر و استقامت عطا فرما تا در مقابل دشمنان خدا و كافران، پايداري كنند و سپس بر آنان غلبه كنند.
خدايا شهادت مي‏دهم كه غير از تو خدايي نيست و محمد (ص) رسول و فرستاده توست و علي (ع) وصيّ رسول خداست. سلام بر خاندان عصمت و طهارت. درود بر خميني كبير و سلام بر روحانيّت معظّم و امت حزب ‏اللَّه.
خدايا از تو مي ‏خواهم در هنگامي كه شيطان به سراغم مي ‏آيد، تو او را دور سازي و مرا قوّت و آرامش عطا فرمايي كه «لا حول و لا قوة الا باللَّه العليّ العظيم».
پدر و مادر گرامي در مقابل شما شرمنده‏ ام كه توفيق خدمت به شما و اجراي حقوق شما خيلي كم نصيبم گشت. بدانيد كه «انّا للَّه و انّا اليه راجعون» انشاءاللَّه خداوند به شما صبر عطا فرمايد و شما از جمله كساني باشيد كه مردم و خصوصاً خانواده شهداء، اسرا و معلولين را دلداري بدهيد و من هم دعاگوي شما هستم.
همسر محترمه! در اين حدود 5 سال زندگي از خصوصيات خوب تو بهره بردم و مرا بسيار احترام كردي كه لايق آن نبودم. پيوند من و تو با شعار اسلام و ايمان شروع شد و بعد سعي نموديم هر روزمان با روز ديگر متفاوت باشد و احكام اسلام را پياده كنيم و خوب مي‏داني كه راه من در ادامه اين زندگي و سير به عمل در آوردن عقيده به اسلام بوده است. چطور مي‏توانستم در خانه راحت باشم و كاري نكنم، در صورتي كه جان و مال امت مسلمان ايران به سوي جبهه سرازير است. انسان در برخورد با مصائب و مشكلات است كه لذّت ايمان و توجّه به خدا را درك مي‏كند و ا گر رفتن من مصيبتي برايت باشد مي‏داني كه «الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انّا للَّه و انا اليه راجعون». در تربيت ابراهيم و زهرا سعي خود را بنما؛ براي آنها دعا مي‏كنم و اميدوارم افرادي مفيد براي اسلام و خط ولايت اهل بيت عصمت و طهارت و ولايت فقيه باشند. بعد از من سعي كن با مشورت آقايان علماء در قم مثلاً آقاي راستي يا آقاي كريمي، منطقي‌‏ترين راه را براي خود انتخاب بنمايي كه انشاءاللَّه اگر بهشت نصيبم شد، يكديگر را در آنجا ملاقات كنيم. انشاءاللَّه با صبر و استقامت خود كه خدا بيشتر به تو دهد، اسوه‌ا‏ي در جامعه خود باشي.
برادران گراميم و خواهران محترمه!
براي شما نيز آرزوي صبر و استقامت در پيگيري اهداف اسلامي دارم. انشاءاللَّه بتوانيد با كار و فعاليت، خود را بيش از پيش وقف راه خدا و اسلام كنيد. جهاني كه امروز پر از فسق و فجور و خيانت ابرقدرتهاست، تلاش و ايثار مي‏خواهد. در راه حسين (ع) - سيدالشهداء - رفتن، حسيني شدن مي‏خواهد. انشاءاللَّه در پيروي از راه امام امت خميني كبير كه همان راه خدا و قرآن و اهل بيت (ع) است، موفّق باشيد. ديدن برادران رزمنده در خط اول كه با آرامش مشغول نماز هستند و با متانت، نيروهاي دشمن و تانكهاي او را مي‏بينند و با سلاح مختصر با آنان مقابله مي‏كنند، از تجلّيّات حسيني شدن اين امت است كه مرا به وجد آورده است. حقوق شما را آنطور كه بايد رعايت ننموده‌‏ام كه انشاءاللَّه مرا ببخشيد؛ من هم دعاگوي شما هستم.
خدمت كليه اقوام و فاميل و دوستان و آشنايان سلام عرض مي‏كنم و براي آنان توفيق در خط اسلام و قرآن بودن را آرزومندم. قطعاً نتوانسته‌‏ام حقوق شما را به خوبي رعايت كنم. انشاءا... مرا ببخشيد. از همة شما التماس دعا دارم. والسلام علي عبادالله الصالحين.
پاسدار اسماعيل دقايقي
سوم جمادي‏‌الثاني 1404 روز وفات حضرت فاطمه زهرا (س) اولين منادي حق ولايت و وصايت اهل بيت عصمت و طهارت (ع)

وصیت نامه شهید کلهر
« بسم رب الشهداو الصدیقین»
من طلبنی وجدنی
با سلام و درود بر محمد (ص) و امام زمان عج و نائب بر حقش امام خمینی رهبر بزرگ تمامی مسلمین و مستضعفین جهان...
خدایا شاهد باش به عشق تو به مسیر تو حرکت کردیم و اینک فقط پیوستن به تو را انتظار داریم.
خدایا من خواهان شهادتم نه به این معنی که از زندگی کردن در این دنیا خسته شده ام و خواسته باشم خود را ازدست این سختیها و ناملایمات دنیوی خلاص کنم بلکه می خواهم شهید شوم تا اگر زنده ام موجودی نباشم که سبب جلوگیری از رشد دیگران شوم تا شاید خونم بتواند این موضوع را جبران کند و نهال کوچکی از جنگل انبوه انقلاب را آبیاری کند...
می خواهم شهید شوم تا خونم به سرور شهیدان حسین علیه السلام گواهی دهد که من مانند مردم کوفه نیستم و رهرو راهش بوده ام...
بارالها خودت این سختیها را از دوش من بردار .
پدر عزیزم مرا ببخش که فرزند خوبی برایت نبودم و از من راضی باش تا خدا هم از من خوشنود گردد. و مرا بیامرزد و امیدوارم بتوانم با تقدیم خون ناچیز و جسم ضعیف خود به اسلام و قرآن رضایت خدا و شما را فراهم کنم. صبور باش و مبادا با بی صبری دلگیرم کنی.

وصيت نامه شهيد حميد باكري

سم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه سردار شهید حمید باکری
در این لحظات آخر عمر سر تا پا گناه و پشیمانی وصیت خود را می نویسم و علم کامل دارم
که در این ماموریت شهادت ، جان به پروردگار بزرگ باید تسلیم نمایم انشاالله که
خداوند متعال با رحمت و بزرگواری خود گناهان بیشمار
این بندة خطاکار را ببخشند .
وصیت به احسان و آسیه عزیز
1 )
انشاالله وقتی به سنی رسیدید که توانستید این وصایا را درک نمائید هر چند روز یکبار این وصیتنامه را بخوانید.
2 )
شناخت کامل در حد استطاعت خود از خداوند متعال پیدا نمائید در پی اصول اعتقادی تحقیق و مطالعه نمائید و تفکر زیاد نمائید تا به اصول اعتقادی یقین کامل داشته باشید .
3 )
احکام اسلامی را (فروع دین ) با تعبد کامل و بطور دقیق و با معنی بجا آورید .
4 )
آشنایی کامل با قرآن کریم که عزت‌بخش شما در این دنیای سرتا پا گناه خواهد بود داشته و در آیات آن تفکر زیاد بنمائید و با صوت خواندن قرآن را فرا گیرید .
5 )
از راحت طلبی و بدست آوردن روزی بطور ساده دوری نمائید . دائم باید فردی پرتلاش و خستگی ناپذیر باشید .
6 )‌
یقین بدانید تنها اعمال شما که مورد رضایت خداوند متعال قرار خواهد گرفت اعمالی است که تحت ولایت الهی و رسولش و امامش باشد بنابراین در هر زمان و هر موقعیت همت به اعمالی بگمارید که مورد تائید رهبری و امامت باشد .
7 )
به کسب علم و آگاهی و شناخت در تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب اسلامی اهمیت زیاد قائل شوید .
8 )
قدر این انقلاب اسلامی را بدانید و مدام در جهت تحکیم مبانی جمهوری اسلامی کوشا باشید و زندگی خودرا صرف تحکیم پایه های این جمهوری قرار دهید .
9 )
به اخلاقیات اسلام اهمیت زیاد قائل شده و آن را کسب و عمل نمائید .
10 )
در جماعات و مراسم به خصوص نماز جمعه ، دعای کمیل و توسل ومجالس بزرگداشت شهداء مرتب شرکت نمائید .
11 )
رساله امام را دقیق خوانده و مو به مو عمل نمائید .
12 )
حق مادرتان را نگهدارید و قدرش را بدانید و احترام و احسان به مادرتان را به عنوان تکلیف دانسته و خود را عصای دست ایشان نمائید .
13 )
در زندگیتان همواره آزاده باشید و هیچ چیز غیر از خدا و آنچه غیر خدائی است دل نبندید و بدانید که دنیا زودگذر و فانی است ، فریب زرق و برق دنیا را نخورید .
14 )
برحذر باشید از وسوسه های نفس و مدام به یاد خدا باشید تا از شر نفس و شیطان در امان باشید .
وصیّت به فاطمه :
1 )
می دانم در حق شما مدام ظلم کرده ام و وظیفه ام را بجا نیاورده ام ولی یقین بدان که خود را بنده ای قاصر و کم کاری میدانم و امید دارم که حلالم نمائید .
2 )
احسان و آسیه امانتهایی هستند در دست تو و مدام در تربیت اسلامی آنها باید همت گمارید و توجیه و کنترل مواردی که به آنها وصیت نموده‌ام به عهده شماست .
3 )
از کوچکی آنها را با قرآن آشنا کرده و به کلاس قرائت قرآن بروید .
4 )
از کوچکی آنها را در مجالس و مجامع خصوصا نماز جمعه ، دعای کمیل و یادبود شهداء شرکت بدهید .
5 )
درآمد یا پولی نداشته و ندارم که مهریه تان را بدهم انشا ا... که حلال خواهید کرد .
6 )
مقداری به مهدی مقروضم به شکلی که برایتان مقدور باشد پرداخت نمائید منتهی فشار مادی بیش از حد به خودتان در این مورد وارد نکنید .
7 )
انشاءالله که شما و عموم فامیل در یادبود من به یاد شهدای کربلا و امام حسین گریه و عزاداری نمائید و مرتب بیاد بیاورید که هستی دهنده اوست و باید شکر به مصلحت الهی گفت.
متاسفانه به علت نبودن وقت نتوانستم وصیتم را تمام نمایم از عموم آشنایان و فامیل حلالیت می‌خواهم انشاءالله همه خدمتگزار اسلام خواهند بود .

وصيت نامه سردار شهید حاج حسين خرازي

بسم رب الشهداء و الصديقين

بسم رب الصدیقین
خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام:
- ما لشگر امام حسینیم، حسین وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین (ع) را در آغوش بگیریم كلامی‌ و دعایی جز این نباید داشته باشیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.»
- اگر در پیروزی‌ها خودمان را دخیل بدانیم این حجاب است برای ما، این شاید انكار خداست.
- اگر برای خدا جنگ می‌كنید احتیاج ندارد به من و دیگری گزارش كنید. گزارش را نگه دارید برای قیامت. اگر كار برای خداست گفتنش برای چه؟
- در مشكلات است كه انسانها آزمایش می‌شوند. صبر پیشه كنید كه دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم.
- هر چه كه می‌كشیم و هر چه كه بر سرمان می‌آید از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد.
- سهل‌انگاری و سستی در اعمال عبادی تأناثثیر نامطلوبی در پیروزی‌ها دارد.
- همه ما مكلفیم و وظیفه داریم با وجود همه نارسایی‌ها بنا به فرمان رهبری، جنگ را به همین شدت و با منتهای قدرت ادامه بدهیم زیرا ما بنا بر احساس وظیفه شرعی می‌جنگیم نه به قصد پیروزی تنها.
- مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسد، درست نمی‌نویسد.
- مسأله من تنها جنگ است و در همان جا هم مسأله من حل می‌شود.
- همواره سعی‌مان این باشد كه خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یك الگو در نظر داشته باشیم كه شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند كه در این راه شهید شدند.
- من علاقمندم كه با بی‌آلایشی تمام، همیشه در میان بسیجی‌ها باشم و به درد دل آنها برسم.
وصیتنامه اول:
... از مردم می‌خواهم كه پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم كه آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا می‌خواهم كه ادامه‌دهنده راه آنها باشم. آنهایی كه با بودنشان و زندگی‌شان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولین عزیز و مردم حزب‌الهی می‌خواهم كه در مقابل آن افرادی كه نتوانستند از طریق عقیده، مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الان در كشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشا و بی‌حجابی زده‌اند در مقابل آنها ایستادگی كنید و با جدیت هر چه تمامتر جلو این فسادها را بگیرید.
وصیت نامه دوم :
استغفرالله، خدایا امان از تاریكی و تنگی و فشار قبر و سوال نكیر و منكر در روز محشر و قیامت، به فریادم برس. خدایا دل شكسته و مضطرم، صاحب پیروزی و موفقیت تو را می‌دانم و بس. و بر تو توكل دارم. خدایا تا زمان عملیات، فاصله زیادی نیست، خدایا به قول امام خمینی [ره] تو فرمانده كل قوا هستی، خودت رزمندگان را پیروز گردان، شر مدام كافر را از سر مسلمین بكن. خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهكاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول كن و از فیض عظمای شهادت نصیب و بهره‌مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم ... می‌دانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و ممكن است زیاده‌روی كرده باشم، خلاصه برایم رد مظالم كنید و آمرزش بخواهید.
و السلام
حسین خرازی - 1/10/1365

** وصیت نامه سردار عاشورايي بدر شهید مهدی باکری **

 

بسم الله الرحمن الرحیم



بسم الله الرّحمن الرّحیم
یا الله، یا محمّد ،‌یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین
یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی
یا حسن یا مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تو ای ولی مان یا روح الله!
و شما ای پیروان صادق شهیدان.
خدایا! چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانیم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.
یا رب! العفو .
خدایا! نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی.
ای وای كه سیه روی خواهم بود.
خدایا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی!
هیهات كه نفهمیدم!
یا اباعبدالله شفاعت.
آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش! ولی چه كنم كه تهیدستم. خدایا! تو قبولم كن!
سلام بر روح خدا،
نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،‌عصر كفر و الحاد، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.
عزیزانم
اگر شبانه روز شكرگزار خدا باشیم كه نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز كم است. آگاه باشیم كه سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم كه صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.
ای عاشقان اباعبدالله!
بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند؛
بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نماییم تا بلكه قدری از تكلیف خود را شكرگزاری به جا آورده باشیم.
وصیت به مادرم و خواهران و برادران و اهل فامیل؛
بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل كنید. پشتیبان و از ته قلب، مقلّد امام باشید، اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید كه راه سعادت و توشه آخرت است.
همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید كه سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل (علیه السّلام) برای اسلام به بار آیند. از همه كسانی كه از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار، بیامرزد.
خدایا ، مرا پاكیزه بپذیر.

وصيت نامه خلبان شهيد احمد كشوري

بسم رب الشهداء و الصديقين

خدایا شیطان را از ما دور كن
«بسم الله الرحمن الرحیم»
در مسلخ عشق جز نكو را نكشند
روبه صفتان زشت خو را نكشند
پایان زندگی هر كسی به مرگ اوست
جز مرد حق كه مرگش آغاز دفتر اوست.
هر روز ستاره ای را از این آسمان به پایین می كشند امّا باز این آسمان پر از ستاره است. این بار نیز در پی امر امام، دریایی خروشان از داوطلبین به طرف جبهه های حق علیه باطل روان شد و من قطره ای از این دریایم و نیز می دانید كه این اقیانوس بی پایان است و هر بار بر او افزوده می شود. راه شهیدان را ادامه دهید. كه آنها نظاره گر شمایند مواظب ستون پنجم باشید كه در داخل شما هستند.
بی تفاوتی را از خود دور كنید، در مقابل حرف های منحرف بی تفاوت نباشید.
مردم كوفه نشوید و امام را تنها نگذارید. در راهپیمایی ها بیشتر از پیش شركت كنید. در دعاهای كمیل شركت كنید. فرزندانتان را آگاه كنید. و تشویق به فعالیت در راه الله كنید.
و وصیت به پدر و مادرم:
پدر و مادرم! همچنان كه تا الآن صبر كرده اید از خدا می خواهم صبر بیشتری به شما عطا كند. فعالیتتان را در راه خدا بیشتر كنید. در عزایم ننشینید،‌ نمی گویم گریه نكنید ولی اگر خواستید گریه كنید به یاد امام حسین (ع) و كربلا و پدر و مادرانی كه پنج فرزندشان شهید شده گریه كنید، كه اگر گریه های امام حسینی و تاسوعا و عاشورایی نبود،‌ اكنون یادی از اسلام نبود. پشت جبهه را برای منافقین و ضد انقلاب خالی نگذارید،‌ در مراسم عزاداری بیشتر شركت كنید كه این مراسم شما را به یاد شهیدان می اندازد و این یاد شهیدان است كه مردم را منقلب می كند.
امام را تنها نگذارید.
فراموش نكنید كه شهیدان نظاره گر كارهای شمایند.
ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم.
موجیم كه آسودگی ما عدم ماست
والسلام
قطراه ای از دریای خروشان حزب ا…

وصيت نامه سردار شهيد حاج احمد كاظمي

بسم رب الشهداء و الصديقين

الله اكبر

اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهيد ان علياً ولي الله

خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.

نمي‌دانم چه بايد كرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند كلمه‌اي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نمي‌دانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي‌كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم. اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي خدا يا رب العالمين.

راستي چه بگويم، سينه‌ام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.

گرچه بدم ولي خدا تو رحم كن و كمك كن. بدي مرا مي‌بيني، دوست دارم بنده باشم، بندگي‌ام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا مي‌كنم، از روي سركشي نيست. بلكه از روي ناداني مي‌باشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فكر مي‌كنم، مي‌بينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي كريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم. خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، كار خوب نكردن، بنده خوب نبود،... ديگر...

حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عكس نگاه مي‌كنم. از درد سختي كه تمام وجودم را مي‌گيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بي‌منتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم كه بايد سختي دوران را طي كنم. الله اكبر خداوندا خودت كمك كن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همة بندگان خوبت قسم مي‌دهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم، انشاء الله تعالي.

منزل ظهر جمعه 6/4/82

وصيت نامه شهيد سيد احمد پلارك
بسم ا... الرحمن الرحیم
سـتایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نـمود و اگر مـا را هـــدایت نمی کردما هـدایت نمی شــدیم السلام علیک یا ثارا... ای چراغ هدایت و کشتی نجات ، ای رهبر آزادگان ، ای آموزگار شهادت بر حران ای که زنـــده کردی اسلام را با خونت و با خون انــصار و اصــحاب باوفایت ای که اسلام را تا ابــــد پایدار و بیمـه کردید .
یا حسین(ع) دخیلم آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان برروی مادر شیعیان زده برای انتقام آن بازوی ورم کرده و گرفتن انتقام آن سینه ســــوراخ شده می رویم . سخت است شنیدن این مصیبتها خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کـن تا بتوانیم بـرای یـاری دینت بکار ببندیم . خدایا به ما توفیق اطاعت و فــرمانبرداری به این رهبر و انقـــلاب عنایت بفرما . خـــــدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شـــــهداء شناختند به ما عطا فرما و شهداء را از ما راضـی بفرمــا و ما را به آنها ملحق بفرما .خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصیت چیزی ندارم و الله اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستــارالعــیوبی را بر می داشــتی میدانم کـه هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند ، هیچ بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم . خدایا به رمت و مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو می شود . الهی عفو...

بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید ( امام دوستت دارم و التماس دعا دارم )
که میدانم بر سر قبرم می آید .
ظهر عاشورا 24/6/1365
سید احمد پلارک

وصیت نامه شهید کاظم نجفی رستگار فرمانده لشگر 10 سید الشهدا (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الله راجعون.
ستایش خدای عزوجل را که مرا از امت محمد(ص) و شیعه علی(ع) قرار داد و سپاس خدایی را که مرا با آوردن حق، از ظلمت به روشنایی هدایت کرد و از طاغوت نجاتم داد و مرا از کوچکترین خدمتگذاران به اسلام و انقلاب اسلامی قرار داد.
امیدوارم که خداوند متعال رحمت خود را نصیب بنده گنهکار خود بفرماید و مرا به آرزوی قلبی خود یعنی شهادت فی سبیل الله برساند که این را تنها راه نجات خود می دانم و آرزوی دیگرم این است که اگر خداوند شهادت را نصیب بنده گنهکار خود کرد، دوست دارم با بدنی پاره پاره به دیدار الله و ائمه معصومین، به خصوص حضرت سید الشهدا(ع) بروم.
من راهم را آگاهانه انتخاب کرده ام و اگر وقتم را شبانه روز در اختیار این انقلاب گذاشتم، به این دلیل بوده که خود را بدهکار انقلاب و اسلام می دانم و انقلاب اسلامی بر گردن بنده حق زیادی داشته که امیدوارم که توانسته باشم جزء کوچکی از آن را انجام داده باشم و مورد رضایت خداوند بوده باشد.
پدر و مادر و همسر و برادران و خواهران و آشنایانم مرا ببخشند و حلالم کنند و اگر نتوانستم حقی که بر گردن من داشته اند ادا کنم، عذر می خواهم. برای پدر و مادر و خواهران و برادرانم از خداوند طلب صبر می نمایم و امیدوارم تقوا را پیشه خود قرار دهند.
از همسرم عذر می خواهم که نتوانستم حقش را ادا کنم و چه بسا او را اذیت فراوان کرده ام و از خداوند طلب اجر و رحمت برای او می کنم که مدت زندگی مشترکمان صبر زیادی به خاطر خداوند انجام داد و رنجهای فراوان کشید.
از تمام اقوام و آشنایان و دوستان طلب حلالیت و التماس دعا دارم. به علت وضعیت جنگ، مدت سه سالی که در جبهه بودم، نتوانستم امر واجب خود یعنی روزه را انجام بدهم... موتورم را برای جبهه در نظر گرفتم.
والسلام علیکم و رحمت الله
کاظم نجفی رستگار
ساعت 1 شب
مورخ 3/2/62
شوش (جفیر)

وصیت نامه شهید محمد رضا موحد دانش
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر امام زمان و درود بر شهیدپروران راه خدا و مرگ بر کفار . اکنون شما که این نامه را می خوانید خدا میداند که در کجا بسر میبرم اما از شما می خواهم که بدون اینکه کوچکترین ناراحتی را به خود راه دهید این نامه را بخوانید ، من حسرت یک آخ را بر دل دشمن گذاشتم شما هم با صلابت خودتان داغ دیگری بر دل دشمن بگذارید ، من خوشحالم که جانم را نثار اسلام و مکتب محمد ( ص ) و علی ( ع ) میکنم و افتخار میکنم که ایدئولوژی من اسلام است اسلامی که به من فهماند چگونه بیندیشم و چگونه راهم را انتخاب کنم ، خمینی کبیر با انقلابی که همراه خود آورد باعث شد من از این بعد بیرون بیایم و بتوانم با اسلام از بعد مذهبی بیشتر برخورد کنم ، اکنون در این زمان از انقلاب امام ما هل من ناصر ینصرنی صدا میزند بر ملت مسلمان ایران واجب است که بر این پیام امام لبیک بگویند و این درخت را با خون خود سیراب کند . میتوانیم با نثار خون خود خونی را که در مقابل اسلام ناچیز است زمینه ساز حکومت حضرت مهدی ( عج ) باشیم . من با پیام حسین زمان خمینی کبیر دیگر نتوانستیم طاقت بیاورم و برای احیای اسلام عزیز و انجام وظیفه خود داوطلبانه بر جبهه حق علیه باطل برفتم . در این موقعیت که عاشورای حسینی بار دیگر در ایران تکرار می شود باید با شرکت خود از اسلام پشتیبانی کنیم و اگر در این میدان زنده ماندیم شاهد پیروزی بزرگی که همان پیروزی مسلمین بر کفار است خواهیم بود و اگر کشته شویم با مقام والای دست یافته و راه حسین را رفته ایم خداوند ما را دارد آزمایش میکند چون ما می دانیم که آزمایش شویم حال که حق و حقیقت را میدانیم و به پوچ بودن دنیا اعتقاد داریم پس چرا خودمان را گول بزنیم و جزء راه الله راانتخاب کنیم پدرم ، مادرم بدانید که شهادت حد نهایی تکامل انسان است و آماده از دست دادن دیگر فرزندان خود در راه میهنت و خدا باشید و کوه باشید و چون کوه استقامت کنید لحظه ای از نام خدا غافل مباشید و برای فرزندان خود آرزوی پیوستن به سرور شهیدان حسین ابن علی ( ع ) را داشته باشید و بر خودتان ببالید که امانت خدا بخود خدا برگردانیده اید . اگر زنده بودم همیشه یک راه را انتخاب میکردم و همچنانکه انتخاب کردم راه الله شهادت و ایمان یکتاپرستی بود چون من از سرورم حسین درس مبارزه و جهاد و درس شهادت را یاد گرفته ام ، من آموخته ام که زندگی مادی نکبت بار است و نباید منتظر باشیم که مرگ ما را فرا گیرد خودتان را مهیای سفر آخرت کنید فراموش نکنید امام زمان شما حضرت مهدی ( عج ) است لحظه ای از دعا برای سلامتی ایشان غفلت نکنید گرفتاریهای خود را به واسطه ایشان حل و رفع کنید با تمام قدرت کوشش کنید تا هر چه زودتر امام زمان حضرت مهدی ( عج ) ظهور فرماید . اطلاعات و معرفت خود را به امام زمان زیاد کنید و سعی کنید دلتان با محبت به امام انس بگیرد . ای برادران پیوسته در راه اعتلای اسلام عزیز کوشا و تمامی فرامین امام را به جان و دل پذیرا باشید . ( و زمان زمان حسین و ایام عاشورا )ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید . خواهران و برادران در هر زمان منافقین بوده اند که خواسته اند با اسلام مبارزه کنند از شما می خواهیم که هیچ وقت بمن ناکام نگویید چون در نهایت کام را گرفتم و این خودش بهترین نعمتهای خدا بمن است . به یکدیگر
تبریک بگویید و به انقلابیون بگویید جان او هدیه ای برای امام امت خمینی بت شکن و راه خداست و بگویید فقط برای خداوند متعال به جهاد رفته و شهید شده . از شما می خواهم که نگران حال رهبرمان امام خمینی باشید و اگر مسلمان هستید واقعا ذره ای بمال این دنیا دل نبندید زیرا که هر چه بیشتر مال و زر و سیم داشته باشید آتش دوزخ هم برای شما بیشتر است پس با مال و جان خود دنیای آخرت را برای خود خریداری کنید ، الدنیا مزرعه الاخره دنیا کشتزار آخرت است . خدایا ترا به یگانگیت قسم میدهم شهادت در راه اسلام را نصیبم کن و این بنده حقیرت را جزء غلامان سرور شهیدان حسین ابن علی ( ع ) قرار بده . خدایا بحدی گناه کردم و از فرمان تو سرپیچی کردم که شرمنده مرا از بخشنده شدگان درگاه خود قرار بده .
پروردگارا آنچنان لطفی در حق من بنما که در آخرین لحظات عمرم نام ترا به زبان داشته باشم .
والسلام محمد رضا موحد دانش
دوشنبه 28/2/1360
مطابق 10 رجب 1401
شهید : محمد رضا موحد دانش نام پدر : غلامحسین
محل تولد : تهران
سال تولد : 1340
محل شهادت : ام الرصاص عملیات فتح المبین
سال شهادت : 10/2/1361
محل دفن : گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) تهران

 

نوشته شده توسط خلیل در 13:50 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم آبان 1389

وصیت نامه شهید رضا کچوئی وشهید 12ساله

وصیت نامه شهید رضا کچوئی

تا  خیلی از جبهه و جنگ دور نشدیم متن وصیت نامه طلبه شهید رضا کچوئی را قرار دادم ان شاء الله مورد استفاده قرار گیرد.

ان الله الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص " سوره صف آیه 4"

خدا مومنان را که در صف جهاد با کافران مانند سد آهنین همدست و پایدارند دوست میدارد گویا ایشان بنای استوار ساخته شده . . . . . . . . .

با درود به حضرت بقیه الله اعظم حضرت مهدی (عج)و نایب بر حقش امام خمینی رهبر و بنیان گذار جمهوری اسلامی و آیت الله مشکینی و شهدای محراب و 72 تن شهدای کربلای سرچشمه بخصوص شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و شهدای جنگ تحمیلی .

در این برهه از زمان که بیشتر کشورهای دنیا بر علیه انقلاب اسلامی ایران قد علم کرده اند که به خیال خام خود این انقلاب الهی را از پای در آورند ، ولی همه اینها این آرزو را باید به گور ببرند و ما تا آخرین قطره خون خود در مقابل این  ابر جنایتکاران که در راس آنها شیطان بزرگ قرار دارد ایستادگی خواهیم کرد و دین خود را به سلام ادا خواهیم نمود.

چنانچه امام عزیزمان می فرماید ، ما مثل حسین(ع) در جنگ وارد شدیم . مثل حسین (ع) باید به شهادت برسیم . این بنده حقیر خدا با امام خمینی میثاق بسته ام و به او وفادارم زیرا که او به اسلام و قرآن وفادار است و اگر چندین بار مرا بکشند و زنده ام کنند و اگر تکه تکه ام کنند و یا زنده به گورم کنند دست از وظیفه ام که همان وفا داری  به اسلام و قرآن و امام عزیز و نابودی دشمنان است بر نخواهم داشت.

برادران و خواهران عزیز حزب الله روی قلب های خود کار کنید و قلب خویش را الهی نمایید وقتی قلب الهی شد همه چیز الهی می شود ، کار را فقط برای خدا بکنید و کار برای خدا شکست ندارد و خداوند در قرآن کریم می فرماید (سوره اعراف آیه 55)خدای خود را با تضرع و زاری و به صدای آهسته و به حالت نهان بخوانید که این به تقوا نزدیک تر است .

ای مادران ، مبدا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که زمان ، زمان حسین (ع) و  ایام ، ایام عاشورا است و فردای قیامت در پیش خدا نمی توانید جواب حضرت زینب (س)را که تحمل 72 شهید را نمود بدهید.

مادر عزیزم و پدر گرامی بدانید که من امانتی بیش در نزد شما نبودم که خداوند مرا به شما داد و امروز هم به پیش خود برد. و اگر خواستی برای من گریه کنی به یاد امام حسین (ع) گریه کن و در ملا عام گریه مکن.

برادران و خواهران ، هرگز دعا و استغفار را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردها ست و همیشه به یاد خدا باشید و تقوا و پاکدامنی را سرلوحه خود قرار دهید و هیچوقت خانواده شهداء و مفقودین را از یاد نبرید .

خداوندا چه نعمتهایی که لیاقت آنرا نداشتم به من عطا کردی خداوندا اگر من لیاقت ندارم که در راهت شهید شوم رحمت تو لیاقت آنرا دارد که شهادت را نصیبم کنی .

خداوندا مشتاق دیدار توام ولی چه کنم که حجاب ها مرا پوشانده است و چشم و قلب از من گرفته است خدایا تمام  دوستانم عاشقانه به سوی تو پر کشیدند و من بی ثمر مانده ام ، خدایا برای خودت جانم را بستان در ضمن مرا در امامزاده هادی در قطعه شهداء دفن کنید از همگی التماس دعا دارم ، خدا حافظ

" خدایا ، خدایا ، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 

وصيت‌نامه شهيد محمد بروجردي

«محمد بروجردي» در وصيت نامه خود آورده است: من با تمام وجود اين اعتقاد را دارم كه شناخت و مبارزه با جريان هايي كه بين مسلمين سعي در به انحراف كشيدن انقلاب از خط اصيل و مكتبي آن را دارند به مراتب حساس تر و سخت‌تر از مبارزه با رژيم صدام و آمريكاست.

"محمد پدر دره گرگي " مشهور به "محمد بروجردي " در سال 1333 شمسي در روستاي دره گرگ از توابع شهرستان بروجرد ديده به جهان گشود.بسيار خردسال بود كه خانواده اش به تهران مهاجرت كرد و او در محله "مولوي " باليد و مبارزات سياسي خود را از 15 سالگي آغاز كرد. او تا پيروزي انقلاب اسلامي كارنامه اي سنگين از مبارزات سياسي و مسلحانه براي خود به ثبت رساند و پس از استقرار دولت برآمده از انقلاب اسلامي نيز يكي از 12 فرد تشكيل دهنده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود.

محمد بروجردي تا زمان شهادتش در اول خرداد ماه 1362 فرماندهي سپاه منطقه 8 كشوري ، جانشيني فرماندهي قرارگاه حمزه سيدالشهدا و فرماندهي تيپ155 ويژه شهدا را بر عهده داشت. محمد بروجردي را بايد استاد اعظم سرداران نسل اول سپاه لقب داد. اگر كردستان را پرورشگاه مقدماتي اغلب سرداران سپاه بدانيم، محمد بروجردي بي شك آموزگار اول اين مكتب است. آن چه خواهيد خواند وصيت نامه هاي بجامانده از آن سردار شهيد سپاه است.

اولين وصيت نامه اول شهيد "محمد بروجردي ":

بسمه تعالي
اين وصيتنامه را در حالي مي‌نويسم كه فردايش عازم سنندج هستم با توجه به اين كه چندين بار در عمليات شركت كرده بودم و ضرورت نوشتن وصيتنامه را حس كرده بودم ولي هم فرصت نداشتم و هم اهميت نمي‌دادم، ولي نمي‌دانم چرا حس كردم كه صرفا اگر ننويسم، گناهي مرتكب شده‌ام، لذا بدينوسيله وصيتنامه خود را در مورد خانواده و برادران آشنا مي‌نويسم.

با توجه به اين كه حدودا شش سال است وارد مبارزات سياسي و نظامي شده‌ام و به همين خاطر نسبت به خانواده‌ام رسيدگي نكرده‌ام، بخصوص - همسر و فرزندانم و از همين وضع هميشه احساس ناراحتي مي‌كردم و هيچ وقت هم نتوانستم خود را قانع كنم كه مسئوليت‌ را رها كنم و بدينوسيله از همه آنها معذرت مي‌خواهم و طلب بخشش دارم از حقي كه به گردن من داشته‌اند و نتوانستم اين حق را ادا كنم ولي اين اطمينان را به خانواده‌ام مي‌دهم كه هرگز از ذهن من خارج نشده‌اند و فكر نكنند كه نسبت به آنها بي‌تفاوت بوده‌ام، ولي مسئوليتهاي سنگين‌تر بود.

 در خواستي كه از همسرم دارم، اين است كه فرزندانم را خوب تربيت كند و آنها را نسبت به اسلام دلسوز بار آورد ... از مادرم درخواست بخشش دارم، زيرا از دست من ناراحتيها ديده و هيچوقت اين فرصت پيش نيامد كه بتوانم به ايشان رسيدگي لازم را بكنم و از كليه برادران و خواهران كه من را مي‌شناسند درخواست دارم كه براي من از خدا طلب بخشش كنند، شايد به خاطر حرمت دعاي مومنين خداوند از تقصيراتم بگذردو احساس مي‌كنم بار گناهان و خطاها بر دوشم سنگيني مي‌كند. بخصوص دعاي آن كساني كه پاسدارند و به جبهه مي‌روند و از كساني كه در جزئيات زندگي من بوده و با من برخورد داشته‌اند درخواست دارم برادراني كه از من بد ديده‌اند در گذرند و يا اگر كسي را سراغ دارند كه از من بد ديده نزدش بروند و از او رضايت بگيرند.

و ديگر اين كه مقاومت را فراموش نكنند كه خداوند تبارك و تعالي بار سنگين انقلاب اسلامي را بر دوش ملت مسلمان ايران گذاشته است و ما را در آزمايش عظيم قرار داده است. اين را شهيدان بسياري بخصوص در اين چند سال اخير به در و ديوار ايران نوشته‌اند و اگر مقاومتهاي آنها نباشد همانطور كه امام فرمودند، بيم آن مي‌رود كه زحمات شهدا به هدر رود و اگر چه آنها به سعادت رسيدند و اين ما هستيم كه آزمايش مي‌شويم و ديگر اين كه با تجربه‌اي كه ما از صدر اسلام داريم، كه به خاطر عدم آگاهي مسلمين درس عبرت باشد، با دقت، كلمات اين روح خدا را كه خط او خط رسول خداست دقت كنند.

وجود امام امروز براي معيار است. راه او راه سعادت و انحراف از راهش خسران دنيا و آخرت است و من با تمام وجود اين اعتقاد را دارم كه شناخت و مبارزه با جريانهايي كه بين مسلمين سعي در به انحراف كشيدن انقلاب از خط اصيل و مكتبي آن را دارند به مراتب حساستر و سخت‌تر از مبارزه با رژيم صدام و آمريكاست. وصيتم به برادران اين است كه سعي كنند توده مردم كه عاشق انقلاب هستند، از نظر اعتقادي و سياسي آماده كنند كه بتوانند كادرهاي صادق انقلاب را شناسايي كنند و عناصري كه جريانهاي انحرافي دارند، بشناسند كه شناخت مردم در تداوم انقلاب حياتي است .
والسلام

دومين وصيت نامه اول شهيد "محمد بروجردي ":

بسمه تعالي
وصيت‌نامه اينجانب محمد بروجردي (پدر دره گرگي) پس از حمد خدا و طلب استغفار از او كه برگشت همه به سوي اوست و درود بر محمد و آل او و درود بر امام امت و درود بر همه شهيدان تاريخ، از همه برادراني كه در طول عمرم با آنها تماس داشته‌ام، طلب آمرزش مي‌كنم. هر كس كه اين وصيت‌نامه را مي‌خواند، براي من طلب آمرزش كند، زيرا من از اين دنيا ناگاه با بار خالي مي روم. و بعد از من همسرم سرپرستي خانواده را به عهده دارد و حقوق و مقدار ارثي كه دارم،‌به او مي‌رسد، به غير از مبلغي 7000 ريال (هفت صد تومان) كه بايد به مادرم بدهد و در صورت فوت همسرم برادر كوچكترم عبدالمحمد سرپرستي دو فرزندم را به عهده گيرد و از اينكه نتوانسته‌ام براي خانواده بطور كلي مثبت باشم، از همه پوزش مي‌طلبم و طلب آمرزش مي‌كنم، والسلام.

گوشه هایی از وصیت نامه شهید چمران

"...به خاطر عشق است كه فداكاری می كنم. به خاطر عشق است كه به دنیا با بی اعتنائی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است كه دنیا را زیبا می بینم و زیبائی را می پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس می كنم، او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می كنم.

عشق هدف حیات و محرك زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.

عشق است كه روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می كند، مرا از خودخواهی و خودبینی می رهاند، دنیای دیگری حس می كنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می كنم. لرزش یك برگ، نور یك ستاره دور، موریانه كوچك، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می برند … اینها همه و همه از تجلیات عشق است.

برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی، كه مدتهاست با آن آشنام. ولی برای اولین بار وصیت می كنم. خوشحالم كه در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترك گفته ام. علائق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره كرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم..."

وصیت نامه شهید 12 ساله ، شهید رضا پناهی


وصیت نامه شهید 12 ساله

سال ۱۳۴۹ بود که در کرج بدنیا آمد. در خانواده ای مذهبی؛ اما بیشتر از 12 سال نتوانست سنگینی تن کوچکش را بر روح بزرگش تحمل کند و به اصرار، پدر و مادر خود را راضی کرد تا سرانجام در دوازدهمین سال زندگیش ابدی شود. وصیتنامه اش را قبل از اعزام مخفیانه در نواری ضبط کرد و در گوشه ای پنهان؛ که بعد از شهادتش بدست خانواده اش رسید.

فرازهایی از وصیتنامه شهید 12 ساله، شهید رضا پناهی

بسم الله الرحمن الرحیم

مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه

هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسیکه مرا یافت می شناسد مرا، و کسیکه من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسیکه عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و کسیکه من عاشق او بشوم، او را می کشم و کسیکه من او را بکشم، خونبهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم.

هدف من از رفتن به جبهه این است که، اولاً به ندای "هل من ناصر ینصرنی" لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه ای را که امام عزیزمان بارها در پیامها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملتهای زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند. من به جبهه می روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم.

پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم. من عاشق خدا و امام زمان گشته ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی رود، تا اینکه به معشوق خود یعنی «الله» برسم. و بحق که ما می رویم که این حسین زمان و خمینی بت شکن را یاری کنیم و بحق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می کنند پاداش عظیم می بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله .....

امضاء » سفیر

 

 

نوشته شده توسط خلیل در 12:35 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم آبان 1389

وصیت صد شهید دفاع مقدس

وصيت نامه شهيد محمود احمدي
دست ازاين ماه تابان [امام خميني] برنداريد كه روزنه‌ي اميد مستضعفان جهان و ايران است. پيرو خط امام كه همان خط حزب الله است باشيد.
وصيت‌نامه شهيد غلامحسين ارباب رشيد
"با مردم برخورد اسلامي داشته باشيد، در راه اسلام و قرآن قدم برداريد و مواظب باشيد كه شيطان باعث دوري شما از خدا نگردد. "
وصيت‌نامه شهيد حسين برهاني 62/5/10
- اي ملت بدانيد امروز مسئوليتتان بزرگ و بارتان سنگين است و بايد رسالتتان را كه پاسداري از خون شهيدان است انجام دهيد و تنها با اطاعت ازروحانيت متعهد و مسئول كه در راس آن ولايت فقيه مي‌باشد و امروز سمبل آن امام بزرگوار امت قادريد اين راه را ادامه دهيد.
- خواهرانم! در تربيت فرزندانتان بكوشيد و حجاب را رعايت كنيد، زهراگونه زندگي كنيد.....
- سفارشم اين است، مردم! به ياد خدا و روز جزا باشيد پيرو ائمه اطهار باشيد، كه .....
- مردم! امام زمان (عج) را فراموش نكنيد. مردم! دنباله‌رو روحانيت باشيد كه چراغ راه هدايتند.....
از امام اطاعت كنيد كه عصاره اسلام است، او را تنها نگذاريد كه نماينده حجه بن الحسن (ع) است.
وصيت‌نامه شهيد ناصر بختياري

...من خودم را لايق نميدانم كه در جواب نداي هل من ناصر ينصرني به امام كبيرمان لبيك بگويم... ولي از امام (ره) مي‌خواهم كه مرا دعا كند تا بلكه نزد خداوند مورد قبول واقع شوم و به درجه‌اي كه در نهايت شهادت است برسم.
...خدايا شكر مي‌كنم كه مرا آزاد آفريدي تا آزاد فكر كنم تا بتوانم بندگيت را به جاي آورم.
خدايا! شكر تو را كه مرا پاسدار انقلاب خميني‌ات قرار دادي تا اينكه بتوانم خونم را فداي حسينت بكنم.
خدايا! شكر تو را كه مرا از اين نعمت انقلاب سرخ خميني برخوردار نمودي و به آن درجه‌اي رساندي كه لياقتش را نداشتم. ...آگاه باشيد كه در اين برهه از زمان مسئوليت سنگيني بر دوش داريد. شما پاسدار خون‌هاي ريخته شده براي اسلام عزيز هستيد و بايد شما عزيزان پيام خون شهيدان و شعار آنها را با كار و كوشش در راه خدا به جهانيان صادر نمائيد، و ثابت كنيد كه مي‌توانيم در پناه اسلام غير وابسته به ابرقدرت‌ها باشيم و به شعار بهشتي مظلوم و ديگر شهدا تحقق بخشيم و نداي مظلومانه امتمان را به گوش تمام مستضعفان جهان برسانيم تا اينكه لرزه بر اندام پوسيده مستكبران داخلي و خارجي بيندازيم...
و مستضعفين خود تصميم بگيرند و حاكم روي زمين باشند همانطوريكه كه خداوند به بندگانش وعده داده است:
"و نريد ان نمن علي‌الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين... "
تا اينكه مقدمه‌اي براي ظهور مهدي (عج) و افراشته شدن پرچم لااله‌الاالله در جهان باشد.
وصيت‌نامه شهيد مجيد پازوكي

"درود بر امام امت، نايب بر حق امام زمان (عج) حضرت امام خميني كه هرچه داريم از وجود با بركت ايشان است كه اسلام و امت اسلامي را بعد از هزاروچهارصدسال دوباره زنده نمود. قدر امام را بدانيد و خالصانه پيروش باشيد، انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي امانت الهي هستند وظيفة همه ما پاسداري از انقلاب و دستاوردهاي آن است. صلاح دنيا و آخرت ما در پيروي از ولايت فقيه مي‌باشد.فعالانه در مسائل انقلاب و اجتماع شركت نماييد. حضور گسترده و آگاهانة مردم ضامن انقلاب و اصول آن است. در نماز جمعه شركت كنيد و شعائراسلام را زنده‌تر كنيد ".
وصيت نامه شهيد مرتضي بهراميان

از برادران و خواهران مي‌خواهم كه اين نهضت را حفظ كنيد و در راه صدور آن از هيچ كوششي دريغ نكنيد و مگذاريد بار ديگر دست جنايتكاران شرق و غرب در شما مسلط گردد و خونهاي هزاران شهيد از دست برود. در نمازهاي جماعت و جمعه با جديت شركت كنيد. با وحدت و اطاعت از مقام رهبري و پيروي از دستورات اسلام و پاسداري جدي از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن توطئه‌هاي استكبار را خنثي و نقش بر آب كنيد.
وصيت‌نامه شهيد محمود دايه علي
بسم الله‌الرحمن الرحيم
و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احيا عند ربهم يرزقون گمان مبريد كسانيكه در راه خدا كشته مي‌شوند، مرده‌اند بلكه زنده‌اند و نزد خدا روزي مي‌خورند. من محمود دايه‌علي وصيت‌نامه‌ي خود را به نام خدا و در راه تداوم انقلاب اسلامي به رهبري زعيم عاليقدر امام امت خميني روح خدا شروع مي‌كنم، اي مردم مسلمان و مستضعف ايران اين انقلاب را به رهبري امام امت ادامه دهيد ما ملت ايران خيلي خون داده‌ايم كه اين انقلاب به پيروزي برسد نكند كه از رهنمودهاي امام سرپيچي كنيد و امام را تنها بگذاريد او نايب امام زمان (عج) است. نگذاريد خون اين شهيدان پايمال شود ما هرچه خون بدهيم انقلابمان پايدارتر مي‌شود، اين آمريكائي خائن با كمك منافقين دارند شاخ و برگ اين نهال انقلاب را مي‌ريزند ما بايد نگذاريم كه اين ابرقدرتها،‌ واسطه‌هاي داخلي آنها به اين انقلاب ضرور زيان برسانند. اگرچه همه را بكشند ما بايد تا آخرين قطره‌ي خونمان را به پاي اين نهال انقلاب بريزيم و آن را آبياري كرده و رشدش بدهيم. در زمان امام حسين (ع) امام را تنها گذاشتند حالا كه امام خميني راه او را مي رود ما نبايد اورا تنها بگذاريم. از خانواده‌ام مي‌خواهم كه خط امام را ادامه دهند و از مادرم مي‌خواهم برادرهايم را در بسيج شركت دهد تا اگر روزي به شهادت رسيدم بتوانند ادامه دهنده‌ي راه من باشند. از برادرهايم مي‌خواهم كه بعد از من اسلحه را به دوش بگيرند و خون خودشان را به پاي درخت اسلام بريزند تا درخت اسلام بارورتر گردد. هركس امام را قبول نداشته باشد و سر قبر من بيايد به خون تمام شهيدان خيانت كرده است. پدر و مادرم! ما امروز در زمان امتحان هستيم چون در جبهه وجود دارد حسيني و يزيدي و من راه حسين را انتخاب كرده‌ام شما هم از فرصت استفاده كنيد و به جبهه حسين بپيونديد. در هر كربلائي امام حسيني وجود دارد و حسين امروز با خميني است. در وجود امام عزيز دقت كنيد و با شناخت كامل راه او را ادامه دهيد؛ مادرم مي‌دانم كه در انتظار آمدن من هستيد و هم‌اكنون دعا مي‌كني اما حرف من به برادرانم اين است كه يكي يكي به جبهه‌هاي حق عليه باطل فرستاده شوند؛ من براي آنها طلب پيروزي بعد از شهادت مي‌كنم. دوستانم در پيروزي ما در اين جنگ هيچ شكي نداشته باشيد اين سخنان را به عنوان يك شهيد مي‌گويم كه اگر وحدت خودمان را از دست بدهيم و امام را تنها بگذاريم به خون تمام شهيدان خيانت كرده‌ايم و خدا شما را نمي‌بخشد. فقط در خط امام حركت كنيد و بدانيد بهترين تسليت براي من انتقام گرفتن خون تمام شهيدان است....
وصيت‌نامه شهيد سيد جمال دربان فلك
اي امت حزب‌اللهي! اسلام مكتب انسان سازي است و انقلاب اسلامي با رهنمودها و رهبري‌ صحيح امام امت (خميني بت‌شكن) مي‌رود تا جهاني شود و تمامي ابرقدرت‌ها را نابود كند و انقلاب را به صاحب اصلي‌اش امام زمان (عج) تحويل دهد پس بر همه شما وظيفه شرعي است كه در هركجا كه باشيد از اسلام و جمهوري اسلامي دفاع كنيد..... از ولايت فقيه و روحانيت مبارز اطاعت و پشتيباني كنيد كه هردو ضامن پيروزي و پشتوانه اسلام هستند ".
وصيت‌نامه شهيد صفر علي داوودي
"مادرم سلام اين فرزندت را از كردستان غريب و مظلوم بپذير، اينجا كسي را جز خداي بزرگ و ملائك نداريم مادرم براي ما دعا كن ".
وصيت‌نامه شهيد ولي الله چراغچي مسجدي
مسلم و تسليم هستم و شهادت مي‌دهم به خداوند "حي لا يموت واحد، رحمان و رحيم و .... محمد (ص)، بهترين برگزيده از يك صد و بيست و چهار هزار رسولش و علي (ع) وصي بر حقش و يازده فرزند علي (ع) از فاطمه (س) كه همگي برحقند و اما تنها حجت خدا مهدي(عج) است كه به انتظار فرمان ظهورش (نگران از انسانيت) نشسته است.
قال الحسين (ع) "ان الحياه عقيده و الجهاد و ليمحص الله الذين آمنوا و يمحق الكافرين "
درود خدا به امام عزيزم كه ما را آگاهي بخشيد و در هر فرصت براي پاك كردن زنگار نيتها پرداخت تا فقط براي خدا باشيم و رحمت خدا بر شهداء باد كه به ما آموختند چگونه بهتر رفتن را .
وصيت‌نامه شهيد سيد كريم حسيني

بارالها به جبهه آمدم تا تكليف خود را ادا كنم و از من راضي باشي، اما افسوس كه نتوانستم مأموريت خود را به نحو احسن انجام دهم كه به تو نزديكتر شوم و از من راضي باشي. همسر عزيزم از بچه ها به خوبي نگهداري كن و آنها را در راه فراگيري علم و دانش ياري نما و مرتب آنها را به مساجد ببر تا فرد مفيدي براي جامعه‌ي ما باشند.
وصيت‌نامه شهيد بهرام حق نجات

خدايا از تو مي‌خواهم كه مرا ياري كني تا در راه تو قدم بردارم همانطور كه خداوند مي‌فرمايد هركسي در امور بر خداوند توكل نمايد.او برايش كافي است و حال اگر بنده گام در راه جهاد با كفار گذاشت هرگونه سرنوشتي كه پروردگارش براي او تعيين نمايد تفاوتي ندارد ما مي‌رويم تا وظيفه خود را انجام دهيم و نتيجه آن براي ما مهم نيست كه چه بر سر ما خواهد آمد انشاالله كه خداوند قبول نمايد.
وصيت‌نامه شهيد حسين حدادي
سلام بر مهدي (عج)
سلام بر نايبش امام خميني ،سلام بر شهيدان و درود بر تمام مسلمين جهان، مادر وپدر عزيزم اگر شهيد شدم برايم گريه نكنيد چون من خود مي‌خواستم و وظيفه‌ام بود. خدا من را به شما داد وظيفه شما بود كه مرا تربيت كنيد و كرديد ،پس ناراحت نباشيد .پيام من به ملت ايران اين است كه با گروهك‌هاي منافق بجنگيد و نابودشان كنند و راه شهيدان را ادامه دهند. پيام من به دولت اين است كه امام و شخصيت‌هاي مملكتي را از هر نقطه حفظ كنند تا ريشه آمريكا كنده شود . تمام ملت بايد گوش به فرمان امام باشد زيرا كه نائب امام زمان است .اميدوارم كه تا به حال گناهي كرده‌ام خدا مرا ببخشد و مرا جزء ياران امام زمان گرداند....
عاشقم عاشق روي مهدي         شيفته‌ام شيفته روي مهدي
اي صبا از سر كوي مهدي         برمشامم برسان بوي مهدی
وصيت‌نامه شهيد بهنام خرم بخت
"خدايا! تو را به حسين قسم مي‌دهم كه ما را از فيض شهادت محروم نفرما، پدر و مادرم از شما مي‌خواهم كه بعد از شهادت من براي من گريه نكنيد، بلكه به مظلوميت آقا اباعبدالله‌الحسين (ع) در روز عاشورا فكر كنيد دوستان و آشنايان و دانش‌آموزان شما را به شهداي كربلا قسم مي‌دهم كه يك لحظه از فرهنگ جهاد و شهادت و امر به معروف و نهي از منكر غافل نباشيد،‌ كه اگر خون شهداي كربلا و پيام زينب (س) نبود، امروز اسلام و قرآن در عالم پيشرفت نمي‌كرد در پايان از همه شما حلاليت مي‌خواهم و از شما تقاضا دارم كه امام عزيز را تنها نگذاريد... "
وصيت‌نامه شهيد محمود خادم سيدالشهدا
... باور كنيد كه شهادت از عسل شيرين‌تر است اگر در بطن كلمه شهادت برويد متوجه خواهيد شد كه چقدر كشته شدن در راه خدا شيرين است. برادرم احمد روح من در انتظار فداكاري توست تو مانند يك مسلمان واقعي زندگيت را وقف خدمت به اسلام كن.
وصيت‌نامه شهيد محمود اعتصامي
به دستورات امام خميني (ره) عمل كنيد، به مسايل معنوي و حضور در نماز جمعه اهتمام فراوان داشته باشيد و از زنان و مردان جامعه مي‌خواهم به حدود الهي و فرامين اسلام و قرآن عمل نمايند.
پدرجان يك چيز از شما مي‌خواهم شما در حقم دعا كنيد كه به آرزويم برسم.

وصيت‌نامه شهيد سيد حسين روح الامين
اي عزيزان از مال دنيا دست برداريد و به خدا فكر كنيد، ما از خاك آمده‌ايم و به خاك بازمي‌گرديم، هرچه هست، دست خداست و هرچه صلاح او است همان است، خداوند در اين دنيا بسيار آزمايش خواهد كرد. اين نعمتها را براي آزمايش ما قرار داده است مواظب باشيم كه از اين آزمايشات سربلند بيرون بيائيم. اي دوستان به دنبال شناخت اسلام برويد اگر اسلام را شناختيد، اگر امام (ره) را شناختيد، به آنچه كه مي‌خواهيد مي‌رسيد، به خدا فكر كنيد و به فرداي قيامت، به آن آتش جهنم و نعمتهاي خدا در بهشت، دست از مال دنيا و هواهاي نفساني برداريد...اي مردمي كه در صحنه هستيد به گلزار شهدا برويد و از اين عزيزان درس بياموزيد. و فرزندان خود را چون اينان بزرگ كنيد، در نمازجمعه‌ها مرتب شركت كنيد، نه فقط به عنوان يك نفر حاضر در نماز به خطبه‌ها گوش كنيد راه و روش اسلام را ياد بگيريد و سعي كنيد در سياست دخالت كنيد و ببينيد در مملكتتان چه مي‌گذرد.
من نمي‌دانم چه بگويم چون مي‌دانم دنيا هيج ارزشي ندارد و تنها سفارشم اين است كه دست از ياري امام (ره) برنداريد و در جنگ شركت كنيد به مستضعفين كمك كنيد و دست نوازش بر سر آنان بكشيد....
وصيت‌نامه شهيد حميد رشيدي
...آيا مردم چنين پنداشته‌اند كه به صرف اينكه گفته‌اند ايمان آورده ايم رهاشان كنند و بر اين دعوي امتحانشان نكنند؟
اي كسانيكه ايمان آورده ايد جهت چيست كه براي جهاد در راه خدا به خاك زمين دل بسته‌ايد؟آيا راضي به زندگي دنيا عوض حيات آخرت شديد به متاع دنيا در پيش عالم آخرت اندك و ناچيز است.پس ار عرض سلام بر حسب وظيفه‌اي كه مي‌باشد چند سطري به عنوان وصيت مي‌نويسد البته وصيت‌نامه شهيد همه مانند بهترين نوشتجات عرف است و چيز تازه‌اي براي نوشتن ندارم بنده با عقيده كامل بدين راه قدم گذاشته و به كمال آگاهي آن را دنبال كرده‌ام.از آنجا كه دنيا محل امتحان است و در اين چند روز زندگي كه به لحظه‌اي مي‌ماند انسان به بوته آزمايش گذاشته مي‌شود.اگر بخواهيم عاقبتمان سعادتمندانه باشد بايد از اين آزمايش سرافراز بيرون آئيم با هم موجب سرافرازي خود و هم خداوند باشيم كه خداوند به بندگان پاكش مباهات مي‌كند و خوشا به حال شهيدان كه مي‌فرمايند بالاتر از هر چيزي، چيزي مگر اينكه كسي به مسلخ عشق رفته و شهيد شود كه بالاتر از آن چيزي نيست.برادران و خواهران خدا را شكر كنيد كه در اين عمري كه خدا گرفته‌ايد شاهد چنين تحويل عظيمي بوديد. قدر اين انقلاب را بدانيد و از آن مراقبت كنيد و به متاع قليل دنيا دل نبنديد كه شما را منحرف و بر زمين مي‌زند .
قانون اساسي و نظام اين جمهوري كه گفته و خواسته شهيدان، نگهداري و پاسداري از آن بوده را سبك نشماريم و گرامي بداريد واقعاً شرم دارد كه اين شهدا را ببنيم و ولي مدافع اين انقلاب نباشيم .اگر خود را آماده كرده‌ايم بايد بدانيم كه آخرت خود را فروخته‌ايم واگر در اين دنيا قدري پايبند به د?ن خود بوديم، بهره را در آخر خواهيم بود و اگر دين نداريم لااقل بايد آزادمرد بود ... اين بنده در طول عمر خود نتوانستم هيچ خدمتي انجام دهم و در اعمال خودم عمل مثبتي نديدم و فقط كوله‌باري از گناه بر دوش دارم كه مي‌دانم فقط شهادت در راه او اگر مقبول گردد مي‌تواند اين گناهان را بشويد و اميد داشتم كه در طول اين زندگي بتوانم هرچقدر كم و كوچك خدمتي كنيم تا لااقل كمي از وظيفه‌اي كه به دوش داريم و وظيفه هر انساني اگر بخواهد آزاد باشد و سعادتمند ياري دين است انجام داده باشم اما افسوس كه خود را خيلي بدهكار مي‌بينم و واقعاً در جا زده‌ايم و حال كه خود در صف مجاهدين في سبيل‌الله جا زده‌ام مي‌خواهم خداوند به آبروي اين سلحشوران نظر خودش را از ما راضي گرداند و از او مي‌خواهم مرگم را شهادت راه خودش قرار دهد ... چند خواسته دارم كه مي‌خواهم اگر ممكن بود رعايت شود اگر خداوند ما را قبول كرد و مهر بازگشت نزد هيچ خواسته‌اي از دولت و مردم نداشته باشند.....دوم صبر پيشه كنند و طريق حضرت زينب (س) را پيشه كنندو سوم اينكه از دوستان به خصوص دوستان نزديك مي‌خواهم ... از كسانيكه با آنان رابطه داشته‌ام حلاليت بطلبند...
وصيت‌نامه شهيد جواد جليلي 61/4/5
بسم‌الله‌الرحمن الرحيم
درود خداوند متعال بر تو باد اي رهبر عالي قدر و بزرگوار سلام شهيدان ايران ...حسين جان! جوانان ما در جبهه‌ها به ياد تو سينه‌هاي خود را جلوي گلوله‌هاي سبك و سنگين قرارمي دهند و جان خود را مي‌دهند پروردگارا من مي‌دانم تو ما را خلق كردي و تو به ما جان داده‌اي....خداوندا مرا ياري كن اگر تو ياري نكني ياوري جز تو ندارم و اي مردم مسلمان اين خون پاك شهيدان است كه پيچ و خم قلاب را صاف و هموار مي‌كند كه شايد با ريخته شدن اين خونهاي پاك كساني كه در ناداني هستند بهراه الله نماينده شوند و از شما مردم مسلمان و دوستان و آشنايان تقاضا مي‌كنم كه با انقلاب به حالت سستي برخورد نكنيد انقلاب هدف بزرگي را دنبال كرده است و از شما مي‌خواهم كه جلوگيري از فرزندان خود نكرده و بگذاريد راهي راه مي‌خواهند بروند و اگر كسي مانع از رفتن فرزندش به جبهه‌هاي جنگ شود به خدا قسم مسئول است..... خدايا تو را شكر مي‌كنم كه به من قدرت تشخيص حق از باطل را دادي و خدايا تو را شكر مي‌كنم كه رهبرم را شناساندي كه به من چنين پدر و مادري دادي خدايا تو را شكر مي‌كنم كه مرا در ناداني نميراندي مادر عزيزم مي‌دانم كه شما را اذيت كردم و براي شما نتوانستم فرزند خوبي باشم.... بعد از مردن من حجله‌اي براي من مگذاريد چون درنزد خدا هيچ ارزشي ندارد گل بر سر قبرم نياوريد چون اين گلها بعد از 2 يا 3 روز پلاسيده مي‌شوند مرا در بهشت‌زهرا (س) دفن كنيد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته  
وصيت‌نامه شهيد ناصر جام شهرياري
...و تو اي خداي بزرگ كمكم كن كه جزء هدايت‌يافتگان باشم و نصرتم ده كه با دشمنان دين تو ستيز كنم. ...اي مسلمانان از همه قشر بدانيد كه وظيفه شرعي است كه از ولي امر مسلمين اطاعت كنيد. ...خدايا ياريمان كن تا از اماممان پيروي كنيم، و در خط امام كه همان خط اسلام است، باشيد. ...اي ملت بيدار ايران هوشيار باشيد و نگذاريد تاريخ تكرار شود، حال كه جنگ به نفع جمهوري اسلامي ايران پيش مي‌رود، همانهايي كه با امام علي (ع) گفتند كه مالك را برگردان، ما با قرآن نمي‌جنگيم، (در اينجا هم اين كار را نكنند) متأسفانه همين كار را كردند. ...قرآن و اسلام در ايران پياده مي‌شود، (اجرا مي‌شود) نه در حزب بعث صدام. ...آري در زمان دودمان ننگين پهلوي سرمان در لاك خودمان بود، و هيچ توجهي نداشتيم، كه بر ما و مكتب ما چه مي‌گذرد و باز خداوند بر ما منت نهاد و رهبري از سلاله محمد (ص) خميني اين مرد بزرگ، مرد با تقوا، اين اسلام شناس واقعي را ولي امر و رهبر و پيشواي ما كرد. ...اي آمريكاي خونخوار كه خون همه محرومان در سراسر گيتي به دست تو و يا جيره‌خوارانت مي‌ريزد، به ياري حق و همت امت اسلامي ديگر عمرت به پايان رسيده است و تو را در جهان كه رسوايي رسواتر خواهيم كرد.تو كه هر روز در جنوب لبنان و السالوادور خونها مي‌ريزي و سازمان حقوق بشرت در خواب خرگوشي فرو رفته است.
وصيت‌نامه پرويز خياميان
درود به رهبر عزيز ،قلب ملت ايران به نام الله در هم كوبنده ظلم و ستم. به نام خدائي كه به ما شعور داد تا خوب را از بد و زشت و پليد را از زيبا تميز داده و يكي را انتخاب كنيم. تقاضا دارم دخترم (صفورا) تا كلاس ششم ابتدايي فقط و فقط درس اسلامي خوانده و بعد قرآن ياد بگيرد و كاملاً اسلامي تربيت شود كه اين بزرگترين آرزوي من است. از همسرم و خانواده‌ام تقاضا دارم اگر در راه شهيد شدم در مرگ من گريه نكنند بلكه شادي بكنند تا روح من شاد گردد،‌ اگر شهيد شدم جنازه مرا در اصفهان دفن كنيد. فرزند مرا نزد امام امت رهبر كبير انقلاب، پدر عزيزم خميني بت‌شكن ببريد تا دست بركتش را به صورت او كشيده و براي آنها دعا نمايند، والسلام ،پايدار ارتش جمهوري اسلامي ايران، پاينده ايران، و برقرار باد جمهوري اسلامي ايران.
وصيت‌نامه شهيد اكبر چاجي
براي اسلام و انقلاب تبليغات زيادي بكنيد تا نداي اسلام و اسلام طلبي به اقصي نقاط جهان برسد در اشاعه و گسترش فرهنگ اسلامي تلاش لازم را بنماييد و از هيچ كوششي دريغ نكنيد هميشه گوش به فرمان امام امت و مسئولين كشور باشيد ".
وصيت‌نامه شهيد سيد عباس جولايي

....برادرانم! به ريسمان الهي اعتصام كنيد و آن را رها نسازيد ،هرچه به كلاس بالاتري از ايمان برويم درسهايمان مشكل مي‌شود و درس امتحانات مشكل‌تر و شيطان هم تلاشش بيشتر مي شود. مبادا پس از چند صباحي تحمل درد و رنج و زحمت در راه خداي بزرگ به دره نيستي سقوط كنيم، قرآن زياد بخوانيد و سعي كنيد زمانيكه خداوند با شما صحبت مي كند ترجمه تحت‌اللفظي آن را بدانيد .تقوا تقوا اساس كار است اگر تقوا نباشد اكثر عبادات به خاطر غير خدا مي‌شود، نماز را طوري بخوانيد كه بدانيد با خدا چه مي گوييد مبادا عباداتمان بندي باشد كه ما را از راه سعادت بازدار بدين واسطه كه فكر كنيم خيلي آدم خوبي هستيم عبادات ما بايد پله‌اي براي صعود ما به درجات و كلاسهاي بالاتر باشد.

وصيت‌نامه شهيد هدايت الله ثمرمند
"اينجانب براساس عقيده‌اي كه نسبت به اسلام و مكتب شهادت دارم با عزمي راسخ و اراده‌اي آهنين عازم جبهه‌ شده‌ام.تا دين خود را نسبت به اسلام ادا كنم چون موقعي كه شهادت باعث سعادت ماست، افتخار شهيد شدن در راه اسلام را داريم "
وصيت‌نامه شهيد حسين ثامني 63/12/28
اي مسئولين توجه داشته باشيد امروز مسئوليت حفاظت از خون شهيدان در درجه اول به عهده شماست مبادا بين صحبت و رفتارتان با اين ملت شهيدپرور با مقامات بالاتر فرق كند. خود را عاقل و متعهد و حافظ اسلام و ديگران را بدخواه و جاهل ندانيد، در خود بيشتر دقت كنيد، مبادا جلوي خدمت مخلصان را بگيريد.
دقت كنيد با نيروهاي مخلص بسيج جزء با منطق و دليل به هيچ زبان ديگر سخن نگوئيد.
شرمنده دوستان شهيدم و درگه حق تعالي.
وصيت‌نامه حسين ترك

از مردم شهيدپرور مي‌خواهم كه هميشه در صحنه باشند ،ابرقدرتها بدانند مردم ايران هميشه در صحنه هستند و نمي‌گذارند كه خللي بر جمهوري اسلامي وارد شود. ابرقدرتها بدانند كه ما مردم ايران با جان و دل انقلاب را پذيرفتيم و آن را تا پايان جان حفظ خواهيم كرد. من از مردم مي‌خواهم رهبر و ولي‌فقيه را تنها نگذارند و به دستورات ايشان عمل كنند.از خواهران خود مي خواهم كه حجاب اسلامي را رعايت كنند و از برادرانم هم مي‌خواهم كه ادامه دهنده راه شهدا باشند و از پدر و مادرم هم مي‌خواهم كه اگر مي‌خواهند براي من گريه كنند براي غريبي امام حسين (ع) گريه كنند.
وصيت‌نامه شهيد نادر پوربندري

بر شما جنگ و جهاد واجب شد در حالي كه اين فرمان بر شما گران و سنگين و مورد كراهت شماست، ولي بدانيد كه چه بسا چيزي را كه ناگوار و مكروه مي‌دانيد در حقيقت به نفع شماست.بالعكس شما مي‌پنداريد كه شهيدان راه خدا مرده‌اند نه، بلكه زنده به حيات ابدي هستند و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود.
وصيت‌نامه شهيد رحيم تركان
مردان و مؤمنان بزرگ خدا كساني هستند كه به عهد و وفا پيمان بستند و حتي به بهترين درجه يعني شهادت رسيدند و اينجانب سوگند ياد مي‌كنم كه سعادت خويش را نمي‌يابم مگر در پيمودن خط خونين اباعبدالله‌الحسين (ع) كه راه تمامي شهداي انقلاب اسلامي است .
پدر و مادر عزيزم بدانيد و مطمئن باشيد كه امروز در راهي جاودانه گام نهادم كه انتهاي آن حضرت بقيه‌الله‌الاعظم قرار دارند ،انسان بايد از دنيا و زندگي پر مشقت آن كه موجب مي‌شود انسان غرق در گناه بشود رهايي پيدا كند و راه جهاد در راه خدا را پيش گيرد وليكن جهاد در راه خدا بايد حسين‌گونه باشد مردم شهيدپرور تقو را فراموش نكنيد و تقوا پيشه كنيد، پيرو خط ولايت فقيه باشيد و هر كاري مي‌كنيد فقط براي رضاي خدا باشد. اخلاص در عمل پيشه كنيد انشاالله خداوند ما را در زمره شهداي صحراي كربلا قرار دهد و ما را با حسين بن علي (ع) محشور گرداند .
در پايان از همه آشنايان و دوستان و همكلاسيها حلاليت مي‌طلبم.
وصيت‌نامه شهيد محسن پورقاسمي
"كساني كه به ولايت امام اعتقاد ندارند بر جنازه من حاضر نشوند،‌ سلام مرا به رهبر عزيزم، پدر يتيمان برسانيد و به خانواده شهدا بگوييد كه تا آخرين قطره خونمان صحنه‌هاي نبرد حق عليه باطل را ترك نخواهيم كرد، و با خداوند پيمان مي‌بنديم كه در تمام عاشورا و كربلاها، حسين (ع) زمان را تنها نگذاريم، و سنگرها را خالي نخواهيم كرد و تا هنگامي كه پرچم لااله‌الا‌الله در تمام جهان به اهتزاز درنيايد و احكام اسلام و قرآن در زير پرچم توحيد و اسلام به اجرا درنيايد ساكت نخواهيم نشست.
وصيت‌نامه شهيد حسام اسماعيلي فرد
اگر شهادت نصيبمان شد، آن را دودستي مي‌گيريم و خدا كند زانوهايمان سست نشود. شهادت چيزي نيست كه نصيب هركس بشود هركس كه شهيد مي‌شود به كمال رسيده است، شهداي شما نمرده اند بلكه زنده‌اند و ناظر اعمال شما هستند.
وصيت‌نامه شهيد محمد علي توانگر

"خواهرم! شما با حجاب و برادرم!شما با براداشتن سلاح، از امام و جمهوري اسلامي كه حاصل خون بهاي شهيدان است دفاع كنيد.همچنان كه من با خونم نمي‌گذارم دشمن به همين آساني به ايران اسلامي تجاوز نمايد ".
وصيت‌نامه شهيد محمدرضا رودسر ابراهيمي
شهادت، حد نهايي تكامل يك انسان است،‌ شهادت بالاترين آرزوهاست، چه زيباست لحظه‌اي كه تفنگ از زمين كنده مي‌شود و به سوي دشمن نشانه مي‌رود، چه زيباست لحظه‌اي كه دشمن را ذليل و خوار به اسارت مي‌گيرد و چه شيرين است آن هنگام كه در خون خود مي‌غلتيم و با شهد شهادت سيراب مي‌شويم. اگر من كشته شدم راهي بود كه با ميل خود آمدم.....
وصيت‌نامه شهيد علي زارعي
به نام كسي كه هستي را آفريد سخنم را با نام او آغاز مي كنم و اين آخرين پيام من است به تمامي عزيزانم كه مرا مي‌شناسند و به كساني كه مرا دريافتند و مرا به عقل خود ديوانه پنداشتند. پدر و مادر عزيزم! فرزند شما آگاهانه قدم در راه پاسداري از انقلاب اسلامي گذاشت. پدر و مادرم! شهادت وديعه الهي است كه از جانب خداوند تبارك و تعالي براي آن كساني كه لايق هستند مي‌رسد و اين شهادت ها است كه باعث مي‌شود احكام اسلام و انقلاب پيشرفت بكند. مذهبي كه ما مسلمانان داريم مذهب شهادت است و اسلامي كه ما در راه آن آمده ايم مي خواهد انساني عادل و كامل به تمام معني بسازد. همانطوريكه در نهج البلاغه آمده است اكرم الموت قتل في سبيل‌الله شرافتمندانه ترين مرگها شهادت در راه خداست. خواهرانم و برادرانم! همچون حضرت زينب (س) و حضرت امام سجاد (ع) پيام خون شهيد را به همه برسانيد كه مذهب ما مذهب شهادت است. ما چون خدا داريم همه چيز داريم. هيچ‌وقت خدا را فراموش نكنيد و در هيچ شرايطي از خط امام فاصله نگيريد گرچه دشمن تشنه به خون گلوي ماست. كشته شدن در راه حق آرزوي ماست. وصيت مي‌كنم شما را ]كه[ دنباله‌رو آيه‌ي "يا ايها الذين آمنوا اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم " باشيد عبادت خداوند را از ياد نبريد؛ عبادتي كه همراه با جهاد در راه خدا باشد ارزش نماز را بدانيد. نماز جماعت را بخوانيد همانطور كه حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: "كه ما بين كفر و ايمان هيچ فاصله‌اي نيست جز نماز. "
وصيت‌نامه شهيد رسول زينعلي
خداوندا تو را شكر مي كنم كه مرا به دين خود هدايت كردي و از نعمت جهاد بهرهمندم ساختي تا بتوانم تو را بهتر بشناسم و از مشكلات و سختي‌ها راحتم ساختي تا به درگاهت نزديك تر شوم.
خدايا اگر در اين راه تقصير و كوتاهي شده است كه مي‌دانم شده و وظيفه‌ام را به خوبي انجام نداده ام مرا ببخش و مورد فضل و كرم خود قرار بده. از پدر و مادرم مهربان خودم كه زحمات فراواني را در راه تربيت من كشيده‌اند نهايت تشكر را مي كنم هرچند كه اگر به تعداد ريگهاي بيابان به آنها نيكي كنم نمي‌توانم حقشان را ادا كنم .
وصيتم به امت شهيدپرور اين است كه همان طور كه قبلاً در خط امام بوديد سعي كنيد كه هميشه پشت سر او حركت كنيد و اوامر او را به گوش جان بشنويد زيرا اكنون رهبر ما نائب بر حق امام زمان (عج)‌هستند و لازم است كه در اين زمان كه در غيبت كبري به سر مي‌بريم از ايشان پيروي كنيم چنانكه ولايت او ولايت امام زمان (عج) و اميرالمؤمنين (ع) مي‌باشد از خداوند متعال مي‌خواهم كه هميشه ما را از پيروان و شيعيان حضرت علي‌(ع) قرار بدهد.
وصيت‌نامه شهيد سيد محمد سادات
در راه خدا با آنان كه به جنگ و دشمني شما برخيزند جهاد كنيد ولي ستمكار نباشيد كه خدا ستمكاران را دوست ندارد. در مراسم نماز جماعت و جمعه شركت فعال داشته باشيد و در نمازهايتان براي رزمندگان اسلام و امام امت و براي ظهور مهدي (عج) دعا كنيد و افتخار كنيد كه در راه خدا و براي اسلام جهاد كردم و كشته شدم مبادا شما با شهادت و يا كشته شدن من ناراحت باشيد.
وصيت‌نامه شهيد حميدرضا زرچيني 24/2/1361
حقير حميدرضا زرچيني (كربلايي) فرزند محمد، شماره شناسنامه 3467، متولد 1340 تهران ،هم‌اكنون اين وصيت‌نامه را در كمال عقل و شعور به رشته تحرير درمي‌آورم و اعتقادات خود را به مباني قرآن و سنت محمد (ص) و اهل‌بيتش و نظام جمهوري اسلامي ايران ابراز كرده و به دين اقرار مي‌كنم: "اشهدان‌لا اله‌الا‌الله و اشهد ان محمد رسول‌الله و اشهد ان عليا ولي‌الله " نيز اعتقاد دارم به رجعت ... و هم‌اكنون در اين برهه از زمان ،نداي هل من ناصر ينصرني از زبان پير عشق، تقوي مجسم ،ملكه در قالب انسان ،سالك جماران و به قولي كه بر حق هم گفته‌اند، نداي حسين زمان به گوش مي‌رسد و جوانان حزب‌الله يا جندالله ،به اين ندا لبيك مي‌گويد .وصيت به پدر و مادرم و امت شهيدپرور و ايثارگر ايران، پدر و مادر عزيز و مهربانم! همانطور كه 20 سال پيش خدا مرا به شما به امانت سپرد و شما مرا بزرگ كرديد و الحق كه از هيچ كوششي دريغ نكرديد و درآن هنگام مرا با قنداق سفيد بستيد،‌ هم‌اكنون صاحبش امانتش را مي‌خواهد و شما با همان دستها مرا با پارچه سفيد (كفن) به صاحب اصليش بازگردانيد.... اما امام، به والله قسم امام يك نعمت الهي است و ما حزب‌اللهيان تا آخرين قطره خون خود را ،در راه هدفش كه همان مكتب محمد (ص)‌است ،نثار مي‌كنيم. او از سلاله پاك حسين (ع) و ابراهيم ثاني است، برادران و خواهراني كه عاشق اين مكتب هستيد ،خود را با كتابهاي اسلامي كه صدها فقيه و فيلسوف و عالم زحمت كشيده‌اند ،انس دهيد و با آنها دست دوستي دهيد. ...اطيعو‌الله و اطيعوالرسول و اولي‌الامر منكم،به تبليغات عوامل خارجي شرقي و غربي گوش فرا ندهيد و از سازمانهاي بين‌المللي همچون سازمان ملل متحد صلح نوبل، عفو بين‌المللي و كليساي واتيكان خوف به خود راه ندهيد، چه پروندهاي اين سازمان همه تاريك و كثيف است .... وصيت مي‌كنم بر سنگ قبرم نوشته شود: "عشاق اگر لقاي تو را آرزو كنند، بايد ز خون خويشتن اول وضو كنند "
وصيت‌نامه شهيد الطفات شرافتي
هر لحظه احساس مي‌كنم ديگر اين روزها، آخرين لحظات زندگي من باشد و آنچنان كالبد وجودم لبريز از عشق و محبت او مي‌شود كه گمان نمي‌كنم حتي در ميان آتش جهنم هم لحظه‌اي چشم اميدم را از آن مبدأ فيض و اميد، از آن سراسر رحمان و رحمت بربندم.
فكر نمي‌كنم هيچ وقت عنايت او را نسبت به خودم، چه آن وقت كه اراده‌اش به خلقتم قرار گرفت و چه در لحظه هاي زندگي خود فراموش كنم. توصيه پيامبر اكرم (ص‌) كه مي‌فرمايد: " در ميان شما 2 چيز قرآن و سنت(عترت) به امانت گذاشتم " فراموش نكنيد حضرت امير (ع) فراوان ما را به تقوا و نظم در امور، اغتنام فرصتها سفارش نموده‌اند، توجه به عمل اين سه مطلب به طور حتم در سرنوشت ما موثر است.
تا مي توانيد معلومات خود را نسبت به قرآن و به طور كلي اسلام بالا بريد، از آن مهمتر اين كه بر دانسته‌هاي خود جامه عمل بپوشانيد. توكل به خدا نماييد و از دعا، ذكر و زيارت و استعانت جوييد. سعي كنيد تمام امور زندگي خود را در پوشش نظام ولايت فقيه درآوريد و جهت زندگي خود را از او الهام گيريد.
وصيت‌نامه شهيد مهدي سلطاني
دست از ولايت فقيه و روحانيت مبارز برنداريد و به سخنان امام گوش دهيد كه مانند سخنان حضرت مهدي (عج) مي‌باشد. منافقان را به شدت سركوب كنيد. مادرم مگر من از علي‌اكبر و قاسم و ديگر شهداي كربلا عزيزترم، پس براي آنها گريه كنيد و شما برادرانم خواهشمندم كه راه مرا دنبال كنيد.
وصيت‌نامه شهيد احمد زاج شور
از تمامي برادران و خواهران مي‌خواهم كه راه ولايت فقيه كه همان راه خداست را ادامه بدهند . برادران در جبهه شركت كنيد و نگذاريد بعثيان برادران همخون ما را به شهادت برسانند و در راه اسلام با منافقان كوردل و از خدا بي‌خبر مبارزه كنيد.
وصيت‌نامه شهيد عبدالقادر سليماني
اي امت شهيدپرور ايران! از شما تقاضا دارم كه اتحاد خود را حفظ نموده و در جلسات مذهبي به ويژه دعاهاي كميل و توسل و نماز جمعه و جماعت شركت كرده و پشتيبان روحانيون و ارگانهاي انقلابي باشيد.

وصيت‌نامه محمد هادي فضلي
...با سلام و درود بيكران بر يگانه منجي عالم بشريت و نائب بر حقش امام خميني و با سلام و درود بيكران برخانواده‌هاي معظم شهدا و مجروحين و معلولين و اسراي جنگ تحميلي عراق و ايران ، پدر و مادرم از اينكه مرا پرورانده‌اند و زحمات طاقت فرسايي در طول زندگي من متحمل شده‌اند، از اينكه نتوانستم براي آنها فرزندي مثمرثمر باشم ،براي آنها از خداوند متعال شفاي عاجل وشاياني مي‌طلبم.... چنانچه اگر شهيد شدم در مرگم كمتر ناراحت باشيد و دوست دارم هر شب جمعه با خواندن يك آيه قرآن تسلي بخش روح من باشيد . هرچند نتوانستم خواسته ‌هاي شما را برآورده سازم و زندگي لذت بخشي را به كشته شدن در راه خدا ترجيح دادم.
شعله‌اي بي‌ثمرم بهتر كه خاموش كنيد      رفتم از شهر شما ديگر فراموش كنيد
وصيت‌نامه شهيد بهروز غلامي
بهترين دعا دعاي كميل است اين دعا خيلي برايم تحسين انگيز و دل نشين است. سپاه بازوي ولايت فقيه است و تداوم دهنده انقلاب اسلامي در جهان است. با شكست صدام جنگ تمام نمي‌شود بلكه جنگ تا بعد از شكست عراق ادامه دارد پس ما بايد خود را براي نابودي اسرائيل آماده كنيم.
وصيت‌نامه مهدي عاصي تهراني
بسم الله الرحمن الرحيم
خدايا تو خود مي داني كه دلم مي خواست كه در راه رضاي تو قدم بردارم كه در قالب اوقات برنداشتم، به خاطر اينكه نمي دانستم و باز عمل مي كردم، به اين دليل بود كه تو را نشناختم و نمي ديدم... خدايا هنوز هم نمي دانم اين خودم هستم كه اين جريده را مي نويسم يا نفس سركش و جاه طلب من است.
اي عزيز! اي ستار! اي غفار، با اين عقل و چشم ناقصم ذره‌اي از كرم و لطف و ستاريت تو را حداقل در خودم مي بينم كه من چه بوده‌ام و تو مرا چگونه نشان دادي، من چه كردم و تو پنهان كردي، من چه راهي را مي رفتم و تو نگذاشتي و بخشيدي و هدايت كردي... پس از شكر خداوند كه اين سعادت را نصيب من كرد كه در اين راه كه همانا راه انبيا و اوليا خاص خداوند است قدم برداشته و رهبر آنها باشم. و با تشكر از خانواده ام كه طوري عمل كردند كه من بتوانم در مسير زندگي چنين راهي را انتخاب كنم.
فرزندانم را خوب تربيت كنيد و خود نيز دنباله رو راه شهيدان از صدر اسلام تا انقلاب اسلامي ايران باشيد و امام (ره) را فراموش نكنيد. به حرف ياوه گويان توجهي نكنيد و با توكل به خدا بر دهان ياوه گويان بكوبيد به اميد زيارت كربلا و قدس عزيز. خداوند انشاء الله مرا در زمره شهداي انقلاب اسلامي قرار دهد.
والسلام عليكم و رحمه الله بركاته
وصيت‌نامه شهيد رمضانعلي عبدي
مردم مسلمان! خط امام را ادامه بدهيد كه خط اصيل اسلام است. اين گروه‌ها نمي‌توانند براي شما پابرهنه‌ها كار كنند و اين شعار است كه مي‌گويند: "خلق " ...برادران و خواهران مسلمان به سخنان امام امت گوش دهيد. چون هر يك كلمه‌اش درسي است براي من و شما ....
وصيت‌نامه شهيد مهدي شمس

مادرم! خواهرم را خوب تربيت كن زينب‌گونه او را به اسلام و قرآن آشنا كن تا فرزدان حسين‌گونه او از دين اسلام دفاع كنند و راه شهيدان را ادامه دهند. مواظب اين گروهكها باشيد و راه شهيدان رجايي و بهشتي و شهداي محراب را ادامه دهيد زيرا كه آنها در راه اسلام و قرآن به دست همين بي‌خبران از خدا به شهادت رسيدند.
وصيت‌نامه شهيد علي سهرابي
....دست از حمايت پير جماران، خميني كبير برنداريد و تا آخرين قطره‌ي خون از اين انقلاب و از آرمانهاي شهدا دفاع نماييد. براي شهادت من گريه نكنيد زيرا شهيدان زنده‌اند و نيازي به عزاداري و گريه و زاري شما ندارند. آنان مهمان پروردگار خويش‌اند و نزد پروردگارشان روزي مي‌گيرند.
وصيت‌نامه شهيد حبيب الله شمايلي
چون هدف بزرگ و مسئوليتي كه به دوش امت ما افتاده و انتظاري كه محرومان دنيا از انقلاب ما دارند، عظيم مي‌باشد سختي، دوري، كمبود، نارسايي، و ساير عوامل طبيعي بود، ما بايد صبر و استقامت را از رسول‌الله (ص) و امامان معصوم (ع) آموخته، زيرا آنان به وعده خداوند ايمان و يقين كامل داشته‌اند،‌خداوندا

انقلاب ما را تا پيوند آن با انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج) مستدام بدار.
وصيت‌نامه شهيد مسعود صباغ
اي كسانيكه نداي ما را مي‌شنويد تا زماني كه دشمن نابود و مستضعفان جهان از زير سلطه ابرقدرت‌هاي جهان خوار بيرون نيامده و كربلا را بعثيان كافر رها نكرده و مكه معظمه آن خانه خدا و جاي عبادت و سياست آزاد نشده، همه ذليل هستيم، و تنها رمز پيروزي و رسيدن به اين هدف پشتيباني از ولي فقيه است مادر جان هروقت خواستي براي من گريه كني صدها بلكه هزاران شهيد گمنام و بي‌مزار و بي‌كفن گريه كنيد، كه صهيونيست‌هاي غاصب خون پاكشان را در بيروت به زمين ريختند ...... ببوسم دستت اي مادر كه پروردي مرا آزاد        بيا بابا تماشا كن كه فرزندت شده داماد
به حجله مي‌روم شادانه ولي زخمي به تن دارم      به جاي رخت دامادي لباس خون به تن دارم
وصيت‌نامه شهيد محمدحسن شصت پاره 30/10/1360
...همانطور كه مي‌دانيم يكي از وظايف مسلمانان جهاد در راه خداوند است.جهادي كه پروردگار عالم در قبال انجام آن وعده بهشت در راه خداوند را داده است.و اكنون در اين زمان كه دين و ميهن مان مورد هجوم كفار قرار گرفته است ما هم وظيفه داريم طبق گفته رهبر بزرگمان امام خميني كه فرمود: از اين مملكت دفاع كنيد كه دفاع شما دفاع از مملكت و جهاد در راه خداست .... خانواده عزيزم.... من هم به عنوان يك سرباز كوچك اسلام، با آگاهي كامل به جبهه آمدم تا بلكه بتوانم وظيفه‌اي را كه خداوند به من محول كرده انحام دهم اگر در اين راه كشته شوم و اگر جنازه من تحول شما شد، مرا در كنار ساير شهدا در "شهيدآباد " دفن كنيد و اگر جنازه‌ام به دست شما نرسيد بدانيد كه قبر من قبر تمام شهيدان است آنجا براي من فاتحه بخوانيد.....خانواده عزيزم، من مقداري كتاب و پول دارم كه كتابهايم را به مسجد و يا به بچه‌هاي خودمان بدهيد كه انشاالله وقتي بزرگ شدند به عنوان يادگاري از آنها استفاده نمايند.... از پروردگار توانا خواستارم كه وجود امام خميني اين پير مجاهد اميد مستضعفين را تا ظهور حضرت مهدي (عج) در پناه خود محفوظ بدارد، مسلمين را بر كفار پيروز بگرداند و گناهان مرا ببخشايد. مرگ بر دشمنان اسلام، زنده باد پيروان اسلام، و جاويد باد دين مبين اسلام.
وصيت‌نامه شهيد غلامحسين طالبي
خدايا تو را شكر كه به من منت گذاردي و من را در جوار مجاهدان راهت قرار دادي، خدايا چقدر نعمت‌ها كه به من دادي نتوانستم شكرگذار باشم خدايا اكنون كه قلم در دست گرفته و وصيتي مي‌نويسم تو ميداني كه در قلبم و قلبها چه مي‌گذرد. خدايا تو مي‌داني كه من باور نمي‌كنم كه شهيد شوم. ليكن صفت رحمانيت و رحيميت تو اميدوارم كرد و همواره با در نظر گرفتن اين صفت است كه خود را آماده‌ي رزم و شهادت مي‌كنم. خدايا مرا ببخش و از تقصيرات و گناهانم بگذر. بگذار عاشقانه شهيد شوم و عاشقانه پاي در وادي عشق بنهم. خدايا اكنون كه بار شهيدان زنده تاريخ و بار حماسه‌آفرينان صحراي غريب كربلا و بار تمامي عزيزاني كه پيكرشان در زير گرماي خوزستان است و مادرانشان چشم به در دوخته و منتظرشان مي‌باشند و به اشك چشم خردسالانشان كه همواره سراغ پدر را از مادر گرفته و مانند رقيه حسين (ع) سراغ پدر را از خويشان مي‌گيرند خدايا تاكي به فرزندان شهيدان بگوييم كه، پدر در سفر است، خدايا تا كي بگوييم كه پدر رفته كربلا، خدايا تا كي بگوييم ما هم مي‌رويم كربلا، خدايا عنايتي و لطفي كن ما را و من را از زمزه‌ي شهيدان در خون غلطان قرار بده. آري خوشا به حال آن كساني كه رفتند و كلمه‌ي لا بر لب داشتند. لا به همه‌ي لذائد زندگاني، لا به هواي نفس، لا به احساسات مادر، لا به عواطف و لبيك به هل من ناصر ينصرني. حسين زمان خميني بت‌شكن گفتند: يا مهدي (عج) ادركني
سخن آخر ...
و اما در آخر كمك مي گيرم از مهدي سالم كه معلم آخر من بود، آري چه به جا مي‌گفت من عزادار نمي‌خواهم من پيرو مي‌خواهم خداوند همه‌تان را حفظ كند و توفيق عظمت به اسلام و قرآن را بدهد. اگر جنازه‌ام بدستتان رسيد مانند ديگر شهيدان دفن كنيد سعي كنيد قوانين دفن رعايت شود. حتماً بعد از دفن پدرم برگردد و سفارش مرا به حسين (ع) بكند و اگر جنازه‌ام بدستتان نرسيد يك قبر در بهشت زهرا(س) اختيار كنيد و همان را به اسم من برداريد. سعي كنيد قبرم را ساده درست كنيد چون در تيپ سيدالشهداء و در گردان علي‌اصغر (ع) شهيد شوم، لذا سعي كنيد در مراسم ختم روضه علي‌اصغر و مصيبتهاي وارده بر زينب (س) و حسين (ع) و فاطمه (س) شود. خدايا خدايا تا انقلاب مهدي حتي كنار مهدي خميني را نگهدار خدايا خدايا رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما خدايا خدايا مريضان و جانبازان انقلاب را شفا عنايت فرما خدايا خدايا اسيران اسلام آزادشان بگردان خدايا خدايا به خانواده شهدا اجر و صبر عنايت بفرما.
والسلام.
وصيت‌نامه شهيد سيد جمال طباطبايي
از ملت خواستارم كه حقشان را بر حقير ببخشند كه نتوانستم خدمتگزار خوبي براي آنها باشم اگر اشتباهي داشته‌ام خصوصاً افرادي كه با آنها سركار داشته‌ام عاجزانه مي‌خواهم مرا عفو كنند چون خيلي بر من حق دارند و از خداوند متعال اجر فراوان براي آنها خواستارم.
وصيت‌نامه شهيد مهدي ذوالفقاري
اي ملت به پاخاسته تا آخرين نفس در مقابل كفر و الحاد و نفاق بايستيد و آنان را نابود كنيد تا مسلمانان دنيا نفس راحت بكشند و بهتر خدا را عبادت كنند از خط ولايت فقيه كه ادامه دهنده‌ي راه پيامبران و امامان است قوياً حمايت كنيد.
وصيت‌نامه شهيد غلامرضا صادق‌زاده

به نام آنكه شكافنده شب مي‌باشد و از ميان تاريكي نور را مي‌آفريند، توصيه‌ام را به تمام شاهدان حال و آينده تاريخ با آيه‌اي آغاز مي‌كنم كه در آن با كساني كه در راه خدا جهاد مي‌كنند و كشته شوند وعده بهشت داده شد و آينده اي روشن براي آنان ترسيم شده است.كاش در خور لياقت چنين مركي را مي‌ديدم و مي‌دانستم كه در راه خدا شهيد خواهم شد..... توصيه اول و بزرگ من اين است كه امت اسلامي ما به هيچ وجه دست از اسلام و قرآن و امامان و ولايت فقيه برندارند كه همانا عذاب عظيم خداوندي بر انان واجب خواهد شد. روحانيت پيرو ولايت فقيه را ارج گذاريد كه در صورت تضعيف اين پيروان و مروجان اسلام ضربه‌اي به اسلام خواهد خورد كه جبران آن بسيار سخت خواهد بود سعي‌تان اين باشد كه انقلاب اسلاميمان را ياري كنيد و به شعارهاي ميليوني خود جامه عمل بپوشانيد. پدرو مادر عزيز! اميدوارم در رفتن من نمونه كامل يك مسلمان معتقد به الله باشيد كه هيچ‌گاه در اعاده امانت از خود بي‌تابي نشان نمي دهند. همسرم نيز بداند و مي داند كه وظيفه سنگين زينب‌گونه بر دوش اوست كه اراه‌اي چون كوه مي‌خواهد و عزمي پولادين تا ادامه راه ناتمام، ولي روشن مرا با دليلي امام و همراهي از شهيدان زنده انقلاب خداوندا تمامي گناهان مرا كه خوب برآمدن واقفي و واقفم ببخش و از تو طلب مغفرت مي كنم اميدوارم تا لحظه آخري كه در اين دار فاني خواهم بود، دو جبهه حق و باطل را به خوبي تفكيك نمايم و ذره‌اي در ايمانم خلل وار نيايد، بيش از اين در اين مقال و اين دهن كور نگنجد.
30/8/1360 - 9 صبح
وصيت‌نامه شهيد احمد علي عسكري

پيامي كه نسبت به شما مردم عزيز دارم اين است كه وحدت كلمه را حفظ كنيد و دست از ولايت فقيه برنداريد. اگر فرمانبرداري نكنيد خدا اين نعمت بزرگ را از شما خواهد گرفت. خدايا مرا خالص گردان تا بدان فيض الهي كه همان شهادت است برسم.
وصيت‌نامه شهيد حسين ضامن
به منظور اداي دين خود به اسلام و مسلمين و لبيك گفتن به نداي امام امت تصميم گرفتم با توفيقات الهي جهت مبارزه با دشمنان اسلام به جبهه‌هاي نبرد عزيمت نمايم.
وصيت‌نامه شهيد حسين صفوي‌نژاد
نمي‌بينم اگر يكوقت خداي ناكرده خطائي از طرف من بوده و از روي ناآگاهي و ناداني‌ام بوده عفو نما??د و دعايم كنيد و طلب آمرزش از خداي بزرگ كه خدا گناهان و خطاهايم را ببخشد...
به هيچ وجه رضايت ندارم كه قطره اشكي بر مزارم ريخته شود، چرا كه خداي تبارك و تعالي در قرآن مي‌فرمايد: "و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل‌الله امواتاً بل احيا عند ربهم يرزقون "
بارپروردگارا! دشمنان اسلام و كسانيكه زير چهره نقاب مذهب مي‌خواهند اسلام را با مكاتب مادي مخلوط كنند و ملت را دوباره به استعمار و سرسپردگي بكشانند ،رسوا و نابودشان كن.بهوش باشيد و نگذاريد كه اين گروهكها و ليبرالها قلب تپنده مستضعفين و محرومين دنيا را به درد آورند......خدايا امام زمان را در پناه خودت حفظ فرما....خدايا نائب بر حقش را تا ظهور مهدي سلامت و مستدام بفرما.... به خواهرانم سفارش مي‌كنم كه اگر من به شهادت نائل شدم آنها زينب وار وفاطمه گونه، راهم را دامه بدهند تا قسط و عدل الهي در تمام دنيا پياده شود.
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته
وصيت‌نامه شهيد غلامرضا صالحي 8/12/1365
فرزندانم! آخرين بار سه روز پيش شما را ديدم، هجدهم تيرماه، آن موقع كه گفتم: آماده حركت به طرف جنوب باشيد، باور كنيد كه نتوانستم به چشمان مادرتان نگاه كنم، مادر خوبي داريد؛ بزرگ است بزرگ، فرزندانم! مريم، مرضيه، هاجر، عليرضا! در اين لحظات آخر، صورتتان را مي‌بوسم، به شما سفارش مي‌كنم كه با مادرتان مهربان باشيد. ان‌شا‌الله كه باعث افتخار اسلام و قرآن و آبروي پدر و مادرتان در دنيا و آخرت باشيد، براي شما آرزوي سعادت و خوشبختي مي‌كنم و هميشه دوستدار شما عزيزان هستم. همسر عزيزم! برايت از خدا آرزوي توفيق و خوشبختي در دنيا و آخرت دارم. از اينكه براي مدتي كوتاه در كنار هم بوديم و با خوب و بد ساختيم خوشحالم، ولي شادي و خرسندي ابدي وقتي است كه در بهشت برين و جهان ابدي در قرب الهي منزل كنيم. در غياب من به مسئوليت خود، تربيت و هدايت فرزندانمان بكوش و آنان را به نحوي تربيت كن و تحويل جامعه بده كه احكام و دستورات اسلام و قرآن بيان مي كند.
از تو مي‌خواهم كه براي اداره فرزندانمان و گذراندن زندگي حتي‌المقدور خود را به ارگان‌هاي دولتي وابسته نسازي، سعي كن آنان را مستقل از برنامه‌هاي عمومي تربيت نمايي، به فرزندانمان بياموز كه اگر روي پاي خود بايستند و آزاد زندگي كنند باعث پاكي روح و روان و استقلال در راه و رسم زندگي طبق اصول و احكام اسلام خواهد شد.
وصيت‌نامه شهيد عبدالله غلامي
شهادت همچون ميوه‌اي است كه نمي‌توان آن را نارس از درخت چيد و سعادتي است كه خداوند نصيب بندگان خاص و مقربان درگاهش مي‌نمايد. نصيب كساني مي‌كند كه توانسته باشند از همه وابستگيها دل كنده و قلبشان فقط و فقط از عشق خدا مالامال گشته باشد. عاشقاني رنج مي‌برند كه خداوند آنان را زودتر به لقاء خويش نمي‌رساند زيرا آنان با تك تك سلولهاي بدن خود باور دارند كه مهمترين بهره‌برداري از اين دنيا،‌ پرواز به سوي لقاء‌الله است. كوتاهترين راه جهاد، شهادت است و جبهه ميدان مبارزه است. شما ملت، پاسدار اين سرزمين سرخ و نگهبان راستين خط شهادت هستيد.
وصيت‌نامه شهيد محسن عينعلي
پروردگارا، در اين برهه از زمان در زير آسمان عظمتت همراه با ارواح مقدس شهدا به سرپرستي امام (ره) وصيت‌نامه‌اي مي‌نويسم، هرچه فكر مي‌كنم به جز گناه و معصيت باقي نگذاشته‌ام، و هرچه غير از اين بيان كنم ريا مي‌شود، چرا كه ندارم و اظهار مي‌كنم، اما رحمت خدا مرا اميدوار نمود. آنطور كه سعادت شركت در رزم با كفر را پيدا كردم، اصل وصيت من همين شهادتم است كه انشا‌ءالله خدا مرا مي‌آمرزد تا بتوانم با خونم از ارزش‌هاي والاي اسلام حراست كنم، با خونم از ولايت فقيه حمايت نمايم، با خونم از روحانيت هميشه مبارز و از قرآن و اهل بيت (ع) حمايت كنم، دنياي پست را بفروشم و به ارواح مقدس شهدا بپيوندم. ان شاء‌الله...
وصيت‌نامه شهيد ابوالفضل طيبي
"اين جمهوري اسلامي نعمتي است كه خداوند به ما داده است، ابرقدرت‌ها و عوامل آنها در خارج و داخل كشور هيچگونه آسيبي نمي‌توانند به انقلاب اسلامي بزنند. اين تنها ما هستيم كه با اعمال و رفتار خود مي‌توانيم اين نعمت را حفظ و يا خداي ناكرده از دست بدهيم. باور داشتم كه در جبهه‌ها پاكي وجود دارد و خصلت آن پاك كنندگي عناصر مخلص است. هميشه دنباله‌رو امام امت و ولايت فقيه و شهيدان باشيد و حرفهاي امام را گوش دهيد. نمازهاي خود را با جماعت بخوانيد. هر موقع به شهادت رسيدم مرا در كنار شهيدان بيرجند دفن كنيد ".
وصيت‌نامه شهيد سيداصغر عالم مرتضوي
بسم‌رب‌شهداء و الصديقين ...آري برادران، مبارزان مسلمان با ساده‌ترين وسايل مي‌جنگند و حاضر نيستند يك روز ساكت بنشينند. ...اي امت قهرمان، همانطور كه امام فرمود شما با حركت خود جريان تاريخ را عوض كرديد و مي‌رويد تا اسلام را در جهان گسترش دهيد و مي‌رويد تا در دنيا افسار بردگي را از گردن مستضعفان پاره كنيد. اميدوارم در اين راه سستي به خود راه ندهيد واي به حال شما اگر از انقلاب اسلامي و از خون هزاران شهيد در طول تاريخ حمايت نكنيد. نگذاريد عده‌اي مزدور، جوانان عزيز ما و همسنگرانمان را فريب دهند، و با رهبران آنان قاطعانه برخورد نمايند و اگر طرفدارانشان هدايت نشوند. نگذاريد هركاري كه خواستند انجام دهند كه ناگهان مي‌بينيد كار از كار گذشته است بيشتر مخالفان اين انقلاب كساني هستند كه اسلام واقعي را با اسلام شاهنشاهي اشتباه گرفته‌اند.... اگر دقت كنيد مي‌بيند كه آنها درست راه شاه خائن رامي‌روند با اين تفاوت كه اينها وظائف مذهبيشان را از روي صداقت انجام مي‌دهند ولي شاه معدوم براي عوام‌فريبي چنين روشهايي را به كار مي‌برد من كه فرد ناقابلي هستم به شما توصيه مي‌كنم مواظب صحبت كردنتان باشيد،‌ اظهار نظر دربارة اين حكومت با اظهار نظر درباره حكومت‌هاي ديگر فرق دارد.در موقع صحبت كردن نبايد وظايف اسلامي خود را فراموش كنيد چرا كه اين انقلاب و اين رژيم تداوم‌بخش راه پيغمبران و امامان است و آنهايي كه از روي هواي نفس حرفهايي مي‌زنند خدا آنها را نخواهد بخشيد. من شما را به وحدت و يگانگي دعوت و از انفاق و چند دستگي برحذر مي‌‌دارم و سفارش مي كنم هر حركت كوچك و بزرگي را كه انجام مي‌دهيد براي رضاي خدا باشد و انشا‌الله خودخواهي و براي نفس حرف زدن را در خود نابود كنيد... در آخر از خدا مي‌خواهم كشته شدنم را باعث پاك شدن گناهانم قرار دهد....
وصيت‌نامه شهيد محمد رضا عليجاني
در همه كارها خدا را مد نظر داشته باشيد كه خداوند بر همه كارها نظاره مي‌كند. براي ساختن جامعه بايد اول از خود شروع كرد تا بتوان جامعه را خوب ساخت در كارها و گفتارتان رعايت اخلاق اسلامي را بكنيد هميشه بايد حالت جذب كننده‌اي داشته باشيد. نه دفع كننده و هميشه بايد مواظب حركات منافقين باشيد.
وصيت‌نامه شهيد حميد شهيدي
امشب شب يازدهم عاشوراي حسيني است و اگر خدا توفيق بدهد ،من چند روز ديگر عازم جبهه جنگ يعني آماده جهاد در راه خدا و اسلام هستم. البته اگر لياقت آن را داشته باشم كه در راه اسلام جان بي‌ارزش خود را فدا كنم. من اين راهي را كه انتخاب كرده‌ام با دل و جان بوده به همين خاطر دلم مي‌خواهد كه اگر قابليت آن را داشتم و به درجه رفيع شهادت نايل آمدم نكاتي را ذكر كنم كه براي شادي روح من اين نكات را انجام بدهيد ،توجه كنيد كه بايد مثل پدري كه به فرزندان خود وصيت‌مي‌كند، وظيفه شرعي آن فرزندان است كه به آن عمل كنند .اگر نكنند مسئول هستند و بايد جوابگوي خداوند باشند…. خواسته‌هايي كه من دارم سه چيز است كه از شما يعني پدر و مادر و مادربزرگم، برادران و خواهران خواهش مي كنم و از شما تقاضا مي‌كنم كه حتماً به اينها عمل كنيد….
اولي اينكه عزاداري نكنيد منظورم گريه كردن است يعني گريه نكنيد بايد به خودتان تسلط كامل داشته باشيد، مخصوصاً پدر و مادرم.
دوم اينكه بعد ازمرگ من يعني حداكثر تا چهل روز بعد ديگر به هيچ وجه رضايت ندارم كه هيچ يك از اعضاي خانواده‌ام لباس مشكي وتيره بپوشند.
سوم اينكه بعد از مرگ من مراسمي كه مي‌خواهيد بگيريد تشريفاتي نباشد و پولي را كه مي‌خواهيد صرف تشريفات بيجا كنيد آن را صرف جنگ زدگان و بچه‌هاي يتيم بكنيد.
اميدوارم كه بخواهش فرزند خود عمل كنيد و موجب رضايت و خشنودي روح فرزند خود شويد. من اين نامه را با خط خود و در سلامت كامل نوشتم واميدوارم كه خداوند شما را در راه خدا و دفاع از اسلام پيروز بگرداند و هدف شما چيزي جز خدا نباشد .اميدوارم هركدام از شما كه ناراحتي از من داريد ببخشيد و از خدا بخواهيد كه مرا ببخشد وبيامرزد، در ضمن اگر يك موقع خداي ناكرده از جانب من به پدر و مادرم خطايي سرزده كه موجب ناراحتي آنان شده آنها گذشت كنند و مرا ببخشند.
وصيت‌نامه شهيد ناصر ذاكري
به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
با سلام و درود خدمت يگانه منجي عالم بشريت و نايب برحقش امام خميني (ره) و با سلام و درود خدمت تمامي خانواده‌هاي شهداء، اسراء، مفقودالاثرها، و معلولين و جانبازان عزيز و درود بي‌پايان بر رزمندگان سلحشور و جان بر كف و دعاي خير براي ايشان و شفاي مجروحين و معلولين و پيروزي هرچه سريعتر رزمندگان و باز شدن راه كربلاي حسين وصيت‌نامه‌ام را آغاز مي‌كنم.
مردم ايران ملت عزيز انشاالله همواره شاد و خرم باشيد و براي ما عاجزين دعاي خير بنماييد سفارشي دارم امام عزيز را تنها نگذاريد و به خانواده و رزمندگان و مجروحين و شهداء سركشي كنيد .خدمت دوستان آشنايان و همسايگان دور و نزديك سلام گرم عرض مي‌كنم و اميدوارم كه حال همگي خوب باشد تو را به خدا اگر از من ناراحتي ديده‌ايد يا كدورتي در دل داريد براي رضاء‌ و خشنودي خدا حلالم كنيد پدر، مادر، خواهران و برادران عزيزم، از اين راه دور دست تك تك شما را مي‌بوسم و حرفي ندارم چون هنوز وقت حرف زدن به من نرسيده است و اين خود افتخاري است كه خداوند در چنين صورتي ما را پذيرفته است. مادر شيرت را حلالم كرده و در عزاي من خود را سنگين و باوقار نشان بده،نگذار شيطان فرصت جلوه‌گري پيدا كند و از مردم و مهمانان عزيز من به خوبي پذيرايي كنيد و از طرف من از آنها حلاليت بطلبيد.در ضمن مادر عزيزم درباره وسايل هر طور شما صلاح مي‌دانيد عمل نماييد انشا‌الله فقيران را از ياد نبرده و به فكر آنان باشيد به اميد ديدار در بهشت.
وصيت‌نامه شهيد اشرفعلي ذوالفقاري
"اگر به فيض شهادت رسيدم و پيكرم را برايمان به زادگاهمان نياوردند هيچ‌گونه غصه و كدورتي نخوريد، چون عاشقان راه خدا جز اين سرنوشتي را ندارند و با اين كار به مراد واقعي مي‌رسند ".
وصيت‌نامه شهيذ مهدي عاشقي
ملت شهيدپرور براي شهيدان دعا كنند كه از جان گذشتگي اين عزيزان مورد قبول درگاه حق و سرورشهيدان عالم امام حسين (ع) باشد .
به خانواده خود سفارش مي كنم اگر خواستيد گريه كنيد به ياد علي‌اكبر امام حسين (ع) و براي مظلومي آقا امام حسين (ع) گريه كنيد. به خواهران خود و ديگر خواهران ايراني سفارش مي‌كنم كه اين آزادي را پاس بدارند كه اين آزادي با خون عزيزان بسيار زيادي به دست آمده و در آخر دعا براي رهبر كبير انقلاب اسلامي و سفارش مي‌كنم كه امام را ياري كنيد.....
وصيت‌نامه شهيد احمد طاهري پور

عزيزان من تا به حال وصيت‌نامه‌هاي مختلفي نوشته‌ام، ولي بعد از برگشتن از جبهه آنها را پاره پاره كردم، ولي اين بار كه براي دفاع از اسلام و جمهوري اسلامي از خانه خارج مي‌شوم و پا در چكمه مي‌كنم روحم از شدت درد مي‌سوزد، قلبم مي‌خروشد، احساسم شعله مي‌كشد، بند بند وجودم از شدت درد ضجه مي‌زندف احساس مي‌كنم كه در اين دنيا ديگر جاي من نيست. با همه وداع مي‌كنم و مي‌خواهم فقط با خود تنها باشم. خدايا به سوي تو مي‌آيم از عالم و عالميان مي‌گريزم. تو مرا در جوار رحمت خويش سكني ده ...

وصيت‌نامه شهيد ابراهيم كرد
....پشت جبهه را خالي نگذاريد و همچون گذشته در صحنه حاضر باشيد تا منافقين، اين انگلهاي جامعه ما نتوانند خون شهيدان اسلام را پايمال نمايند. برادران و خواهران !امام امت، اين پير خستگي ناپذير را تنها نگذاريد و شعار ما اهل كوفه نيستيم امام تنها بماند را به ما ثابت كنيد و پاسدار حرمت خون شهيدان باشيد. پدر و مادرم از شما مي‌خواهم كه در شهادت من صبر را پيشه كنيد كه خدا صابران را دوست دارد. سلام مرا به امام امت و دوستان و آشنايان برسانيد و از آنها طلب عفو و بخشش و آمرزش كنيد، و از تمام شما مي‌خواهم حلالم كنيد.
وصيت‌نامه شهيد سيف الله گل زاده

...خدايا همانطور كه آمدن به جبهه را نصيبم كردي اين سعادت را نصيبم گردان تا سرم را به شما قرض بدهم اي برادرانم، دوستان و هم‌سنگرانم! اسلحه‌ام را برداريد و تحت زعامت امام امت به ياري رزمندگان اسلام بشتابيد.
وصيت‌نامه شهيد محمد طاهر لطفي
…خوشحال و مسرورم از راهي كه انتخاب نمودم، صراطم،‌ صراط‌الله، حزبم، حزب ‌الله و رهبر و مرجعم روح‌الله است، خوشحال و خوشبخت از آن هستم كه براي چندمين بار به جبهه مي‌آيم. مفتخرم كه براي حفظ و حراست از خونهاي شهيدان و اسلام و مرز و بوم اسلامي گام برمي‌دارم. انشا‌الله تعالي كه زيستنم و مرگم هم براي خدا باشد. همانا كه آغازم و عبادتم و سير و سلوكم و زيستنم و مردنم براي خداوند جهانيان است، سعادت داشتيم كه در اين زمان و در اين جنگ باشيم كه خود آزمايش بس بزرگ و خطيري براي امت مسلمان و شهيد‌پرور ما از طرف خداست. لذا جان ناقابل ما قطره‌اي كوچك در برابر اقيانوس بزرگ رحمت پروردگار است، نه جان ما از جان حضرت اباعبدالله‌الحسين (ع) و اصحاب بزرگوارش شيرين‌تر و نه خون ما از خون آنها رنگين‌تر مي‌باشد. پروردگارا! ما با تمام وجود به تو ايمان داريم،‌ پس ما را از هر لغزش مصون و محفوظ بدار، پروردگارا يا توفيق شهادت در راهت را نصيب ما گردان يا شفاعت شهيدان.. برادران و دوستان مي‌دانيد كه در اين جنگ، مهم پيروزي نظامي و تاكتيكي نيست،‌ بلكه مهم جاافتادن خط الهي است، پس براي اسلام تلاش كنيد تا دينمان را به اسلام ادا كنيم، و سعي در صدور انقلاب و فرهنگ اسلامي به خارج داشته باشيم، ما بايستي متعادل باشيم و به قول شهيد دكتر بهشتي كه دربارة‌ امام فرمود: "جاذبه امام در حد نهايت و دافعة‌ او در حد ضرورت است " بياييم حب نفس‌ها و خودمحوري‌ها و عجب و كبر و فخر و غرور را كنار بگذاريم، و خالص‌تر باشيم، كاري كنيم كه رضاي خدا باشد نه رضاي خودمان..... سه‌شنبه 22/4/1361 مصادف با 21 رمضان 1402 جبهه جنوب، منطقه ايستگاه حسينيه قرارگاه 18 قم


وصيت‌نامه شهيد كريم گلدوزي
مكتبي كه شهادت دارد اسارت ندارد. به خانواده‌هاي معظم شهدا و ايثارگران سرزده و از آنها دلجويي كنيد. مساجد را خالي نگذاريد و در مراسم عبادي- سياسي نمازجمعه فعالانه شركت نماييد. اي جوانان برومند هوشيار باشيد و امام و رهبري را تنها نگذاريد و براي حفظ اسلام و قرآن به ياري برادران مسلمان خود بشتابيد.
وصيت‌نامه شهيد محمد مجازي
وصيت‌نامه بنده حقير خداوند فاضل محمد حجازي
اي خداي من، اي خداي مهربان من ،اگر ما را از پرده ستٌاريت خود دور كني چه كنم و چه بسا و مطمئناً همه از من فرار مي‌كنند.
خداي من، اي خداي مهربان من ،اگر آبرويم را حفظ نكني و اگر پرده ستاريت را از روز اعمال ما بكشي در پيش پيامبر (ص) و ائمه اطهار و شهداء و رهبرمان چه بگويم كه بيچاره‌ام.
خدايا !با فضلت با ما رفتار كن به ما اخلاص همراه با عمل و عمل همراه با اخلاص و عمل كه فقط براي ذات اقدست باشد عنايت كن كه اگر اين نعمت و فضل را از ما دريغ كني خسرالدنيا و الاخره خواهيم بود و خواهيم شد كه نفسمان بسيار سركش است و اگر تو عنايت نكني در زير چكمه‌هاي اين دژخيم جان سالم بدر نخواهيم برد.
خدايا، خودت با ما توفيق عمل با كيفيت و كميت عنايت فرما....و اينكه سرباز كوچك براي امام عزيزمان و امام زمان (عج) و در نتيجه سرباز فداكاري براي اسلام و از جند خودت باشم..... اي ستار العيوب و غفار الذنوب و نورالمستوحشين في‌الظلم واي خداي آنقدر به جبهه مي‌روم تا لياقت شهادت در راه خدا را پيدا كنم و خود را در اختيار جبهه و جهاد قرار دهم تا شهيد شوم ...اي جوانان مبادا در غفلت بميريد كه علي (ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا درحال بي‌تفاوتي بميريد كه علي (ع) و حسين (ع) در راه حسين و با هدف شهيد شد.
.....خداوندا پيمان مي‌بندم كه در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها با حسين (ع) همراه باشم و سنگر او را خالي نكنم تا هنگامي كه احكام اسلام در زير پرچ اسلامي لااله‌الا‌الله و محمد رسول‌الله (ص) و علي ولي‌الله(ع) بر تمام جهان سلطه افكند و در زير پرچم امام زمان (عج) به اجرا درآيد.
وصيت‌نامه شهيد احمد گلزاري
"... و شماها بگوييد به اين جنايتكاران آمريكايي، به اين اسراييل غاصب و آدم‌كش و به اين روسيه‌ي حيله‌گر و به انگليس مكار كه ماها رفتيم و داريم مي‌رويم تا سيل خون راه بيندازيم تا شماها را در آن غرق كنيم. "
وصيت‌نامه شهيد ذبيح الله كرمي
...مادرم اين را باور بداريد كه بهشت و سعادت اخروي و كمال ابدي تنها در سايه صبر و مقاومت مخلصانه در مقابل ناملايمات به دست مي‌آيد. تمام لحظات عمر انسان و همه وقايع و حوادث تلخ و شيرين زندگي معركه‌اي است براي امتحان او. هركس به اندازه ميدان عمل و شعاع توانايي و حدود و قدرت وسع خود امتحان مي‌شود، و مورد بازخواست قرار مي‌گيرد. خداوند شما و همة‌ مؤمنين را در امتحانات و كليه مراحل زندگي سربلند و پيروز گرداند تا اين جهاد اكبر را آبرومندانه پشت سر گذاشته و روسفيد به نعمت رضوان خداوند نائل گرديد.
وصيت‌نامه شهيد خيرالله قدسي
خانواده عزيز و دوستان گرامي اگر من شهيد شدم هرگز به من ناكام نگوييد چون كه به بهترين كام‌ها با در آغوش كشيدن عروس شهادت رسيده‌ام به رهبر بگوييد كه من فرياد خميني رهبر را تا اندازه‌اي كه مي‌توانسته‌ام به گوش مردم رساندم به دوستان و همسنگرانم بگوييد كه من در اين امتحان كه قلم آن از خون سرخ و گرم خودم و كاغذ آن بيابان‌هاي سوزان خوزستان بود قبول شده‌ام، شهيد گلي است كه هرگز پرپر نمي‌شود "
وصيت‌نامه شهيد حسن علي قنبري
ما براي حفظ اسلام و قرآن و براي نشر عدل و فضيلت احقاق حقوق محرومان و احياي دستورات اسلام و ساختن مباني طريقت و آزادي قيام كرده‌ايم.
وصيت‌نامه شهيد رضا كشاورزيان

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم
به نام خداوند بخشنده مهربان
بنا به وظيفه شرعي كه دارم به كربلاي ايران مي‌روم و وصيت مي‌كنم اميدوارم كه به مقام والاي شهادت نائل گردم اميدوارم كه خون من با پايه‌هاي اين انقلاب مقدس كه با خون هزاران هزار جوان مسلمان و مؤمن شكل گرفته است با هم در آميزد و دشمنان اين انقلاب با به يكباره ريشه‌‌كن كند. اميدوارم و از خداوند مي‌خواهم كه تا اين انقلاب شكل نگرفته و اين انقلاب ثمر نداده امام خميني را زنده و سلامت بدارد تا خود امام هم ثمره اين انقلاب را نديده از ملت مسلمان او را مگير .
از ملت مسلمان مي‌خواهم كه گوش به حرفهاي منافقين و كفار ندهند از خداوند مي‌خواهم كه به پدر و مادر و خانواده من صبر عنايت كنتد و از پدر و مادر و برادران و خواهران خود مي‌خواهم كه اول گوش به فرمان امام باشند و دوم براي من خداي ناكرده گريه و زاري نكنيد كه من سخت از اين كار آنها مي‌رنجم.سوم خوشحالم كه از اين دنيا چيزي ندارم كه براي من مايه گرفتاري باشد براي من خرجي نكنيد فقط براي من دعا كنيد، و از خدا بخواهيد كه دشمنان اين انقلاب صدام و آمريكا و غيره را نابود گند. و السلام.
وصيت‌نامه شهيد حسن امامي
"در اين لحظه‌هاي حساس تاريخ كه خداوند شما ملت عزيز را مورد آزمايش و امتحان قرار داده است با توكل بر او و با رهنمودهاي امام عزيزمان انشا‌الله با سربلندي كامل از اين امتحان الهي سربلند و پيروز باشيد و در پيشگاه خداوند روسفيد باشيد، و مبادا چيزهايي مادي شما را فريب بدهد و پاهايتان از مبارزه با كفر جهاني سست شود و روي خود را مانند منافقين برگردانيد و امام عزيز را تنها بگذاريد ".
وصيت‌نامه شهيد علي مظفر
عزيزانم امروز اسلام عزيز نياز به اين دفاع و حضور در جبهه‌ها دارد. نداي هل من ناصر ينصرني امام عزيز امروز از جبهه‌ها به گوش مي‌رسد. به افراد بگوييد اگر مي‌خواهند براي اسلام خدمتي كنند امروز اسلام نياز به ايثارگري آنها دارد.
وصيت‌نامه شهيد محمدرضا لولاچيان 9/3/65
بسم‌الله الرحمن‌الرحيم
وصيتنامه اينجانب محمدرضا لولاچيان فرزند محمود به شماره شناسنامه 2142 مسلمان و شيعه اثني عشري و منتظر ظهور حضرت مهدي (عج) انشا‌الله پروردگارا،‌ كريما، رحيما، اي محبوب محبان،‌ اي معشوق عاشقان اي غوث مستغيثان اي پناه بي‌پناهان،‌ اي درمان دردمندان اي سرمايه و غناي مستمندان اي اميد اميدواران اي نجات گمراهان اي روشني دل عارفان، اي فروغ قلب خالصان، اي امين شاكران‌،‌ كدام جستجوگر به جستجويت برخاست و نااميد از جستجو بازگشت و كدام عاشق دلباخته به درگاه لطفت آمد و به وصال تو نرسيد؟ آنانكه در اين درياي خروشان حيات به جستجويت برخاستند تو را يافتند و آنانكه به عشق ديدارت با پاي دل به سويت آمدند با ديده جان به ديدارت شتافتند. عارفان عاشق در تمام مسير حيات چشم به هم‌زدني از او غفلت نكردند و لحظه‌اي بي‌ياد تو به سر نبردند و يار و ياوري جز تو نگرفتند و به كسي به غير تو تكيه نكردند. و روي به سرايي جز سراي تو و كويي جز كوي عشق تو نياوردند. اي خدا، اي پروردگار عالميان من به خويشتن ظلم كرده‌ام اي آقاي من اي مولاي من از تو مي‌خواهم به عزتت كه بدي رفتار و كردارم جلوي اجابت دعايم را نگيرد و رسوا نكني مرا به آنچه از اسرار پنهاني من اطلاع داري و شتاب نكني در عقوبتم براي رفتار و اعمال زشتي كه در خلوت انجام مي دادم و خدايا به عزتت سوگند كه در تمامي احوال نسبت به من مهربان باش و در تمام امور بر من عطوفت فرما. اي معبود من در حالي كه به درگاهت آمده‌ام كه درباره‌ات كوتاهي كرده و بر خود زياده‌روي نموده و عذرخواه و پشيمان و دل‌شكسته و پوزش جو و آمرزش طلب و بازگشت‌كنان و به گناه خويش اقرار و اذعان و اعتراف دارم.
خدايا عذرم را بپذير و به سخت پشيمانيم رحم كن و از بند سخت گناهانم رهاييم ده. خداوندا به راه بندگيم بدار و از زشتي‌ها دورم كن، به حسنات اخلاقي و صفات الهيم بياراي و قلبم را به نورت روشن كن شرار عشقت را در دلم بيفروز سينه‌ام را بسوزان و محبتت را نصيبم كن و شر بدترين دشمن يعني هواي نفس را از ميدان زندگيم دور فرما.
از آن لحظه كه گام‌هاي خود را براي حضور در جبهه برداشتم خود را براي هرگونه تقديري از جانب او آماده كرده‌ام و از خودش خواستم كه قدرت شكرگزاري در قبال هرگونه اتفاقي را به من عطا كند. از همين هنگام دلم را به خدا مي‌سپارم و از او مي‌خواهم مرا در هر گونه امتحاني سربلند و سرافراز بيرون آورد. بي‌خبران و بي‌هدفان بدانند جبهه رفتن امثال ما اگر مكرر هم باشد وظيفه شرعي زيرا تبعيت و اطاعت از مرجع تقليد مي‌باشد لذا اگر انجام نشود حتماً فرداي قيامت مواخذه خواهيم شد آن مقدس ماب‌هاييكه هيچ عقيده به انقلاب و امام و اين مردم و رزمندگان ندارند قدري به خود آيند و از چاه ظلمت و خودخواهي و حسد بيرون آينده كه فردا پشيمان خواهند شد.
اي امام عزيز اي اميد همه مستضعفان جهان تا زمانيكه حتي يك بسيجي مخلص باشد دست از ياري تو برداشته نخواهد شد اي ملت بزرگ امام و رزمندگان را دعا كنيد و از اطاعت اين مرد خسته نشويد خدا نياورد آن روزي را كه امام در بين ما نباشد پس بايد بخواهيم كه خدا تا انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج) ايشان را براي رهبري ملت نگهداري فرمايد.
اي خانواده عزيز:
تنها توصيه‌ايكه داشتم اين است كه هركار را كه مورد رضاي خداست انجام دهيد مبادا طبق هواي نفس عملي كنيد تا لحظه‌اي كه عمر داريد از آموختن علم غفلت نكنيد هر علمي كه ما را به خدا نزديك كند مخصوصاً علم دين و مذهب همانطوريكه آرزوي من بود و به حمدالله در آن راه قرار گرفتم.
در مورد محل دفن هرچه صلاح مي‌دانيد انجام دهيد آرزويم اين است كه با همان لباس رزم دفن شوم.
در خاتمه هربدي كه از من ديديد به خوبي خودتان ببخشيد و از هركه مرا مي‌شناسد حلاليت بطلبيد و اگر قرضي داشتم كه خودم فراموش كردم آن را بدهيد. از پولي كه در صندوق قرض‌الحسنه دارم چهارهزارتومان نذر كردم صدقه بدهيد يك سال روزه و دوماه نماز براي من انجام دهيد و بقيه را به جبهه‌ها كمك كنيد.
از همه دوستان و اقوام التماس دعا دارم و از همه مي‌خواهم براي اين بنده مذنب طلب مغفرت كنند.
وصيت‌نامه شهيد احمد نوزاد
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم
خداوند منان نعمتي بر ما مردم نهاد و ما را در برهه‌اي از زمان قرار داده كه بتوانيم قدمي در راه اسلام عزيز برداريم ما هم مثل ديگران كار را به خودش واگذار مي‌كنيم و فقط از او مي‌خواهيم كه عاقبت ما را ختم به خير گرداند و اين لياقت را به ما بدهد كه بتوانيم در راهش هرچه محكم‌تر و استوارتر قدم برداريم.
خواهران عزيزم بدانيد كه احترام به پدر و مادر از واجبات مي‌باشد و بدانيد كه مسؤوليت سنگيني در اين مورد به عهده آنان مي‌باشد. الحمدالله همگيتان به سن و سال بلوغ رسيده و مسائل را خوب درك مي‌كنيد. در حفظ حجاب و پوششتان بكوشيد و حد شرعي را رعايت كنيد.
وصيت‌نامه شهيد حسين نامور
"من با آگاهي كامل و علم به مكتب رهايي بخش تشيع قدم به اين راه گذاشته‌ام، زندگي جز آزمايش همين مرحله كه چه كنيم تا رسالت خليفه‌الله را بعهده بگيريم نيست

 


وصيت‌نامه شهيد حميد نهاوندي
اي ملت شهيدپرور از خداوند بخواهيد كه خداي نكرده وقتي نيايد كه شما به خاطر ماديات اين دنياي پست ،از امام حسين (ع) و حسين زمان (ع) خميني بت شكن دست برداريد. امت شهيدپرور تنها راهي كه ما مي‌توانيم خدا را از خود راضي كنيم زير پا گذاشتن هواهاي نفساني است، برادران و خواهرانم وحدت را فراموش نكنيد.
وصيت‌نامه شهيد تورج مطلق
برادر حزب‌الله جبهه را گرم نگهدار و هركس مدعي است اگر امروز عاشورا بود جزء يزيديان نبود بايد پاي در عرصه‌ي جنگ بگذارد و در عمل ثابت كند و در راه حسين (ع) جان دهد. پس سعي كنيد جبهه را گرم نگهداريد.
وصيت‌نامه شهيد رجب كمك ن‍‍ژاد
....وصيت من به همه عزيزان اين است كه هميشه پشتيبان ولايت فقيه باشيد...
وصيت‌نامه شهيد علي قوچاني
مادر و پدر عزيزم! امانتي كه به شما داده شده بود، به صاحب اصلي آن بازگردانيده شد، كسي كه چيزي را امانت مي‌گيرد موقع پس دادن هيچ‌گاه ناراحت نمي‌شود،‌ مادرم! من شما را خيلي دوست داشتم، همچنين پدر، همسر، خواهر و برادرانم، شما تنها كساني بوديد كه به آنها علاقه داشتم، ولي مادر جان من خدا را بيشتر از شما دوست دارم، و براي همين است كه قريب شش سال از شما جدا شده‌ام. هر موقع كه دلتان گرفت، براي سرور همه ما اباعبدالله‌الحسين (ع) گريه كنيد، مطلب در مورد همسرم است. او را در تصميم‌گيري آزاد بگذاريد، بگذاريد راه جديد خود را انتخاب كند، اگر فرزندم به دنيا آمد و پسر بود، كاري كنيد كه وقتي بزرگ شد ادامه‌دهنده راه من باشد. و اسمش را حسين بگذاريد.
همسرم! تمام انسان‌ها رفتني هستند، تمام انسان‌ها چه خوب و چه بد، چه ضعيف و چه غني، با هر وضعيتي كه هستند، در اين راه، عده‌اي با عزت و سر ننهادن به غير خدا زندگي مي‌كنند و بعضي براي زندگي خود بنده غير خدا مي‌شوند و از خود هيچ عزت و سرافرازي ندارند. ولي دسته اول چون راه خدا را مي‌روند، همواره با مشكلاتي روبرو مي‌شوند، بعضي اوقات انسان خود را در راهي مي‌بيند كه در آن راه يا بايد كشته شدن در راه خدا را انتخاب كند يا سر تعظيم در برابر غير خدا فرود آورد، مردان خدا اولين راه را انتخاب مي‌كنند.
وصيت‌نامه شهيد محمد بهروز لايقي
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله الذي هداينا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا ان هداينا لله
ستايش خداي را كه ما را به اين مقام هدايت كرد كه اگر هدايت و لطف الهي نبود ما به خود به اين مقام راه نمي‌يافتيم. فاستقم كما امرت و من قاب معك ..اي امت رسول اكرم (ص) بيائيد با استقامت و صبر خودتان دل او را كه سرور همه چيز است خوشحال كنيم. تا خداوند نيز ما را مورد عنايت خود قرار دهد. من براي شما عزيزان پيامي دارم هرچند ناقص و تذكروار مي‌گويم : "فذكران ذكري تنفع المؤمنين " دوستان و عزيزان اكنون در وضعيت حساسي به سر مي بريم. حساس از اين لحاظ كه اسلام در خطر است و دشمنان خدا با افكار باطل و شيطانيشان قصد از بين بردن دين خدا را دارند و براي رسيدن به اهداف پليد خود از هيچ چيز دريغ نمي‌كنند و نكرده‌اند. ما نيز با نثار كردن خون سرخ خويش و مال و فرزندان و ... خود از حريم اسلام حفاظت مي‌نمائيم. چرا كه خداوند درخت اسلام را با ريخته شدن خون شهداء خود استواركرده است و اگر امروز اين تكليف را ما انجام ندهيم قومي ديگر را براي انجام اين تكليف الهي انتخاب خواهد نمود و براي او اين عمل سهل و آسان است زيرا كه بر هر كاري قادر و تواناست، پس بيائيد به اين فيض عظيم و اين نعمت پربار الهي كه آخرش خوشنودي حق تعالي است برسيم. چرا معطليد و چرا چشم به اين دنياي دو روزه دوخته‌ايد، ديده‌هايتان را وسيع نمائيد. زندگي دنيوي در برابر زندگي اخروي متاعي بيش نيست. برويد به جبهه‌ها. اين جبهه‌ها بازار مبادله جان با لقاء حق است. اي كساني كه مي‌گوييد اگر در زمان امام حسين (ع) بوديم به ندايش لبيك مي‌گفتم. پس چرا امروز به نداي نايب صاحب الزمان(عج) لبيك نمي‌گوئيد، رفتم تا خط سرخ شهادت را با خونم رنگي تازه ببخشم و كلمه عشق را بر سردرش حكاكي كنم. اي امت حزب الله رهبر كبير را تنها نگذاريد و در اين راه از جان و مال خود بگذريم ما كه از پيغمبر بالاتر نيستيم. مانند ما عمرتان را بگذاريد و دست خالي از اين جهان هجرت كنيد. اي كاش بيشتر در اين دنيا بودم و بيشتر مي‌جنگيدم و طاعت او را بيشتر مي‌كردم. خدايا ياري كن تا به تو ملحق شوم و در جوار تو باشم و لياقت بده من كه كربلا را نديده‌ام مولايم.
وصيت‌نامه شهيد امير مختار مهماندوست
...پدر و مادرم! خدا را شكر كنيد تا خداوند در روز قيامت با فضلش با ما رفتار كند نه با عدلش، و شما هرگز ناراحت نباشيد. پيرو دين خدا و پيرو ولايت باشيد تا به مملكت اسلاميتان آسيبي نرسد. و خدا را از ياد نبريد كه منحرف و اهل جهنم مي‌شويد و پيوسته از جمهوري اسلامي پشتيباني كنيد و اگر براي دوام آن خون لازم است، تو مادرم و خواهرم زينب‌وار و تو پدرم و برادرم حسين‌وار وارد صحنه شويد و تودهني به منافقين بزنيد.
وصيت‌نامه شهيد علي نصيرزاده
تشكر و سپاس بيكران خدايي را كه ما را در عصر رهبري امام قرار داد كه از سلاله پاك سيدالشهدا و نايب بر حق بقيه‌الله الاعظم مي‌باشند تا توانستيم با رهبري پيامبرگونه‌اش از ظلمات جهل به روشنائي و روز هدايت راه يابيم و از اسارت فكري و فرهنگي بيگانگان رهايي يابيم.
اكنون كه در اين درياي نور قرار گرفته ايم درك مي‌كنيم كه چه بر سرمان آورده‌اند و چگونه ما را در عقب‌ماندگي فكري و استضعاف نگه داشته بودند و حال كه توانستيم به درياي نور دست پيدا كنيم سپاه تاريكي و جهل با يورشهاي خود مذبوحانه تلاش مي‌كند كه دوباره ما رابه ظلمت بكشد وظيفه ما اكنون حفظ و حمايت خطي است كه رهبر آن امام مي‌باشد و مجدداً خوشحاليم كه توانسته‌ايم اكنون با يك دست سلاح و با دستي ديگر قرآن يعني كتاب هدايت در دست گرفته و در راه عظمت اسلام و مسلمين در حد توان خود كوشش نمائيم و در مقابل سپاه جهل و كفر بايستيم و باعث ذلت و خواري تمام كساني شويم كه مي‌خواهند به حريم الهي مسلمين تعرض نمايند مبارزه ما مبارزه بر سر خاك و زمين نمي‌باشد بلكه مبارزه ما را در عقيده مان مي‌باشد و اين اعتقاد و ايمان ماست كه دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را به تكاپو انداخته و غافل از اين هستند كه رزمندگان اسلام به پشتيباني امت حزب‌الله چون كوهي آهنين و استوار در مقابل ايشان ايستاده اند و نخواهند گذارد كه اين جانيان به نقش خود ادامه دهند.
وصيت‌نامه شهيد عباس قلعه زماني
اي دوستان و آشنايان،‌پيرو خط امام و رهبري و دنباله‌رو راه شهيدان باشيد.نگذاريد كه دشمنان اسلام بر شما غلبه كنند و شما را از بين ببرند.اي خواهران! حجاب خود را حفظ كنيد كه حجاب پاكدامني و عفت شماست.
وصيت‌نامه شهيد رضا همداني
بسم الله الرحمن الرحيم نصر من الله و فتح القريب. خدايا تو مي‌داني هميشه آرزو مي‌كردم كه توفيق راه اسلام را پيدا كنم و از تو مي‌خواستم كه با قلب پر از عشق در اين راه مرا ياري كني تا خدمتي به جامعه اسلامي بكنم و حالا كه اين راه نصيبم شده انشا‌ء‌الله كوشش مي‌كنم تا آنچه در توان دارم در اين راه راست تا مرز شهادت پيش بروم، خدايا چون در گذشته كسي نبوده ما را راهنمايي كند، هميشه در دنياي خيال و سرگرداني زندگي تزئيني و بي‌هدف داشتيم و از خدا و خوب و بد چيزي نمي‌فهميديم تا اينكه انقلاب بزرگ اسلامي با كوشش روحانيت به پيروزي رسيد و همه آگاهانه فهميدند كه عمري را در اشتباه و در زندگي رؤيايي عمر خود را فدا كرده‌اند و هروقت در فكر گذشته مي‌رويم پيش خود مي‌گوئيم واي بر ما كه چرا كمي فكر نمي‌كرديم، و اين قدر دير فهميديم و واي بر آن افرادي كه هنوز نفهميده‌اند و خود را روشنفكر و سياستمدار مي‌دانند و واي بر آن افرادي كه هيچ‌وقت نمي‌خواهند بفهمند و هم عمر خود را تلف كرده و هم به زيان ديگران مي‌باشند. اي برادران و خواهران و اي مادران و پدران چشم و گوش را باز كنيد و حالا كه از هر لحاظ انقلابي و از كتابهاي پرمعني و اسلام واقعي را مي‌توان استفاده كرد، نبايد راه قبل از انقلاب و گذشته‌ها را رفت و آنها براي ما تمدن درست كردند و همه ما را عقب افتاده و دست شكسته بار آوردند و رفتند و مردند، ما بايد راه ديگري را انتخاب كنيم كه براي فرزندانمان ثمربخش باشد. واي منافقين بي‌شرم كه بيشتر از همه جنايتكاران به اين انقلاب اسلامي ضربه زديد و خود هيچ نتيجه‌اي نگرفتيد و نمي‌دانيد چه كسي رهبري شما را دارد و چه هدفي داريد، هركسي رسيده است دستوري داده و شما اجرا كرده‌ايد و جنايتي كه از هيچ خائني سر نزده و در تاريخ شما انجام داده‌ايد فقط به خاطر اينكه نوكري خود را به اربابتان آمريكا و شوروي تمام كنيد. ديگر بس است، راهتان را عوض كنيد و اگر انقلابي هستيد، اگر منطقي داريد، اگر براي خلق دست به جنايت مي‌زنيد راه ديگري را انتخاب كنيد مردم تا به حال هرچه از شما ديده‌اند دزدي، جنايت و خيانت بوده و پيش خود فكر مي‌كنندحالا كه شما قدرتي نداريد و كاري از شما ساخته نيست اين قدر ظلم در حقشان مي‌شود پس واي به روزي كه شما صاحب قدرتي شويد مي‌خواهيد با اين ملت رنج‌كشيده چه كار كنيد؛ پس مردم تا پاي جان ايستاده‌اند و مرگ را به زندگي با شما ترجيح مي‌دهند و با كمك خداوند با تمام قدرت مي‌جنگيم و ريشه منافق و هر گروه خائن ديگر را از بيخ و بن برمي‌كنيم و كاري مي‌كنيم كه اربابانتان خجالت زده دست از توطئه عليه ايران بردارند و حزب الله نصيحتي دارد به شما برويد كمي فكر كنيد مطالعه كنيد و بيش از اين اختيارتان را به ديگران ندهيد، ظلم بس است. به خدا از شما هيچ كاري ساخته نيست.....ديگر اينكه از حزب‌الله مي‌خواهم تا زنده هستيد حزب‌الله واقعي باشيد كه هستيد و از خون شهيدان و معلولين عزيز پاسداري كنيد و تا جان در بدن داريد، امام عزيز را تنها نگذاريد چون زحمت زياد كشيده و تا انقلاب مهدي (عج) از انقلاب اسلامي پاسداري]كرده و آنرا[ به تمامي جهان صادر كنيد...
وصيت‌نامه شهيد علي حسين همتيار
سفارشي كه دارم بفرزندانم دست از دامن روحانيت متعهد به اسلام برندارند كه آنها از جانب خداوند و پيغمبر (ص) و دوازده امام كشتي نجات دنيا و آخرت مي‌باشند و اگر امكاناتي هست فرزندم عباس وارد حوزه‌ي علميه بشود و به طلبگي بپردازد كه انشاء‌الله يك روحاني متعهد به اسلام بشود.
وصيت‌نامه شهيد حسين هادي 65/12/10
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام به پيشگاه حضرت وليعصر‌(عج) و نايب برحقش روح‌الله خميني ... و با درود و سلام به شهداي راه اسلام و قرآن و خانواده‌ي معظم آنها. اي خداي بزرگ، از تو طلب مغفرت دارم. اي خداي دلها و جانها و مكانها توبه‌ي مرا بپذيرد. پروردگارا آيا خودت نگفتي ادعوني استجب لكم من هم به اين فرموده‌ي تو لبيك گفته و با سيه رويي دست به دعاي عاجزانه برداشته‌ام به اميد استجابت تو انشاء‌الله - خدا سخن از جهاد بود مي‌گفتند جبهه‌ي دانشگاه است. آري اينجا دانشگاه شناخت و معرفت توست. پس بنا به فرموده‌ي تو و رهبر تو به ميدان آمده‌ايم تا به تو نزديكتر شويم. خدايا خداوندا واقعاً محتاج بخشش هستيم. پس از تو مي‌خواهم به بدن پاره‌ي حسينت به علي‌اكبر و قاسم و 72 يار باوفاي امام مرا درياب مرا درياب مرا درياب. پدر و مادر عزيزم، اگر من شهيد شدم بدانيد خدا خواسته. آيا كشور مسلماني كه همه چيزش مورد حمله‌ي دشمنان اسلام قرار گرفته مي‌شود بدون دفاع گذاشت تا دشمن به ناموس و خاك كشورمان تجاوز كند؛ اين وظيفه‌ي شرعي است كه چه امام باشد و نباشد بر عهده‌ي ماست! اين دفاع را انجام دهيم. در ضمن شهادت فوز عظيمي است كه نصيب هركس نمي‌شود و شما بايد افتخار كنيد. خواهرم! تو با حجاب خود، حجابي كه پاي آن خون شهداي فراواني ريخته شده باز ادامه دهنده‌ي راه تمام شهداء از جمله اين بنده‌ي حقير خدا باش.
وصيت‌نامه شهيد علير‌ضا وهابي 21/7/1361
...مادرم آن چنان باش كه فرداي قيامت افتخار همنشيني با حضرت زهرا (س)‌را داشته باشي.مادرجان! اگر وصيتنامه مرا برايت خواندند و يا اگر خبري ازمن شد، گريه نكن چون در آن دنيا بايد جواب بدهي. هروقت خواستي به ياد من ناراحت شوي و گريه كني به ياد حسين (ع) و علي‌اكبر (ع) بيفت و براي آنها گريه كن .اكنون كه زمينه امتحان الهي فراهم آمده و حجت خدا بر ما تمام شده امامي بر ما فرستاده كه رهبري انقلاب خونبارمان را مي‌كند، پس به فرمان رهبر لبيك گفته، براي نبرد خون بر شمشير مي روم تا با خون، شمشير خصم را بشكنم و مي‌روم تا اگر خدا خواست به حسين مظلوم شكايت ببرم.
وصيت‌نامه شهيد خليل واحدي
...انسان با عمر كوتاهش بايد از اين دنيا توشه و آذوقه اي براي آخرت بردارد كه در غير اين صورت هلاك خواهد شد.
وصيت‌نامه شهيد ابراهيم وحدت
"برادران عزيز همچنانكه امام امت فرمودند: "تنور جنگ را بايد گرم نگه داشت كه زندگي و حيات اسلام و پيروزي ما به جنگ ميان اسلام و كفر بستگي دارد و بايد بدانيد كه اگر سستي كرديد و باعث شكست انقلاب شديد يقيناً به ذلت و بدبختي دچار خواهيد شد كه مردم كوفه وعراق پس از شهادت امام حسين (ع) دچار شدند و يقيناً آن ذلت و بدبختي برايتان از اين مقاومت و سرسختي تلخ‌تر خواهد بود ".
وصيت‌نامه شهيد سيد مصطفي واجدي
تقاضاي اين برادر كوچكتر شما كه دستش از حيات دنيوي كوتاه است، حمايت از اسلام، ولايت فقيه و حضور در مراسم نماز جمعه و جماعت و ديگر مراسم عبادي است. بدانيد آنگاه كه خودتان را از اينها جدا كنيد، بايد منتظر عقوبتهاي الهي باشيد. دوستي با خدا بايد به قدري زياد باشد كه براي رضايت خاطر او هر دشواري و ناهمواري برايمان آسان و هموار جلوه كند.
وصيت‌نامه شهيد محمد نوري
مردم اگر نمي‌دانند بدانند كه براي من و امثال من فقط مسئله جهاد مطرح مي‌باشد همه ما زمان نكبت‌بار طاغوت را به ياد بياوريم حتي به جاي اشك خون از ديدگانمان جاري كنيم بياييد آن همه كثافت بازي‌ها، عياشي‌‌ها و خوش‌گذرانيها و ساز و برگ‌هاي رژيم منحوس را به باد خود بياوريم و از اين نعمت عظيم انقلاب اسلامي عبرت بگيريم بياييد مقداري به عقل خود رجوع كنيم و اين دنياي مادي را با يك دنياي معنوي مقايسه كنيم و وقتي مسئله برايمان روشن شد عملمان، حركتمان، قلممان و قدممان را همه به سوي دنياي معنوي سوق دهيم بياييد قدر اين انقلاب كبير را بدانيم و همچنين قدر اين رهبر را بيشتر و بهتر بدانيم و تعقل كنيم و تفكر كنيم ببينيم او چگونه مردي است بياييد اين انقلاب را كه خداوند توسط رهبر عزيزمان به ما ارزاني داشته قدر بدانيم .....همسرم باوركن خدمت به پدر و مادر و احترام به آنها و رسيدگي و تعليم فرزندان ثوابي بيش از به جبهه آمدن من دارد به تو توصيه مي‌كنم كه به پدر و مادر احترام بگذاري و فرزندانمان را به نحوي نيكو تربيت كني.
وصيت‌نامه شهيد محمد علي ياري
بسم رب الشهداء‌ و المستضعفين
و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل‌الله امواتاً بل احيا عند ربهم يرزقون چنين مپنداريد كه آنها كه در راه خدا كشته شده‌اند مرده‌اند بلكه زنده‌اند و نزد خدا روزي مي‌خورند..... با درود رهبر انقلاب امام خميني و با سلام به مردم ستم‌ديده شما مردمي كه سالها زير چكمه‌هاي ابرقدرتها دست و پا مي‌زديد و به لطف الهي و رهبري امام خميني انقلاب كرديد چقدر شهيد داديد و چقدر مجروح؟ حالا بايد از خون شهيدان و معلولين پاسداري كنيم.متوسل به خدا شويم تا عمر امام را تا ظهور حضرت مهدي (عج) طولاني بگرداند از شما مردم تقاضا مي‌كنم مبادا باعث شكست انقلاب شويد مبادا بگذاريد اين گروههاي به اصطلاح طرفدار خلق ضربه‌اي به انقلاب و به اسلام وارد كنند... سخني با خانواده‌ام : سلام به پدر و مادر عزيزم پدر و مادر شما آرزوهايي براي من داشتيد و سالها منظتر بوديد كه مرا در زندگي خوب و شرافتمندانه اي ببينيد ولي من زندگي بهتر را انتخاب كردم و آن جهاد در راه خدا و مبارزه با دشمنان اسلام است من راه را ادامه خواهم داد تا سر حد شهادت شما از اينكه فرزندي در راه خدا داديد بايد خوشحال باشيد كه توانستيد امانت خدا را نزد خدا برگردانيد شما مي‌دانيد چقدر مادرها جوانهاي خود را در راه خدا داده‌اند و باز هم بايد بدهند.... سخني با خواهران و برادران اميدوارم شما هم مثل برادران و خواهران شهيد داده ديگر باشيد و از اينكه برادر خودتان را در راه خدا داده ايد خوشحال باشيد و افتخار كنيد كه فقط در راه خدا داديد اميدوارم خدا به شما هم صبر بدهد برادرانم شما هم به جبهه برويد و اسلام را زنده نگهداريد.....
وصيت‌نامه شهيد عمران همرنگ
...شكر خدايي را كه به ما توفيق داد تا در اين جنگ شركت كنيم و شاهد پيروزي‌ها و دلاوري هاي سپاه اسلام باشيم اكنون در ايام محرم هستيم ماهي كه خون بر شمشير پيروز شد ماهي كه تاريكي‌ها را پس زد و نور را پيروزي گردانيد برادران و خواهران عزيزم رسالت ما در مقابل اسلام و انقلاب و همه شهيدان و كيفيت ادامه راه آنان در رساندن پيام مظلوميت اسلام و مظلوميت اين انقلاب كه بر همه جهانيان بسي سنگين است بر عهده ماست من هم مثل تمامي برادران جان بر كف به غير از جان چيزي ندارم كه به دين اسلام هديه كنم لذا خواستم جان خود را در راه اسلام و عقيده‌ام و قرآنم قرباني كنم ايمان ما استوار و قلب ما آرام است ما را گريه مادران داغديده و زاري خواهران بي‌برادر و اشك سالخوردگان و خردسالان از راه خويش بازنمي‌گرداند...
وصيت‌نامه شهيد باقر يوسفي
با سلام بر آقا امام زمان (عج) آخرين حجت خدا در ارض و سلام بر نائبش امام خميني (ره) و امت اسلام و شهيدان و رزمندگان، اينجانب باقر يوسفي بنده روسياه درگاه خداوند متعال شهادت مي‌دهم به يگانگي خداوند و نبوت حضرت رسول (ص) و امام امام علي(ع) و يازده امام بعد از ايشان كه مهدي (عج) صاحب الزمان (عج) خاتم ائمه هدي (ع) است.
اميدوارم در زمره مسلمانان مؤمن و شهيد قرار بگيرم، بنده‌اي كه در طول زندگي چندين ساله خود توشه‌اي قابل عرضه به درگاهش ندارد،‌ بنده‌اي گنه‌كار كه نتوانسته بنده‌اي صالح براي او باشد. اميد از درگاه رحمتش دارم كه حداقل با ريخته شدم خونم به پيروي از آقا اباعبدالله الحسين (ع) در جهت احياي دين و ناموس كشور رضايتش را جلب نمايم. در اين دنياي پست و فنا شدني اميدي جز به او كه ماندني و جاويد است ندارم و در بين انشا‌الله كه رسول‌الله (ص) و معصومين دست ما را گرفته و ياريمان كنند كه اين‌ها واسطه رحمت و فيض الهي هستند، به ويژه امام حسين (ع) سالار شهيدان و سالار قافله جهادگران و اين انقلاب اسلامي است كه دريچه جديدي در مقابل افكار انسان‌هاي دربند باز كرده است و آنان را به سوي خداوند و رستگاري و سعادت مي‌خواند و بي‌شك اين اسلام است كه درست‌تريم راه زيستن را نشان مي‌دهد و در همين جا به خواهران و برادران عرض مي نمايم كه بدانيد اسلام در تمام نقاط زندگي دنيوي و اخروي هدايت گراست و بهترين راه حل براي زندگي سعادتمندانه چرا كه به گفته آيات قرآن كريم با فطرت انساني هماهنگ است. من در اين‌جا از همه مسلمانان به ويژه خاصان درگاهش التماس دعا دارم به خصوص از امام خميني (ره) و شما عزيزان با آگاهي و شناخت به دنبال اين حنيف حركت كنيد.
وصيت‌نامه شهيد ابراهيم يعقوبي
اينجانب ابراهيم يعقوبي يكي از بندگان گنهكار و روسياه خدا كه با چشم باز و آگاهي كامل به دستورات دين مبين اسلام كه به آن اعقتاد صد در صد دارم به جبهه آمده‌ام تا دشمنان را به زانو درآورم. بر ماست كه نگذاريد خون اين شهيدان و عزيزان مجروح و معلول پايمال شود..... از جنگ حمايت كنيد كه اين جنگ سرنوشت اسلام و كفر است.مادرم! شما به زيارت كعبه رفتيد و من هم به زيارت خداي كعبه.صفا و مروه نموديد و من بين جبهه و قتلگاه.... شما با سنگ، رمي جمره، كرديد و من با فشنگ شيطانكهاي ملحد و منافقين را نشانه رفتم! شما با لباس سفيد محرم شديد و من با لباس رزم احرام كردم شما حجر الاسود را بوسه زديد و من ريگهاي تفتيده كربلاي غرب و جنوب را.
وصيت‌نامه شهيد مهدي يخچالي
سفارش من به شما اين است كه پشتيبان ولايت فقيه باشيد و از امام حمايت نماييد. از روحانيت و دولت حمايت كرده و با كسي كه اين دو را تضعيف كند به شدت برخورد نماييد.
به خدا قسم كه اگر دشمنان مرا بكشند و خونم را بر زمين ريزند در قطره قطره خونم نام مقدس خميني را مي‌بينند. اي برادران، خط آل محمد و علي را روش و منش خود قرار دهيد و مبادا از اين راه بيرون رويد كه شكست شماها در اين صورت حتمي است. اي خواهران، اين شعر را الگوي خودتان قرار دهيد.
اي زن به تواز فاطمه اينگونه خطاب است
ارزنــده‌ترين زينت زن حفـظ حجاب است

 

نوشته شده توسط خلیل در 12:32 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم آبان 1389

وصیت نامه شهید همت

وصيت نامه شهيد «حاج همت»

شهيد حاج محمد ابراهيم همت در دومين وصيت نامه بجامانده از خود نوشته است: خويشتن را در قفس محبوس مي بينم و مي خواهم از قفس به در آيم.سيمهاي خاردار مانعند.من از دنياي ظاهر فريب ماديات و همه آنچه كه از خدا بازم مي دارد متنفرم.

*اولين وصيت نامه شهيد همت:

به تاريخ 19/10/59 شمسي ساعت 10:10 شب چند سطري وصيت نامه مي نويسم : هر شب ستاره اي را به زمين مي کشند و باز اين آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان مي داني تو را بسياردوست دارم و مي داني که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهيدان داشت.مادر، جهل حاکم بر يک جامعه انسانها را به تباهي مي کشد و حکومت هاي طاغوت مکمل هاي اين جهل اند و شايد قرنها طول بکشد که انساني از سلاله پاکان زائيده شود و بتواند رهبري يک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گيرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داري که من براي يک اطلاعيه امام حاضر بودم بميرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سينه و وجود گنديده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهيد برايم دعا کنند تا شايد خدا من روسياه را در درگاه با عظمتش به عنوان يک شهيد بپذيرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهاي سازش کار و بي تفاوت و متاسفانه جواناني که شناخت کافي از اسلام ندارند و نمي دانند براي چه زندگي مي کنند و چه هدفي دارند و اصلا چه مي گويند بسيارند. اي کاش به خود مي آمدند. از طرف من به جوانان بگوئيد چشم شهيدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخيزيد و اسلام را و خود را دريابيد نظير انقلاب اسلامي ما در هيچ کجا پيدا نمي شود نه شرقي - نه غربي؛ اسلامي که : اسلامي ... اي کاش ملتهاي تحت فشار مثلث زور و زر و تزوير به خود مي آمدند و آنها نيز پوزه استکبار را بر خاک مي ماليدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندين سال طول مي کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بيرون ببرد ولي روشنفکران ما به اين انقلاب بسيار لطمه زدند زيرا نه آن را مي شناختند و نه باريش زحمت و رنجي متحمل شده اند از هر طرف به اين نو نهال آزاده ضربه زدند ولي خداوند، مقتدر است اگر هدايت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگي را دوست دارم ولي نه آنقدر که آلوده اش شوم و خويشتن را گم و فراموش کنم علي وار زيستن و علي وار شهيد شدن, حسين وار زيستن و حسين وار شهيد شدن را دوست مي دارم شهادت در قاموس اسلام كاري‌ترين ضربات را بر پيكر ظلم، جور،شرك و الحاد مي‌زند و خواهد زد. ببين ما به چه روزي افتاده ايم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشيده است ولي چاره اي نيست اينها سد راه انقلاب اسلاميند ؛ پس سد راه اسلام بايد برداشته شودند تا راه تکامل طي شود مادر جان به خدا قسم اگر گريه کني و به خاطر من گريه کني اصلا از تو راضي نخواهم بود. زينب وار زندگي کن و مرا نيز به خدا بسپار ( اللهم ارزقني توفيق الشهادة في سبيلک) .
و السلام؛
محمد ابراهيم همت

**دومين وصيت نامه شهيد همت:

به نام خدا
نامي كه هرگز از وجودم دور نيست و پيوسته با يادش آرزوي وصالش را در سر داشتم.
سلام بر حسين(ع) سالار شهيدان اسوه و اسطوره بشريت.
مادر گرامي و همسر مهربانم پدر و برادران عزيزم!
درود خدا بر شما باد كه هرگز مانع حركتم در راه خدا نشديد.چقدر شماها صبوريد.خودتان مي دانيد كه من چقدر به شهيدان عشق مي ورزيدم غنچه هايي كه(كبوتراني كه)هميشه در حال پرواز به سوي ملكوت اعلايند.الگو و اسوه هايي كه معتقد به دادن جان براي گرفتن بقا (بقا و حيات ابدي)و نزديكي با خداي چرا كه «ان الله اشتري من المومنين».
من نيز در پوست خود نمي گنجم.گمشده اي دارم و خويشتن را در قفس محبوس مي بينم و مي خواهم از قفس به در آيم.سيمهاي خاردار مانعند.من از دنياي ظاهر فريب ماديات و همه آنچه كه از خدا بازم مي دارد متنفرم(هواي نفس شيطان درون و خالص نشدن)
در طول جنگ برادراني كه در عمليات شهيد مي شدند از قبل سيمايشان روحاني و نوراني مي شد و هر بي طرفي احساس مي كرد كه نوبت شهادت آن برادر فرا رسيده است.
عزيزانم!اين بار دوم است كه وصيت نامه مي نويسم ولي لياقت ندارم و معلوم است كه هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.
از شروع انقلاب در اين راه افتادم و پس از پيروزي انقلاب نيز سپاه را پناهگاه خوبي براي مبارزه يافتم ابتدا در گيري با ضد انقلاب و خوانين در منطقه شهرضا (قمشه)و سميرم سپس شركت در خوزستان و جريان كروهك ها در خرمشهر پس از آن سفر به سيستان و بلوچستان (چابهار و كنارك)و بعدا حركت به طرف كردستان دقيقا دو سال در كردستان هستم .مثل اين است كه ديگر جنگ با من عجين شده است.
خداوند تا كنون لطف زيادي به اين سراپا گنه كرده و توفيق مبارزه در راهش را نصيبم كرده است.اكنون من مي روم با دنيايي انتظار انتظار وصال و رسيدن به معشوق.اي عزيزان من توجه كنيد:
*1-اگر خداوند فرزندي نصيبم كرد با اينكه نتوانستم در طول دوراني كه همسر انتخاب كردم حتي يك هفته خانه باشم دلم مي خواهد او را علي وار تربيت كنيد.
همسرم انسان فوق العاده ايست او صبور است و به زينب عشق مي ورزد او از تربيت كردن صحيح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پيدا كرده است .اگر پسر به دنيا آورد اسم او را مهدي و اگر دختر به دنيا آورد اسم او را مريم بگذاريد.چون همسرم از اين اسم خوشش مي آيد.
*2-امام مظهر صفا پاكي و خلوص و دريايي از معرفت است .فرامين او را مو به مو اجرا كنيد تا خداوند از شما راضي باشدزيرا او ولي فقيه است و در نزد خدا ارزش والايي دارد.
*3-هر چه پول دارم اول بدهي مكه مرا به پيگيري سپاه تهران (ستاد مركزي)بدهيد و بقيه را همسرم هر طور خواست خرج كند.
*4-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشيدن به راه شهيدان و استعانت به درگاه خداوند است تا اين انقلاب را به انقلاب حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) وصل نمايد و در اين تلاش پيگير مسلما نصر خدا شامل حال مومنين است.
*5-از مادر و همه فاميل و همسرم اگر به خاطر من بي تابي كنند راضي نيستم.مرا به خدا بسپاريد و صبور و شجاع باشيد.
حقير حاج همت

 

نوشته شده توسط خلیل در 12:29 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم آبان 1389

متن کامل بیانات تاریخی امام خمینی(ره) علیه كاپیتولاسیون در 4 آبان 1343
در پی تصویب لایحه(کاپیتولاسیون) در سال 1343 که دربرگیرنده اعطای مصونیت سیاسی به اتباع آمریکایی در ایران بود ، امام خمینی در تاریخ چهارم آبان ماه 1343 سخنرانی شدید اللحنی را علیه تصویب کاپیتولاسیون ایراد کردند که منجر به دستگیری و تبعید ایشان به ترکیه و ،نجف و نهایتاً فرانسه شد و زمینه وقایع بعدی، وقوع انقلاب و پیروزی آن در بهمن 1357 را فراهم آورد:
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون. من تاثرات قلبی خودم را نمی توانم اظهار كنم، قلب من در فشار است؛ این چند روزی كه مسائل اخیر ایران را شنیده ام خوابم كم شده (گریه حضار) ناراحت هستم، قلبم در فشار است. با تاثرات قلبی روز شماری می كنم كه چه وقت مرگ پیش بیاید. (گریه شدید حضار)
ایران دیگر عید (گریه حضار) ندارد، عید ایران را عزا كرده اند، (گریه حضار) عزا كردند و چراغانی كردند، عزا كردند و دستجمعی رقصیدند. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند و باز هم چراغانی كردند، پایكوبی كردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانی ها را منع می كردم، می گفتم بیرق سیاه بالای سر بازارها بزنند، بالای سرخانه ها بزنند، چادر سیاه بالا ببرند.
عزت ما پایكوب شد، عظمت ایران از بین رفت، عظمت ارتش ایران را پایكوب كردند.
قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانون اولا" ما را ملحق كردند به پیمان وین و ثانیا الحاق كردند به پیمان وین! كه تمام مستشاران نظامی آمریكا با خانواده هایشان، با كارمندهای فنی شان، با كارمندان اداری شان، با خدمه شان، با هر كس كه بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی كه در ایران بكنند مصون هستند. اگر یك خادم امریكایی، اگر یك آشپز امریكایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور كند، زیر پا منكوب كند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاه های ایران حق ندارند محاكمه كنند! باز پرسی كنند! باید برود امریكا! آنجا در امریكا ارباب ها تكلیف را معین كنند! دولت سابق این تصویب را كرده بود و به كسی نگفت. دولت حاضر این تصویب نامه را در چند روز پیش از این برد به مجلس و در چند وقت پیش از این به سنا بردند و با یك قیام و قعود مطلب را تمام كردند و باز نفسشان در نیامد.
در این چند روز این تصویب نامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبت هائی كردند. مخالفت هائی شد، بعضی از وكلا هم مخالفت هائی كردند، صحبت هائی كردند لكن مطلب را گذراندند، با كمال وقاحت گذراندند، دولت با كمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری كرد.
ملت ایران را از سگ های امریكا پست تر كردند. اگر چنانچه كسی سگ امریكائی را زیر بگیرد باز خواست از او می كنند، اگر شاه ایران یك سگ امریكائی را زیر بگیرد باز خواست می كنند و اگر چنانچه یك آشپز امریكائی شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد،بزرگتر مقام را زیر بگیرد هیچ كس حق تعرض ندارد.
چرا؟ برای اینكه می خواستند وام بگیرند از امریكا، امریكا گفت این كار باید بشود (لابد اینجور است) بعد از سه چهار روز وام 200 میلیونی، 200 میلیون دلاری تقاضا كردند، دولت آمریکا تصویب كرد كه در ظرف پنج سال مبلغ مزبور را به دولت ایران بدهند و در عرض 10 سال، 300 میلیون بگیرند.
می فهمید یعنی چه؟ دویست میلیون دلار، هر دلاری 8 تومان در عرض پنج سال وام بدهند به دولت ایران برای نظام و در عرض 10 سال سیصد میلیون، آنطور كه حساب كردند 300 میلیون دلار از ایران بگیرند یعنی 100 میلیون دلار، یعنی 800 میلیون تومان از ایران در ازای این وام نفع بگیرند؛ معذلك، ایران خودش را فروخت برای این دلارها، ایران استقلال ما را فروخت، ما را جزء دول مستعمره حساب كرد، ملت مسلِم ایران را پست تر از وحشی ها در دنیا معرفی كرد، در ازای وام 200 میلیون كه 300 میلیون دلار پس بدهند. ما با این مصیبت چه بكنیم روحانیون با این مطالب چه بكنند به كجا پناه ببرند عرض خودشان را به چه مملكتی برسانند.
كاپیتولاسیون مخالف رای ملت است:
سایر ممالك خیال می كنند كه ملت ایران است، این ملت ایران است كه اینقدر خودش را پست كرده است، نمی دانند این دولت ایران است، این مجلس ایران است، این مجلس است كه هیچ ارتباطی به ملت ندارد، این مجلس، سرنیزه است و این مجلس چه ارتباطی به ملت ایران دارد، ملت ایران به اینها رای ندادند، علمای طراز اول، مراجع، بسیاریشان تحریم كردند انتخابات را، ملت تبعیت كرد از اینها رای نداد؛ لكن زور سرنیزه اینها را آورد در این كرسی نشاند.
نفوذ روحانی مضر به حال دشمنان ملت است نه خود ملت:
در یكی از كتاب های تاریخی كه امسال به طبع رسیده است و به بچه های ما تعلیم می شود، این است كه بعد از اینكه یك مسائل دروغی را نوشته است، آخرش نوشته است كه معلوم شد كه قطع نفوذ روحانیت، قطع نفوذ روحانیون در رفاه حال این ملت مفید است!
رفاه حال ملت به این است كه روحانیون را از بین ببرند! همین طور است، اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد این ملت اسیر انگلیس، یك وقت باشد، اسیر امریكا، یك وقت باشد. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه اسرائیل قبضه كند اقتصاد ایران را، نمی گذارد كه كالاهای اسرائیل در ایران بدون گمرك فروخته بشود. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه اینها سرخود یك همچنین قرضه بزرگی را به گردن ملت بگذارند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد این هرج و مرجی كه در بیت المال هست، بشود.
اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه هر دولتی هر كاری می خواهد انجام بدهد ولو صد در صد برضد ملت باشد.
اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه مجلس به این صورت مبتذل در آید. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه مجلس با سرنیزه درست بشود تا این فضاحت از آن پیدا بشود. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه دختر و پسر با هم در آغوش هم كشتی بگیرند چنانكه در شیراز شده است. اگر نفوذ روحانیون باشد. نمی گذارد كه دخترهای معصوم مردم زیر دست جوان ها در مدارس باشند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه زن ها را در مدرسه مردها ببرند، مردها را در مدرسه زن ببرند و فساد راه بیندازند.
اگر نفوذ روحانیون باشد توی دهن این دولت می زنند، توی دهن این مجلس می زنند، وكلا را از مجلس بیرون می كنند. اگر نفوذ روحانیون باشد تحمیل نمی تواند بشود یك عده از وكلا بر سرنوشت یك مملكتی كه حكومت كنند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد یك دست نشانده امریكائی این غلطها را بكند، بیرونش می كنند از ایران. نفوذ ایرانی، نفوذ روحانی مضر به حال ملت است نخیر مضر به حال شماست، مضر به حال شما خائن هاست نه مضر به حال ملت.
شما دیدید با نفوذ روحانی نمی توانید هر كاری را انجام دهید، هر غلطی را بكنید، می خواهید نفوذ روحانی را از بین ببرید. شما گمان كردید كه با صحنه سازی ها می توانید كه بین روحانیون اختلاف بیندازید نمی توانید، این خواب را باید به در مرگ برای شما حاصل شود، نمی توانید همچو كاری انجام دهید، روحانیون با هم هستند. من به تمام روحانیون تعظیم می كنم، دست تمام روحانیون را می بوسم، آن روز اگر دست مراجع رامی بوسیدم، امروز دست طلاب را هم می بوسم (گریه حضار) من امروز دست بقال را هم می بوسم (گریه شدید حضار).
اعلام خطر به كلیه اقشار ملت:
آقا من اعلام خطر می كنم، ای ارتش ایران! من اعلام خطر می كنم ای سیاسیون ایران! من اعلام خطر می كنم، ای بازرگانان! من اعلام خطر می كنم، ای علمای ایران! ای مراجع اسلام! من اعلام خطر می كنم، ای فضلا! ای طلاب ! ای مراجع! ای آقایان! ای نجف! ای قم! ای مشهد! ای تهران! ای شیراز! من اعلام خطر می كنم، خطردار است، معلوم می شود زیر پرده چیزهایی است و ما نمی دانیم. در مجلس گفتند نگذارید پرده ها بالا برود، معلوم می شود برای ما خواب ها دیده اند. از این بدتر چه خواهند كرد. نمی دانم از اسارت بدتر چه از ذلت بدتر چه؟ چه می خواهند با ما بكنند. چه خیالی دارند اینها. این قرضه دلار چه به سر این ملت می آورد این ملت فقیر ده سال 100 میلیون دلار، 800 میلیون تومان نفع پول به آمریكا بدهد! در عین حال ما را بفروشید برای یك همچو كاری!
نظامیان امریكائی، مستشاران نظامی امریكایی به شما چه نفعی دارند آقا اگر این مملكت اشغال امریكاست پس چرا اینقدر عربده می كشید، پس چرا اینقدر دم از ترقی می زنید اگر این مستشاران نوكر شما هستند پس چرااز ارباب ها بالاترشان می كنید پس چرا از شاه بالاترشان می كنید اگر نوكرند مثل سایر نوكرها با آنها عمل كنید، اگر كارمند شما هستند مثل سایر ملل كه با كارمندانشان عمل می كنند شما هم عمل كنید.
اگر مملكت ما اشغال آمریكائیست پس بگوئید، پس ما را بردارید بریزید بیرون از این مملكت. چه می خواهند با ما بكنند این دولت چه می گوید به ما، این مجلس چه كرد با ما این مجلس غیر قانونی این مجلس محرم، این مجلسی كه به فتوای و به حكم مراجع تقلید تحریم شده است، این مجلسی كه یك وكیلش از ملت نیست، این مجلسی كه به ادعا می گوید ما از انقلاب سفید آمده ایم. آقا كو این انقلاب سفید! پدر مردم را در آوردند. آقا من مطلعم، خدا می داند كه من رنج می برم، من مطلعم از این دهات، من مطلعم از این شهرستان های دور افتاده، از این قم بدبخت، من مطلعم از گرسنگی خوردن مردم، از وضع زراعت مردم.
سكوت در مقابل ابرقدرت ها از معاصی كبیره است:
آقا فكری بكنید برای این مملكت، فكری بكنید برای این ملت. هی قرض روی قرض بیاورید! هی نوكر بشوید! البته دلار نوكری هم دارد، دلارها را شما می خواهید استفاده كنید نوكریش را ما بكنیم. اگر ما زیر اتومبیل رفتیم كسی حق ندارد به امریكائی ها بگوید بالای چشمت ابروست لكن شماها استفاده اش را بكنید، مطلب این طور است. نباید گفت اینها را آن آقایانی كه می گویند كه باید خفه شد، این جا هم باید خفه شد این جا هم خفه بشویم ما را بفروشند و خفه بشویم قرآن ما را بفروشند و خفه بشویم والله گناهكار است كسی كه داد نزند، والله مرتكب كبیره است كسی كه فریاد نكند (گریه شدید حضار).
به داد اسلام برسید:
ای سران اسلام به داد اسلام برسید، ای علمای نجف به داد اسلام برسید، ای علمای قم به داد اسلام برسید، رفت اسلام. (گریه شدید حاضرین در مجلس) ای ملل اسلام! ای سران ملل اسلام! ای روئسای جمهور ملل اسلامی! ای سلاطین ملل اسلامی! ای شاه به داد خودت برس، به داد همه ما برسید. ما زیر چكمه امریكا برویم چون ملت ضعیفی هستیم! چون دلار نداریم! امریكا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریكا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر.
امروز دولت آمریكا منفورترین دولت در نظر ماست:

اما امروز سر و كار ما با این خبیث هاست، با امریكاست. رئیس جمهور امریكا بداند، بداند این معنا را كه منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما، امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما، یك همچنین ظلمی به دولت اسلامی كرده است، امروز قرآن با او خصم است، ملت ایران با او خصم است. دولت امریكا بداند این مطلب را، ضایع كردند او را در ایران، خراب كردند او را در ایران.
ما را به آمریكا فروختند:
برای مستشارها مصونیت می گیرید بیچاره وكلا داد زدند آقا از این دوست های ما بخواهید به ما این قدر تحمیل نكنند، ما را نفروشید، ما را به صورت مستعمره در نیاورید، كی گوش داد به اینها. از پیمان وین یك ماده را اصلا ذكر نكرده اند، ماده 32 ذكر نشده است، من نمی دانم آن ماده چه است، من كه نمی دانم رئیس مجلس هم نمی داند، وكلا هم نمی دانند، نمی دانند كه قبول كردند طرح را. طرح را قبول كردند، طرح را امضا كردند، تصویب كردند اما عده ای اقرار كردند كه ما اصلا نمی دانیم چیست. (آنها هم لابد امضا نكرده باشند) آن عده دیگر بدتر از آنها بودند، یك عده جهالند اینها.
رجال سیاسی ما، صاحب منصب های بزرگ ما، رجال سیاسی ما، یكی بعد از دیگری را كنار می گذارند، الان در مملكت ما به دست رجال سیاسی كه وطنخواه باشند چیزی نیست، در دست آنها چیزی نیست،ارتش هم بداند یكی تان را بعد از دیگری كنار می گذارند، دیگر برای شما آبرو گذاشتند برای نظام شما آبرو گذاشتند كه یك سرباز امریكائی بر یك ارتشبد ما مقدم است یك آشپز امریكائی بر یك ارتشبد ما مقدم شد در ایران دیگر برای شما آبرو باقی ماند اگر من بودم استعفا می كردم، اگر من نظامی بودم استعفا می كردم، من این ننگ را قبول نمی كردم، اگر من وكیل مجلس بودم استعفا می كردم.
قطع نفوذ روحانی قطع ید رسول الله است:
باید نفوذ ایرانی ها قطع بشود! باید مصونیت برای آشپزهای امریكائی، برای مكانیك های امریكائی برای اداری امریكائی، اداری و فنی، مامورین، كارمندان اداری، كارمندان فنی برای خانواده هایشان مصونیت باشد لكن آقای قاضی در حبس باشند! آقای اسلامی را با دستبند ببرند این ور و آن ور! این خدمتگزارهای اسلام، علمای اسلام در حبس باید باشند، وعاظ اسلام در حبس باشند، طرفداران اسلام باید در بندرعباس حبس باشند برای این كه اینها طرفدار روحانیت هستند، خودشان یا روحانی اند یا طرفدار روحانی. این را در تاریخ ایران دست مردم دادند اینها، سند دست دادند كه معلوم شد رفاه حال این ملت به این است كه قطع نفوذ روحانیین بشود! یعنی چه رفاه حال ملت در این است كه قطع ید رسول الله... از این ملت بشود! روحانیون خودشان چیزی نیستند كه، روحانیون هر چه دارند از رسول الله است، باید قطع ید رسول الله از این ملت بشود! اینها این را می خواهند، این را می خواهند تا اسرائیل با دل راحت هر كاری این جا بكند، تا آمریكا با دل راحت هر كاری می خواهد بكند.
تمام گرفتاری های ما از امریكا است:
آقا تمام گرفتاری ما از این آمریكاست، تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است. اسرائیل هم از امریكاست، این وكلا هم از امریكا هستند، این وزرا هم از امریكا هستند، همه تعیین آنهاست، اگر نیستند چرا نمی ایستند در مقابل، داد بزنند؟
روحانیت سدی در مقابل مطامع استعمارگران:
من الان حافظه ام درست نیست، نمی توانم بفهم مطلب را خوب، الان در حال انقلاب هستم، در یك مجلس از مجالس سابق كه مرحوم مدرس، مرحوم آسید حسن مدرس در آن مجلس بود، اولتیماتومی از دولت روس آمد به ایران كه اگر فلان قضیه را انجام ندهید (كه من حالا هیچی از آن را یادم نیست) ما از فلان جا كه قزوین ظاهرا بوده است می آئیم به تهران و تهران را می گیریم و دولت ایران هم فشار آورد به مجلس كه باید این را تصویب كند. یكی از مورخین، مورخین آمریكائی می نویسد كه: یك روحانی با دست لرزان آمد پشت تریبون ایستاد و گفت: آقایان اگر بناست ما از بین برویم چرا با دست خودمان برویم، رد كرد.
مجلس به واسطه مخالفت او جرات پیدا كرد و رد كرد و هیچ غلطی هم نكردند. روحانی این است، یك روحانی توی مجلس بود نگذاشت آن قلدر شوروی را، روسیه سابق را، پیشنهاد اولتیماتومش را یك روحانی ضعیف، یك مشت استخوان رد كرد. امروز هم باید روحانی نباشد، برای همین قطع ید روحانی باید بكنند تا به آمال و آرزوی خودشان برسند، من چه بگویم؟!
بر ملت است كه فریاد بزند چرا ما را فروختید:
این قدر انباشته است مطالب، این قدر مفاسد در این مملكت زیاد است كه من با این حالم، با این سینه ام، با این وضعم نمی توانم عرضه بكنم، نمی توانم مطالب را به آن مقداری كه می دانم به عرض شما برسانم؛ لكن شما موظفید به رفقایتان بگوئید، آقایان موظفند ملت را آگاه كنند، علما موظفند ملت را آگاه كنند، ملت موظف است كه در این امر صدا در بیاورد، با آرامش عرض برساند، به مجلس اعتراض كند، به دولت اعتراض كند كه چرا یك همچنین كاری كردید چرا ما را فروختید مگر ما، بنده شما هستیم؟
دولت و مجلس غیرقانونی و خائن به اسلام و ملتند:
شما كه وكیل ما نیستید، وكیل هم بودید، اگر خیانت كردید به مملكت خود به خود از وكالت بیرون می روید، این خیانت به مملكت است. خدایا اینها خیانت كردند به مملكت ما. خدایا دولت به مملكت ما خیانت كرد، به اسلام خیانت كرد، به قرآن خیانت كرد.
وكلای مجلسین خیانت كردند، آنهایی كه موافقت كردند با این امر، وكلای مجلس سنا خیانت كردند، این پیرمردها، وكلای مجلس شورا آنهائی كه رای دادند خیانت كردند به این مملكت، آنها وكیل نیستند، دنیا بداند اینها وكیل ایران نیستند اگر هم بودند من عزلشان كردم، از وكالت معزولند، تمام تصویب نامه هائی كه تا حالا نوشته اند، تمامش غلط است.
از اول مشروطه تا حالا بر حسب نص قانون، به حسب نص قانون، قانون را اگر قبول دارند به حسب نص، به حسب نص قانون، بر حسب اصل دوم متمم قانون اساسی تا مجتهدین نظارت نكنند در مجلس، قانون هیچی نیست، كدام مجتهد نظارت می كند الان اگر پنج تا ملا تو این مجلس بود، اگر یك ملا تو این مجلس بود تو دهن اینها می زد، نمی گذاشت این كار بشود. من به آنان كه به ظاهر مخالفت كردند، این حرف را دارم به آنها، چرا آقا خاك تو سرتان نریختید چرا پا نشدید یقه آن مردك را بگیرید همین من مخالفم و سر جای خود بنشینید و آن همه تملق بگوئید! مخالفت این است.
باید هیاهو كنید، باید بریزید وسط مجلس، به هم باید بپرید كه نگذرد این مطلب، به صرف اینكه من مخالفم درست می شود! دیدید كه می گذرد، پس نگذارید یك همچون مجلسی وجود پیدا كند، از مجلس بیرونشان كنید. ما این قانونی را كه در مجلس واقع شد، قانون نمی دانیم. ما این مجلس را مجلس نمی دانیم، ما این دولت را دولت نمی دانیم، اینها خائنند به مملكت ایران، خائنند.
خداوندا امور مسلمین را اصلاح كن. خداوندا دیانت مقدسه اسلام را عظمت به آن عنایت فرما. خدایا اشخاصی كه خیانت می كنند به این آب و ملك، خیانت می كنند به اسلام، خیانت می كنند به قرآن، آنها را نابود كن.

والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته

نوشته شده توسط خلیل در 10:2 |  لینک ثابت   •